احادیث

تکبر

تکبر

)اِنَّ الَذینَ یَستَکبِرُونَ عَنْ عِبادَتيِ سَیَدخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ([1]

حقیقتاً کسانی که از پرستش من کبر می‌ورزند به زودی به خواری به جهنم در می‌آیند.

پیامبر گرامی6:

اِجتَنِبُوا التَّکبُّرَ فإنَّ العَبْدَ لاَ یَزالُ یَتَکبَّرُ حتی یَقُولَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعالی اُکتُبُوا عَبدی هَذا فِی الجَبّارینَ؛[2]

از تکبر اجتناب کنید، زیرا بنده‌ای پیوسته تکبر نمی‌ورزد مگر اینکه خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: نام این بنده من را در زمره جبّارین بنویسید.

اُکَثرُ اهلِ جَهَنّمَ المُتَکَبّروُنَ؛[3]

بیشتر اهل دوزخ متکبران هستند.

حضرت علی7:

عجِبتُ لِلمُتکبِّرِ الّذی کان بالأمسِ نُطفَةً و یکونُ غداً جیفَةً؛[4]

عجب دارم از آدم متکبر، کسی که دیروز نطفه‌ای بیش نبود و فردا هم مرداری بیش نخواهد بود. (و در عین حال تکبر می‌ورزد.)

مِنْ اَقْبَحِ الکِبرِ، تَکَبُّرُ الرَّجُلِ علی ذَوی (ذی) رَحِمِهِ وَ اَبناءِ جنسِهِ؛[5]

از زشت‌ترین تکبرها، تکبر کسی است که در برابر خویشان و همنوعان خود تکبر می‌ورزد.

التَّکَبُّرُ عَلَی المُتَکبِّرِ هُوَ التّواضُعُ بِعَیْنِهِ؛[6]

تکبر در برابر شخص متکبر عین تواضع است.

فاطمه زهرا سلام‌الله علیها:

فَرَضَ اللهُ الأیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ وَالصَّلاةَ تنزیهاً عَنِ الکِبرِ؛[7]

خدا ایمان را برای پاک شدن از شرک واجب کرد و نماز را برای منزه کردن انسان از تکبر.

امام صادق7:

إنَّ فی جَهَنَّمَ لَوادِیاً لِلمُتَکَبِّرینَ یُقالُ لهُ سَقَرُ، شَکی اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ شِدَةَ حَرِّهِ وَ سَألَهُ أن یأذَنَ لَهُ ان یَتَنَفَّسَ، فَتنَفَّسَ فَاَحْرَقَ جَهَنَّمَ؛[8]

در جهنم سرزمینی است که مخصوص متکبران است و آن را سقر گویند. این وادی از شدت حرارت خود به خدا شکایت برد و تقاضا نمود که به وی اجازه دهد تا تنفسی کند پس آن وادی نفسی کشید که از آن نفس جهنم نیز شعله‌ور شد.

إنَّ المُتَکَبِّرینَ یُجعَلُونَ فی صُورَةِ الذَّرِّ یَتَوَطَّاُهُمُ النّاسُ حَتّی یَفرغَ اللهُ مِن الحساب؛[9]

انسان‌های متکبر در قیامت به صورت مورچگان پدیدار می‌گردند و زیر دست و پای مردم قرار می‌گیرند تا خداوند از حسابرسی فارغ گردد.

مَا مِن رَجُلٍ تَکَبَّرَ اَو تَجَبَّرَ اِلاَّ لِذِلَّةٍ وَجَدَها فی نفسِهِ؛[10]

کسی تکبر نمی‌ورزد جز آنکه کمبود و ذلتی در درون خود احساس می‌کند.

[1] . سوره غافر، آیه60.

[2] . نهج‌الفصاحه، ص53.

[3] . ثواب الاعمال، ص502.

[4] . نهج‌البلاغه، حکت 398.

[5] . عیون الحکم والمواعظ، ص473.

[6] . نهج‌البلاغه، حکمت 410.

[7] . وسائل الشیعه، ج۱، ص14.

[8] . الکافی، ج۲، ص310.

[9] . الکافی، ج3، ص424.

[10] . الکافی، ج3، ص462.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا