احادیث

حبّ دنیا

حبّ دنیا

)إعْلِمُوا أنَّمَا الْحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِي الْأَموالِ وَالْاَوْلادِ… وَ مَاْالحَیوةُ الدُّنیَا إلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ([1]

بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌جوئی در اموال و فرزندان است… و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.

پیامبر گرامی6:

إنَّ أوَّلَ ما عُصِیَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سِتٌّ: حُبُّ الدُنیا وَ حُبُّ الرِئاسَةِ وَ حُبُّ الطَعامِ وَ حُبُّ النَّومِ وَ حُبُّ الرّاحَةِ وَ حُبُّ النِّساءِ؛[2]

سرآغاز نافرمانی خدا ـ عز و جل ـ شش چیز است: ۱.‌ دوستی دنیا ۲.‌ دوستی ریاست ۳. دوستی خوراک ۴. دوستی خواب ۵. دوستی راحتی ۶. دوستی زنان.

امام علی7:

حُبُّ الدُنیا رَأسُ الفِتَنِ وَ أصلُ المِحَنُ؛[3]

دوستی دنیا ریشه فتنه‌ها و اساس گرفتاری‌ها است.

شَرُّ المِحَنِ حُبُّ الدُنیا؛[4]

بدترین گرفتاری‌ها دوستی دنیا است.

اَعظَمُ الخَطایا حُبُّ الدُنیا؛[5]

بزرگ‌ترین خطاها و گناهان دوستی دنیا است.

سَبَبُ الشِّقاءِ حُبُّ الدُنیا؛[6]

سبب بدبختی و شقاوت دوستی دنیا است.

امام صادق7:

رَأسُ کُلِّ خَطیئَةٍ حُبُّ الدنیا؛[7]

سرآغاز هر اشتباه و گناه، دوستی دنیا است.

…‌ الحُبُّ أفضَلُ مِنَ الخَوفِ ثُمَّ قالَ وَاللهُ ما أحبَّ اللهُ مَن أحبَّ الدُّنیا وَ والَي غَیرَنا وَ مَن عَرَفَ حَقَّنا وَ أحبَّنا فَقَد أحبَّ اللهَ تَبارکَ و تَعالَي؛[8]

دوستی از ترس برتر است سپس فرمود: سوگند به خدا کسی که دنیا را دوست داشته باشد خدا را دوست نداشته است و غیر ما را دوست داشته و کسی که حق ما را شناخته و ما را دوست داشته باشد البته خدای تبارک و تعالی را دوست داشته است.

کانَ فیما وَعَظَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِهِ عیسَی بنَ مَریَمَ ـ عَلَیهِ‌السَّلامُ ـ: … وَ أعلَم أنَّ رأسَ کُلِّ خَطیئَةٍ وَ ذَنبٍ حُبُّ الدنیا، فَلا تُحِبَّها فَإنّی لا أحِبُّها؛[9]

از جمله موعظه‌های خداوند به حضرت عیسی ـ علیه‌السّلام ـ این بود که: … و بدان که ریشه هر خطا و گناه، دوستی دنیاست پس آن را دوست نداشته باش و البته من آن را دوست ندارم.

[1] . سوره حدید، آیه۲۰.

[2] . الکافی، ج۲، ص۲۸۹.

[3] . غرر الحکم، ص139.

[4] . غررالحکم، ص139.

[5] . غررالحکم، ص140.

[6] . غررالحکم، ص140.

[7] . الکافی، ج۲، ص۳۱۵.

[8] . الکافی، ج۸، ص۱۲۸.

[9] . الکافی، ج۸، ص۱۴۰.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا