احادیث

دزدی و حدّ آن

دزدی و حدّ آن

)وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقطَعُوا اَیدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللهِ وَاَللهُ عَزیزٌ حکیمٌ([1]

و مرد و زن دزد را به (سزای) آنچه کرده‌اند دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببرید، و خداوند توانا و حکیم است.

پیامبر گرامی6:

مَن أصابَ بفِیهِ مِن ذِی حاجَةٍ غَیرَ مُتَّخِذٍ خُبنَةً؛[2]

نیازمندی که [از مال دیگران برای رفع گرسنگی] چیزی بخورد، اما با خود چیزی پنهانی نبرد، کیفری ندارد.

امام علی7:

لاأقطَعُ فی الدَّغارَةِ المِعلَنَةِ. وَ هِیَ الخُلسَةُ. ولکنّ اُعَزِّرُهُ؛[3]

در اختلاس و ربودنِ آشکار دست نمی‌بُرم، اما رباینده را تعزیر می‌کنم.

لَیسَ علی الطَّرّارِ و المختَلِسِ قَطعٌ، لأنَّها دَغارَةٌ مُعلَنَةٌ، و لکن یُقطَعُ مَن یَأخُذُ و یُخفِی؛[4]

جیب‌بر و اختلاس کننده، قطع دست ندارند؛ چون کار آنها ربودن علنی است. کسی دستش قطع می‌شود که در خفا بدزدد.

إن کانَ طَرَّ مِن قَمِیصِهِ الأعلی لَم نَقطُعهُ، و إن کانَ طَرَّ مِن قَمِیصِهِ الأسفَلِ قَطَعناهُ؛[5]

اگر از جیب‌ لباس رو ربوده است دستش را نمی‌بریم، اما اگر از جیب لباس زیرین ربوده، می‌بریم.

أربَعةٌ لاقَطعَ عَلَیهِم: المُختَلِسُ، والغُلُولُ، و مَن سَرَقَ مِنَ الغَنیمَةِ، و سَرِقَةُ الأجیرِ فإنَّما خِیانَةٌ؛[6]

چهار نفرند که قطع دست ندارند: اختلاس کننده، کسی که خیانت کند، کسی که از غنیمت بدزدد، و دزدی اجیر؛ زیرا [کار اینها خیانت محسوب می‌شود] نه دزدی، پس کیفر دیگری دارند.

امام صادق7:

لایُقطَعُ السّارِقُ فی عامِ سَنَةٍ. یَعنِی فی عامِ مَجاعَةٍ؛[7]

در سال‌های قحطی و گرسنگی، دست دزد قطع نمی‌شود.

کانَ المؤمنین علیه‌السلام لایَقطَعُ السّارِقَ فی أیّامِ المِجاعَةِ؛[8]

امیر المؤمنین علیه‌السلام در ایّام گرسنگی (خشکسالی) دست دزد را نمی‌برید.

امام رضا7:

حَرَّمَ اللهُ السَّرِقَةَ لِما فِیه[ا] مِن فَسادِ الأموالِ و قَتلِ النَّفسِ لَو کانَت مُباحَةً، و لِما یَأتی فی التَّغاصُبِ مِنَ القَتلِ والتَّنازُعِ والتَّحاسُدِ، و ما یَدعُوا إلی تَرکِ التِّجاراتِ والصِّناعاتِ فی المِکاسِبِ، و اقتِناءِ الأموالِ إذا کانَ الشَّیءُ المُقتَنی لا یکونُ أحَدٌ أحَقَّ بِهِ مِن أحَدٍ… و عِلَّةُ قَطعِ الیَمینِ مِنَ السّارِقِ؛ لأنَّهُ یُباشِرُ الأشیاءَ بِیَمِینِهِ، و هِی أفضَلُ أعضائِه و أنفَعُها لَهُ، فَجُعِلَ قَطعُها نَکالاً و عِبرَةً لِلخَلقِ لِئلاً یَبتَغُوا أخذَ الأموالِ مِن غَیرِ جِلِّها، و لأنَّهُ أکثَرَ ما یُباشِرُ السَّرِقَةَ بیَمینِهِ؛[9]

خداوند دزدی را حرام فرمود؛ چون اگر مباح بود موجب تباهی اموال و آدم‌کشی می‌شد و نیز به خاطر این که غصب اموال یکدیگر، موجب کشتار و درگیری و حسدورزی به یکدیگر می‌شود. و همچنین موجب ترک تجارت و پیشه‌وری، و کسب اموال و ثروت‌های به ناحق و ناروا می‌گردد. علّت بریدن دست راست دزد آن است که وی با دست راست خود با اشیاء تماس دارد و این دست، بهترین و کارآمدترین عضو بدن اوست. پس بریدن آن کیفری برای دزد و درس عبرتی است برای دیگران تا در صدد تصرّف اموال، از راه ناروا نیایند و نیز چون بیشتر با دست راست دزدی می‌کنند.

[1] . سوره مائده، آیه38.

[2] . کنزالعمّال: 13326.

[3] . الکافی: 1/225/7.

[4] . بحارالانوار: 19/186/79.

[5] . الکافی: 8/226/7.

[6] . الکافی: 6/226/7.

[7] . الکافی: 2/231/7.

[8] . نهج‌البلاغه، خطبه 91.

[9] . نورالثقلین: 183/627/1.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا