اعتدال و میانهروی
اعتدال و میانهروی
)وَ کَذالِکَ جَعَلناکُم اُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ([1]
و بدین گونه ما شما را امتی معتدل و میانهرو قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید.
پیامبر گرامی6:
مَن إقتَصَدَ أغناهُ اللهُ؛[2]
هر که میانهروی کند، خداوند بینیازش گرداند.
ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلیَ اللهِ مِن نَفَقَةِ قَصدٍ؛[3]
هیچ خرجی در نزد خدا، محبوبتر از خرجی نیست که با میانهروی همراه باشد.
الاِقتِصادُ فی النَفَقَةِ نِصفُ المَعیشَةِ؛[4]
میانهروی در خرج کردن، نصف معیشت است.
عَلیکُم بِالاِقتِصادِ فَمَا افتَقَرَ قَومٌ قَطُّ اقتَصَدوُا؛[5]
بر شما باد که در زندگی صرفهجو و میانهرو باشید. هر قومی که راه اعتدال و میانه را پیش گیرند هرگز فقیر و تهیدست نمیگردند.
امام علی7:
مَنِ اقتَصَدَ فِی الغَنِی وَالفَقرِ فَقَدِ استَعَدَّ لِنَوائِبِ الدَّهرِ؛[6]
هر که در هنگام توانگری و تهیدستی میانهروی کند، خود را در برابر حوادث سخت روزگار، آماده کرده است.
لاهَلاکَ مَعَ الاِقتِصادِ؛[7]
با میانهروی، هلاکتی نیست.
لَیسَ فِی الإقتِصادِ تَلَفٌ؛[8]
در میانهروی، مالی تلف نمیشود.
امام صادق7:
ضَمِنتُ لِمَن إقتَصَدَ أن لاَیَفتَقِرَ، و قال اللهُ عَزّ و جَلَّ: «یَسأَلُونَکَ ماذا یُنفِقُونَ قُلِ العَفوَ» وَالعَفوُ الوَسَطُ، وَ قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَالَّذینَ إذا أنفَقُوا لَم یُسرِفُوا وَ لَم یَقتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلِکَ قَواماً» وَ القَوامُ الوَسَطُ؛[9]
من برای کسی که میانهروی کند، ضمانت میکنم که فقیر نشود و خدای عز و جل فرموده است: «از تو میپرسند که چه انفاق کنند، بگو: زیادتی را» مراد از زیادتی، حد وسط است. و نیز خدای عز و جل فرموده است: «و آنان که هر گاه انفاق کردند، زیادهروی نکنند و بر خود سخت و تنگ (نیز) نگیرند، (بلکه) رعایت قوام میکنند»، قوام به معنای اعتدال و حدوسط است.
إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إنَّ السَّرَفَ (أمر) یُبغِضُهُ (اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ)؛[10]
میانهروی، چیزی است که خدای عزّ و جلّ آن را دوست دارد و اسراف امری است که خدای عزّ و جلّ، از آن نفرت دارد.
امام حسن عسکری7:
إن لِلأقتِصادِ مِقداراً، فَإن زادَ عَلَیهِ فَهُوَ بُخلٌ؛[11]
میانهروی، اندازهای دارد که اگر از آن فراتر رود بخل است.
[1] . سوره بقره، آیه 143.
[2] . تنبیهالخواطر، ج۱، ص167.
[3] . بحارالانوار، ج76، ص269، ح17.
[4] . الشهاب فی الحِکَم والآداب، ص35.
[5] . تنبیه الخواطر، ج1، ص167.
[6] . غرر الحکم، ح9048.
[7] . غررالحکم، ح8073.
[8] . غررالحکم، ح8073.
[9] . من لایحضره الفقیه، ج2، ص64، ح1721.
[10] . الخصال، ج10، ص36.
[11] . الدرة الباهره، ص43.
