ازچهار چیز به پرهیز
- ازچهار چیز به پرهیز
پیامبر (ص) فرمود:
يا عليُّ، لا تَمزَحْ فيَذهَبَ بَهاؤكَ،و لا تَكذِبْ فيَذهَبَ نورُكَ .
وَ إِيَّاكَ وَ خَصْلَتَيْنِ الضَّجَرَ وَ الْكَسَلَ فَإِنَّكَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ وَ إِنْ كَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّهِ .
اى على! شوخى مكن كه ارج و احترامت از بين مى رود و دروغ مگو كه نورانيّتت از ميان مى رود.
از دو خصلت بپرهيز: بى حوصلگى و تنبلى، زيرا اگر كم حوصله باشى بر حق شكيبايى نكنى و اگر سست و تنبل باشى حقّى را ادا نكنى. (کتاب المواعظ، تالیف شیخ صدوق _ره _ ص9)
- مزاح آسیب شخصیت
يا عليُّ، لا تَمزَحْ فيَذهَبَ بَهاؤكَ اى على! شوخى مكن كه ارج و احترامت از بين مى رود
البته ذات شوخی مانعی ندارد و نوعی ادخال سرور است که به استحباب آن تاکید شده است وپیامبر (ص) هم می فرمود من شوخی می کنم اما شوخی حق ودرست .إنّي أمزَحُ و لا أقولُ إلاّ حَقّا .
من مزاح مى كنم، اما جز حقّ نمى گويم.
پس شوخی مانعی ندارد نهایت اگر شوخی بیجا باشد ویا زیاد شود ویا باعث هتک کسی گردد روا نیست وچه بسا ممکن است حرمت وابهت شوخی کننده را بشکند چنانکه پیامبر (ص) تذکر دادند که شوخی نکن چراکه باعث از بین رفتن حرمت وشخصیت شما می شود .
- دروغ آسیب نورانیت
و لا تَكذِبْ فيَذهَبَ نورُكَ .
ممکن است منظور از نور نورقلب ویا نور صورت ویا نوربصیرت ویا نور ایمان ویا همه نور مومن باشد . انسان با اعمال صالحه نور پیدا می کند ودر حقیقت نوری که در اجزاءظاهری وباطنی انسان مشاهده می شود محصول اعمال صالح انسان است مثلا نماز شب می خواند نورانیت پیدا می کند ، وضو می گیرد نورانیت می یابد ، قرآن می خواند ، ویا روزه می گیرد ویا صدقه می دهد ویا هر کار مثبت وصالح دیگر که انجام می دهد نورانیت می یابد واین نور ونورانیت دارای آسیبها است که از جمله آسیبها همین دروغ است مومن وقتی دروغ می گوید نورانیتش که در سایه اعمال صالح به دست آورده است از دست می دهد ؛ گاه تمامش را وگاه بعض آن را . لذا پیامبر (ص) سفارش می کند کسی دروغ نگوید چراکه دروغ نور مومن را از بین می برد.
- تنبلی وکم حوصلگی آسیب حق
وَ إِيَّاكَ وَ خَصْلَتَيْنِ الضَّجَرَ وَ الْكَسَلَ فَإِنَّكَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ وَ إِنْ كَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّهِ .
ضجر به فتح جیم ویا سکون آن به معنای کم حوصلگی وکسالت به معنای تنبلی است وهردو آسیب حق هستند. انسان کم حوصله تن به حق نمی دهد وزیر بار حق نمی رود یعنی بر حق استوار واستقامت ندارد و با کمترین تنش از حق دور می شود و آن را رها می کند.
حق از موضوعاتی است که گاه نیاز به دفاع دارد وگاه نیاز به استیفاء دارد وبه عبارتی حق گرفتنی است و حق حفظ کردنی است وانسان کم حوصله نه دنبال دریافت آن می رود ونه نسبت به صیانت وحفاظت آن تلاش می نماید واگر بگویی چرا از حقت دفاع نمی کنی ویا برای دریافت حق خود اقدام نمی کنی ویا حقت را حفظ نمی نمایی ؟ می گوید حوصله ندارم واین کم حوصلگی باعث نابودی حق می شود .
وهمچنین است تنبلی . یعنی تنبلی نخواهد گذاشت که انسان نسبت به انجام حق اقدام کند وحق افراد را اداء نماید مثل حق خانوادگی ، حق دوستی ، حق همسایگی ، حق اعضاء بدن ، وخلاصه حق الله وحق الناس که انسان تنبل نسبت به انجام آن کوتاهی می کند و اگر به انسان تنبل بگویی چرا نسبت به اداء حق دیگران اقدام نمی کنی در جواب گوید حال ندارم وخلاصه این بی حالی وکم حوصله گی بلای حق وآسیب حق است وباعث می شوند تا حق نابود گردد.