اخلاق
اخلاق
)لاتَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي، هِيَ أحْسَنُ فَإذَا الَّذي بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ وَ ما یُلَقّاها إلاَّ الَّذینَ صَبَروا و ما یُلَقّاها إلاّ ذو حَظٍّ عَظیمٍ([1]
هرگز خوبی و بدی یکسان نیست، بدی را با خوبی دفع کن تا دشمنان سرسخت همچون دوستان، گرم و صمیمی شوند. و جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمیرسند، و جز کسانی که بهره عظیمی (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمیگردند.
پیامبر گرامی6:
اَلا اُنَبَّئُکُمْ بِخیارِکُمْ؟ قالوا: بَلی یا رَسولَالله. قالَ اَحاسِنُکُم اَخْلاقا اَ لْمُوَطَّئُونَ اَکْنافا، اَلَّذینَ یَأْلِفونَ وَ یُؤْلَفونَ؛[2]
آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا، ای رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاقترین شما، آنان که نرمخو و بیآزارند، با دیگران انس میگیرند و از دیگران انس و الفت میپذیرند.
… وَ ما یَمْنَعُکَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعیشَ حَمیداً وَ تَموتَ سَعیداً و اِنَّما بُعِثْتُ عَلی تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛[3]
چه چیزی مانع توست که زندگی پسندیده و مرگ با سعادت را داشته باشی، چرا که من برای کامل نمودن اخلاق زیبا مبعوث شدهام.
اَحَبُّکُمْ إلَي اللهِ اَحْسَنُکُمْ أخْلاقاً؛[4]
محبوبترین شما در نزد خدا، خوش اخلاقترین شماست.
اَوَّلُ ما یوضَعُ فی میزانِ الْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیامَةِ حُسْنُ خُلْقِهِ؛[5]
نخستین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته میشود، اخلاق خوب اوست.
امام علی7:
حُسنُ الْخُلْقِ في ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَلَبُ الْحَلالِ وَ التَّوَسُّعُ عَلَی الْعِیالِ؛[6]
خوش اخلاقی در سه چیز است: دوری کردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسایش و رفاه برای خانواده.
رَأسُ العِلمِ التَّمییزُ بَینَ الاَخلاقِ وَ اِظهارُ مَحمودِها وَ قَمعُ مَذمومِها؛[7]
بالاترین درجه دانایی، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.
امام صادق7:
مَن اَحسَنَ خُلقَهُ اَحَبَّهُ الاَخیارُ وَ جانَبَهُ الفُجّارُ؛[8]
انسان خوشاخلاق، از دوستی مردمان خوب برخوردار است و از تعرّض آدمهای نابکار در امان است.
وَ قَد سُئِلَ عَن مَکارمِ الاَخلاقِ: اَلعَفوُ عَمَّن ظَلَمَکَ وَصِلَةُ مَن قَطَعَکَ وَ اِعطاءُ مَن حَرَمَکَ وَ قَولُ الحَقِّ وَ لَو عَلی نَفسِکَ؛[9]
درباره مکارم اخلاق سؤال شد، فرمودند: گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، رابطه با کسی که با تو قطع رابطه کرده، عطا به آن کس که از تو دریغ داشته است و گفتن حق اگر چه بر ضد خودت باشد.
[1] . سوره فصلت، آیه 34و 35.
[2] . بحارالانوار، ج71، ص396، ص76.
[3] . مجمع الزوائد، ج۸، ص23.
[4] . مجمعالبیان، ج۱۰، ص87.
[5] . قرب الإسناد، ص46، ح149.
[6] . بحارالانوار، ج71، ص394، ح63.
[7] . غررالحکم، ح5267.
[8] . مستدرک الوسائل، ج8، ص449.
[9] . معانی الأخبار، ص191، ح1.
