احادیث

احتکار

احتکار

)وَالَّذینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَ لایُنفِقُونَها فی سَبیلِ اللهِ فَبَشِّرهُم بَعَذابٍ اَلیمٍ([1]

و کسانی که زر و سیم را گنجینه می‌کنند و آنها را در راه خدا خرج نمی‌کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده.

پیامبر گرامی6:

المُحتَکِرُ في سُوقِنا کالمُلْحِدِ في کِتابِ اللهِ؛[2]

کسی که در بازار ما دست به احتکار زند به منزله کسی است که کتاب خدا را انکار کند.

بِئسَ العَبدُ ألمُحتَکِرُ: إن أرخصَ اللهُ تَعالی الأسعارَ حَزَنَ وَ إن أغلاَها اللهُ فَرِحَ؛[3]

چه بد بنده‌ای است محتکر! اگر خداوند متعال قیمت‌ها را کاهش دهد، او اندوهگین می‌شود و اگر گران کند شاد می‌گردد.

حضرت علی7:

أیُّما رَجُلٍ اشْتَری طَعاماً فکَبَسَهُ أربَعینَ صَباحا یُریدُ بِهِ غَلاءَ المُسلِمینَ، ثُمَّ باعَهُ فتَصَدَّقَ بثَمنِهِ لَم یَکُنْ کَفّارَةً لِما صَنَعَ؛[4]

هر کس مواد غذایی بخرد و برای این‌که آن را به مسلمانان گران بفروشد، چهل روز انبار کند و پس از چهل روز آن را بفروشد و همه درآمد آن را هم صدقه بدهد کفاره گناه او نخواهد شد.

(فیما کَتَبَهُ للأشتَر حینَ وَلاّهُ مِصرَ) وَ اعْلَمْ مَعَ ذلِکَ أنَّ فی کَثیرٍ مِنهُم (التُجار و ذَوي الصَناعاتِ) ضِیقاً فاحِشاً و شُحّاً قَبیحاً، و إحْتِکاراً لِلمَنافِعِ، وَ تَحَکُّماً فی البِیاعاتِ، و ذلکِ بابُ مَضَرَّةٍ لِلعامَّةِ، و عَیْبٌ علی الوُلاةِ، فامْنَعْ مِن الاحْتِکارِ، فإنَّ رسولَ الله(صلی الله علیه و آله و سلّم) مَنعَ مِنهُ؛[5]

(در فرمان زمامداری مصر به مالک‌اشتر) با این همه، بدان که بسیاری از آنان (تجّار و صاحب صنعت) در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخل‌ورزی ناپسندی دارند و به منظور سود بیشتر کالا را احتکار می‌کنند و به دلخواه نرخ گران می‌بندند و این کار برای توده مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است. بنابراین، از احتکار جلوگیری کن؛ زیرا که رسول خدا6 از آن منع فرموده است.

مِن طَبَائِع الأغمَارِ إتعَابُ النُّفُوسِ فِی اِحتِکَارٍ؛[6]

به رنج افکندن خود برای احتکار از خصلت‌های ابلهان است.

الاِحتِکَارُ شِیمَةُ الفُجَّارِ؛[7]

احتکار خوی نابکاران است.

الإیثَارُ فَضِیلَةٌ وَ الاِحتِکَارُ رَذِیلَةٌ؛[8]

ایثار فضیلت است و احتکار رذیله است.

الاِحتکار دَاعِیَةُ الحِرمَان؛[9]

احتکار به حرمان و بی‌بهره ماندن (محتکر) انجامد.

[1] . سوره توبه، آیه34.

[2] . نهج‌الفصاحه، ص432، ح1317.

[3] . نهج‌الفصاحه، ص371، ح1079.

[4] . امالی (طوسی)، ص676.

[5] . تحف العقول، ص140 ـ نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، ص438 از نامه 53.

[6] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص361، ح8207.

[7] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص361، ح8203.

[8] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص361، ح8200.

[9] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص361، ح8201.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا