امانتداری
امانتداری
)ّإنَّ اللهَ یَأمُرُکُمْ أنْ تُؤَدُّوا الْاَماناتِ إلی اَهْلِها([1]
بدرستیکه خداوند به شما امر میکند که امانات را به صاحبان آنها رد کنید.
پیامبر گرامی6:
مَنْ خانَ أمانَةً فِي الدُّنیا وَ لَم یَرُدَّها إلی أهلِها ثُمَّ أدرَکَهُ المَوتُ ماتَ عَلی غَیر مِلَّتي و یَلقَي اللهَ وَ هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ؛[2]
کسی که در دنیا به امانتی خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار میکند در حالی که بر او خشمگین است.
لاتَنظُروا إلی کَثرَةِ صَلاتِهم وَ صَومِهِم وَ کَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَ طَنطَنَتِهم باللَّیلِ، وَلکِنِ انظُروا إلی صِدقِ الحَدیثِ وَأداءِ الامانَةِ؛[3]
به زیادی نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و امانتداری آنها توجه کنید.
لَیسَ مِنّا مَن یُحَقِّرُ الامانَةَ حَتّی یَستَهلِکَها إذَا استُودِعَها؛[4]
از ما نیست کسی که امانت را کوچک بشمارد و از آن مواظبت نکند و در معرض تلف شدن قرار بدهد.
إن أحبَبتُم أن یَحِبَّکُمُ الله وَ رَسولُهُ فَأدّوا إذا ائتُمنتُم وَاصدُقوا إذا حَدَّثتُم وَ أحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَکُم؛[5]
اگر میخواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتی امانتی به شما سپردند رد کنید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکی رفتار نمایید.
مَنِ ائتَمَنَ غَیرَ أمینٍ فَلَیسَ لَهُ عَلَی اللهِ ضَمانٌ لِأنَّهُ قَد نَهاهُ أن یَاتَمِنَهُ؛[6]
هر کس به فردی غیر امین امانت بسپارد، خداوند ضامن او نیست، زیرا او را از امانتسپاری به غیر امین باز داشته است.
امام علی7:
لاتَخُن مَنِ ائتَمَنَکَ وَ إن خانَکَ وَلاتُذِع سِرَّهُ وَ إن أذاعَ سِرَّکَ؛[7]
به کسی که تو را امین قرار داده است خیانت مکن هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز اگرچه او راز تو را فاش ساخته باشد.
اَلامَانَةُ تَجُرُّ الرِّزقَ، وَالخِیانَةُ تَجُرُّ الفَقرَ؛[8]
امانتداری روزی میآورد و خیانت در امانت فقر.
امام صادق7:
إتَّقُوا اللهُ، وَ عَلَیکُم بِأداءِ الامانَةِ إلی مَن إئتَمَنَکُم فَلَو أنَّ قاتِلَ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام إئتَمَنَنی عَلی أمانَةٍ لَأدَّیتُها إلَیهِ؛[9]
تقوای الهی پیشه کنید و امانت را به کسی که شما را امین دانسته است، باز گردانید، پس اگر قاتل امیرالمؤمنین7 امانتی را به من بسپرد هر آینه آن را به او برمیگردانم.
[1] . سوره نساء، آیه58.
[2] . من لایحضره الفقیه، ج4، ص15 ـ امالی (صدوق)، ص430.
[3] . عیون اخبار الرضا، ج2، ص51 ـ بحارالأنوار (ط ـ بیروت) ج72، ص114، ح5 {شبیه این حدیث در امالی (صدوق) ص303}.
[4] . بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج72، ص172، ح13 {شبیه این حدیث در مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14، ص13، ح15967}.
[5] . نهجالفصاحه، ص264، ح554.
[6] . وسایل الشیعه، ج19، ص84، ح24210 ـ بحارالانوار (ط ـ بیروت) ج100، ص179، ح3.
[7] . مستدرکالوسایل و مستنبط المسایل، ج۹، ص136، ح10476 ـ بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج74، ص208.
[8] . تحفالعقول، ص221 ـ بحارالانوار (ط ـ بیروت) ج78، ص60، ح138.
[9] . امالی (صدوق)، ص245 {شبیه این حدیث در کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۵، ص133، ح4}.