احادیث

زراعت

زراعت

)اَفَرأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ. أ اَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ اَمْ نَحنُ الزّارِعُونَ([1]

آیا آنچه را که کشت می‌کنید دیده‌اید، آیا شما آن را (بدون یاری ما) زراعت می‌کنید یا ما زراعت می‌کنیم.

پیامبر گرامی6:

ما مِن مُسلِمٍ یَغرِسُ غَرسَاً أو یَزرَعُ زَرعَاً، فَیأکُلُ مِنهُ إنسانٌ أو طَیرٌ أو بَهیمَةٌ إلاَ کانَت لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ؛[2]

هر مسلمانی درختی بنشاند یا کِشته‌ای بکارد تا انسان یا پرنده یا چارپایی از آن بخورد، برای او صدقه محسوب می‌شود.

ما مِنْ رَجُلٍ یَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ؛[3]

هر که نهالی بکارد، خداوند به مقدار میوه‌ای که از آن درخت به دست می‌آید، در نامه اعمال او پاداش می‌نویسد.

اُطلُبوا الرِّزقَ فی خَبایا الأرضِ؛[4]

روزی را از آنچه در زمین پنهان است، بجویید.

لاتُحرِقُوا النَّخلَ ولا تُغرِقوهُ بِالماءِ ولا تَقطَعُوا شَجَرَةً مُثمِرَةً ولا تُخرِقُوا زَرعاً لِأنَّکُم لاتَدرونَ لَعَلَّکُمْ تَحتاجُونَ إلَیهِ؛[5]

نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید، درخت بارور را قطع نکنید و زراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمی‌دانید، شاید در آینده به آن نیازمند شوید.

إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِی أحَدِکُم فَسیلَةٌ، فإنِ استَطاعَ أن لایَقومَ حَتّی یَغرِسَها، فَلیَغرِسها؛[6]

اگر قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهالی باشد، چنانچه بتواند قبل از برخواستن آن را بکارد، باید آن را بکارد.

امام علی7:

مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَابْعَدَهُ اللهُ؛[7]

کسی که آب و خاک در اختیار دارد و با فقر و گدائی می‌گذراند، خداوند او را از رحمت خود دور ساخته است.

امام صادق7:

إِزرَعُوا واغرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اَجَلَّ ولا أطیَبَ مِنهُ؛[8]

زراعت کنید و درخت بکارید؛ به خدا قسم آدمیان کاری برتر و پاک‌تر از این نکرده‌اند.

الزّارِعُونَ کُنوزُ الأنامِ؛[9]

کشاورزان گنج‌های مردمان‌اند.

ما فِی الأعمالِ شَيءٌ أحَبُّ إلَي اللهِ تَعالی مِنَ الزَّراعَةِ؛[10]

در میان کارها، کاری محبوب‌تر از کشاورزی، در نزد خدای متعال نیست.

الکِیمیاءُ الأکبَرُ الزَّراعَةُ؛[11]

بزرگ‌ترین کیمیا، کشاورزی است.

[1] . سوره واقعه، آیات 63ـ64.

[2] . مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص640.

[3] . کنزالعمّال، ح9057.

[4] . کنزالعمّال، ح9302.

[5] . الکافی، ج۵، ص29.

[6] . کنزالعمّال، ح 9056.

[7] . بحارالانوار، ج23، ص19.

[8] . بحارالانوار، ج103، ص68.

[9] . الکافی، ج5، ص261.

[10] . مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص461.

[11] . الکافی، ج5، ص261.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا