amp-web-push-widget button.amp-subscribe { display: inline-flex; align-items: center; border-radius: 5px; border: 0; box-sizing: border-box; margin: 0; padding: 10px 15px; cursor: pointer; outline: none; font-size: 15px; font-weight: 500; background: #4A90E2; margin-top: 7px; color: white; box-shadow: 0 1px 1px 0 rgba(0, 0, 0, 0.5); -webkit-tap-highlight-color: rgba(0, 0, 0, 0); } .amp-logo amp-img{width:190px} .amp-menu input{display:none;}.amp-menu li.menu-item-has-children ul{display:none;}.amp-menu li{position:relative;display:block;}.amp-menu > li a{display:block;} /* Inline styles */ span.acss82267{color:#ff00ff;}div.acss88fc3{max-width:70px;} .icon-widgets:before {content: "\e1bd";}.icon-search:before {content: "\e8b6";}.icon-shopping-cart:after {content: "\e8cc";}
او اولین فرزند امام علی (ع)ونخستین نوه پیامبر (ص) از طریق فاطمه(س) است که در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت در مدینه به دنیا آمد.
پیامبر (ص) قنداق نمودن نوزاد با پارچه زرد را نمی پسندید. از این رو قبلا تذکر داده بود که این کار را نکنند اما به عکس با چنین کاری مواجه شد . یعنی پیامبر (ص) پس از آنکه از سفر بر گشته بود وبا خبر شد که حضرت فاطمه (س) زایمان نمود به خانه اش آمد وبه اسماء بنت عمیس فرمود : فرزندم را بیار . وقتی اسماء نوزاد را آورد حضرت دیدند که او قنداق به پارچه زرد است اعتراض نمود وفرمود:
اَ لَم اَتَقَدَّم اِلَیکُم اَن لا تَلَفُّوهُ فی خِرقَهٍ صَفراءَ فَدَعی بِخِرقَهٍ بَیضاءَ فَلَفَّهُ فیها وَ رَمَی الصَّفراءَ.
آیا قبلا به شما تذکر نداده بودم که او را در پارچه زرد قنداق نکنید ؟ آنگاه پارچه سفیدی را طلب کردند ونوزاد را با آن قنداق نمودند وپارچه زرد را به کناری انداختند.(علل الشرایع ، ص 138)
اولین اقدامی که پیامبر (ص) پس از آغوش گرفتن نوزاد انجام داد این بود که زبان خود را در دهان نوزاد نهاد واو هم زبان پیامبر (ص) را مکید . (علل الشرایع ، ص 138)
حکمت این کار را اگر چه در جایی ندیدم ولی خودم فکر می کنم که حضرت خواست با این کار خصائل وفضائل نبوی را به نوزاد منتقل کند . وشاید به همین خاطر باشد که امام مجتبی (ع) در گفتار ورفتار وحتی در شکل وشمایل شبیه پیامبر (ص) بود .
نکته چهارم این که پیامبر(ص) به گوش راست نوزاد اذان ودر گوش چپ او اقامه فرمود . تا آوای توحید وآوای نبوت و ولایت وآوای نماز وکارهای خیر وفلاح ورستگاری از طریق گوش نوزاد به قلب او منتقل گردد وتا با این کار آوای توحید وآثار توحیدی را در قلب او تثبیت وماندگار نماید.
پیامبر (ص) در همین دیدار نام او را حسن وکنیه اش را ابو محمد نهاد .
یعنی حضرت پس از اذان واقامه فرمود آیا نامی برای نوزاد تعیین کردید ؟
امام علی (ع) گفت: نه ؛ بل منتظر بودیم تا حضرتعالی نامی برای او تعیین نمایی .
پیامبر (ص) فرمود : نه ؛ من هم چنین نمی کنم بل منتظر می مانیم تا خداوند متعال نام او را معین کند .
در همین هنگام بود که جبرییل نازل شد وعرض کرد نظر خداوند متعال این است که نام فرزند هارون خلیفه موسی (ع) روی این فرزند گذاشته شود ؛ چرا که علی (ع) برای شما به منزله هارون برای موسی است وبه همین خاطر شایسته است فرزند شما همنام فرزند او باشد . یعنی علی (ع) خلیفه و وزیر تو است(همچو هارون برای موسی- ع- ) پس همان نامی که برای فرزند هارون برگزیده شد شایسته است برای فرزند علی(ع) هم برگزیده شود.
پیامبر (ص) پرسید نام او چیست ؟ جبرئیل عرض کرد: ” شَبَّر ” پیامبر (ص) فرمود : زبان من عربی است ( درحالی که این نام عبری وسریانی است )
جبرئیل معادل سازی کرد وعرض کرد نام او حسن می شود . که حضرت نام او را حسن نهاد که البته نام حسن تا آن روز در جامعه عرب سابقه نداشت .(دوفرزند دیگرهارون شُبَیر ومُشَبَّر بود که به عربی حسین ومحسن می شود) (علل الشرایع ، ص 138)
چند برداشت :
الف : نامگذاری با آنکه حق والدین است اما به بزرگ خانواده که پیامبر باشد احترام نمودند تا او این اسم را تعیین کند .
دیگر آنکه وزارت علی (ع ) برای پیامبر (ص) در این واقعه تثبیت شد زیرا وقتی از سوی خداوند متعال تصریح شود که علی (ع) برای شما به سان هارون برای موسی(ع) است پس نیابت وجایگزینی حضرت امیر (ع) پیشاپیش مطرح گردید . یعنی علی (ع) خلیفه وجانشین پیامبر است ؛ همانگونه که هارون خلیفه وجانشین حضرت موسی است .
سوم اهتمام به زبان ملی و خودی وپرهیز از پذیرش واژه بیگانه است به ویژه ممنوعیت نام بیگانه برای فرزند است . اگر چه واژه شبر واژه خوب وخوش معنا است اما چون بیگانه است نباید استفاده شود.
در حقیقت حضرت می خواهد به فرماید باید اسمی از واژگان ملی وخودی انتخاب شود نه واژه بیگانه .
پس این اقدام به ما می فهماند که در نامگذاری باید از واژه بیگانه پرهیز نمود .
در آن زمان رسم بود که سر نوزاد را با خون آغشته می نمودند اما پیامبر (ص) این سنت را حذف نمود وبه جای آن عطررا جایگزین نمود . از این رودستور داد سر او را بتراشند و با ماده خوشبوی “خَلوق”(نوعی بوی خوش) سر نو زاد را خوشبو نمایند .
حضرت دستور داد سر او را به تراشند وبه وزن موی سرش دینار صدقه بدهند تا هم صدقه داده باشد و هم با صدقه صیانت نوزاد را تضمین کنند وهم اینکه صدقه از مال نوزاد باشد ؛ چرا که نوزاد فعلا از خودش چیزی جز موی سر ندارد وچه زیبا است که همان هم صدقه او با شد. آری صدقه خوب است از مال خود آدم باشد .
پیامبر (ص) دستور دادند برای نوزاد عقیقه کنند . از این رو خودش هزینه دو گوسفند را متقبل شد ودستور داد دو گوسفند برایش عقیقه کنند که عقیقه از آن پس برای نوزاد سنت شد .
(از بند یک تا ده از کتاب حسن کیست تالیف فضل الله کمپانی ص 11 استفاده شد)
در سایه این ولادت کوثریت حضرت فاطمه(س) هم مصداق پیدا کرد . یعنی وقتی حضرت زهرا (س) به دنیا آمد خداوند متعال فرمود:ای پیامبر ! ما به شما کوثر دادیم . وشما از این پس کوثر هستید ودشمن شما ابتر .
کوثر یعنی چشمه همیشه جوشان وهمیشه در جریان . وپیامبر (ص) با کوثریت فاطمه (س)کوثرمی شود .یعنی اینکه او از طریق فاطمه ماندگار وادامه دار می گردد. برخلاف نظر دشمن که فکر می کرد پیامبرچون پسرندارد با فوت خود دیگر تمام می شود وپرونده زندگی اش برای همیشه بسته می گردد. اماخداوند متعال فرمود : نه ؛ بل شما ماندگارید وبا آنکه پسر ندارید اما از طریق دختر ت فاطمه ماندگار می شوید وهمواره جاری خواهی بود .
واین نوزاد اولین حلقه این جریان است وحلقه بعدی امام حسین (ع) وحلقه بعدی امام سجاد (ع) وامام باقر (ع) وهمچنان ادامه این حلقه ها وسلسله ها تا امام زمان استمرار می یابد . پس تولد امام مجتبی (ع) به نوعی تثبیت کوثریت حضرت زهرا (س) است .
نکته بعدی این است که با این ولادت سبط بودن نوه دختری هم تثبیت شد .
توضیح مطلب اینکه عرب سبط را فقط در نوه پسری خلاصه می کرد ونوه دختری را سبط نمی دانست . اما با آمدن امام مجتبی (ع) سبط بودن او( برای پیامبر – ص- ) تثبیت شد . وپیامبر او را سبط قلمداد نمود والبته نوه بعدی یعنی امام حسین (ع) هم سبط شد که امام مجتبی سبط اکبروامام حسین سبط اصغر لقب گرفتند.
ویژه گیهای حضرت مسلم(ع) ثقه ومورد اعتمادحضرت اباعبد الله(ع) شجاعت تقید کامل به مسائل شرعی…
چند نکته از زندگی حضرت مسلم (ع) از خانواده فقیر بود چون عقیل وضع مالی…