دسته‌بندی نشده

انتظار فرج

انتظار فرج

)بَقیَّةُ اللهِ خَیرً لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنینَ([1]

بقیة‌الله برای شما بهتر است. اگر از مؤمنین باشید.

پیامبر گرامی6:

أفضَلُ جِهادِ اُمَّتی اِنتظارُ الفَرَجِ؛

برترین جهاد امت من، انتظار فرج است.[2]

امام علی7:

ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلَی دینِهِ وَ لَم یَقسُ قَلبُهُ لِطولِ أمَدِ غَیبَةِ إمامِهِ فَهُوَ مَعِیَ فی دَرَجَتی یَومَ القیامَة؛[3]

بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا، در دین خود ثابت مانده و به خاطر طول مدت غیبت منکرش نشوند، روز قیامت با من هم درجه خواهند بود.

امام سجاد7:

إن اهلَ زمانِ غَیبَتِهِ، القائلونَ باماَمتِهِ، المُنتَظِرُونَ لِظُهورِهِ افضَلُ اَهل کُلِّ زَمانٍ؛[4]

همانا مردم زمان غیبت که امامت او را پذیرفته‌اند و منتظر ظهور اویند، برتر از افراد همه زمان‌ها هستند.

امام باقر7:

ما ضَرَّ مَن ماتَ مُنتَظِراً لأمرِنا ألاّ یَموتَ فی وَسَطِ فُسطاطِ المهدی و عَسکَرِهِ؛[5]

آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفت ضرر نکرده است.

امام صادق7:

إذا أدرَکتَ هذا الزَمانَ فَادعُ بِهَذا الدُّعاء: اللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَکَ فإنَّکَ إنْ لَم تُعَرِّفْنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبیَّکَ، اللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَإنَّکَ إن لَم تُعَرفِّنی رَسُولَکَ لَم اَعرِفُ حُجَتَّکَ اَللّهُمَّ عَرِّفَنی حُجَّتَکَ فَإنَّکَ إن لَم تُعَرِّفَنی حُجَتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی؛[6]

هر گاه زمان غیبت را درک کردی پس این دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا کن، چرا که اگر تو خود را به من نشناسانی، نبیّت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان، چرا که اگر شناخت رسولت را به من عطا نکنی، حجت تو (امام زمان) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان، چرا که اگر او را به من نشناسانی از دینم گمراه می‌شوم.

إنَّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَیبةًَ المُتِمَسِکُ فیها بِدینِهِ کَالخارِطِ لِلقَتادِ؛[7]

همانا برای صاحب‌الامر غیبتی است (پس) کسی که در دوران او دین خود را حفظ کند، مانند کسی است که خار مغیلان را با دست بتراشد.

امام موسی کاظم7:

أفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ إنتِظارُ الفَرَجِ؛[8]

بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است.

[1] . سوره هود، آیه 86.

[2] . بحارالانوار، ج۷۷، ص143.

[3] . بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج51، ص109.

[4] . بحارالانوار، ج۵۲، ص122.

[5] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۱، ص372.

[6] . الکافی، ج۱، ص337.

[7] . الکافی، ج۱، ص335.

[8] . تحف العقول، ص403.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا