ویژه

برجستگیهای زندگی امام کاظم (ع)

برجستگیهای زندگی امام کاظم (ع)

  • مقدمه (شناسنامه حضرت)
  • خوی کظم الغیظ
  • وجاهت اجتماعی ویژه
  • توجه خاص به معیشت مردم
  • حمایت وصیانت شیعیان
  • کثرت عبادت
  • محدودیت شدید از سوی حاکمان
  • تحمل زندانهای متعدد
  • نفوذ در تشکیلات حکومت
  • مبارزه بی امان با حاکمان
  • صیانت اسلام از آسیبهای مذاهب متعدد.

 

شناسنامه حضرت  موسی ابن جعفر(ع)

امام موسی کاظم(ع) فرزند حضرت امام صادق (ع) ، مادرش حمیده از زنان فاضل زمان خود.در روز هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در قریه أبواء بین مدینه و مکه به دنیا آمد و در بیست سالگی به امامت رسیدوبا پنجاه وپنج سال وپنج ماه عمر در تاریخ 25 رجب المرجب 183  توسط هارون به شهادت رسید. و34 سال امامت نمود.

وبا چهار خلیفه معاصر بود نظیر منصور دوانیقی ، مهدی ، هادی وهارون.  وارد سایت شد

مادر حضرت

مادر حضرت حمیده بربریه اهل بربر(مغرب ، اسپانیا) هفتاد دینار خریداری شد . او حمیده در دنیا و محموده در آخرت است . امام صادق (ع) او را هدیه الهی برای خود وآقا موسی ابن جعفر (ع) قلمداد نمود . در حقیقت فرشتگان او را از مغرب تا مدینه حفاظت نمودند تا سالم به دست حضرت برسد. وارد سایت شد

  • خوی کظم الغیظ

کظم الغیظ یعنی فرو نشاندن خشم وبه همین جهت به حضرت “کاظم” گویند. واین صفت وضعیت جامعه آن روز را نشان می دهد که افراد جامعه بخاطر جهل ، نادانی وغفلت  به حضرت رفتار ناشایست داشتند وهمچنین رفتار جسورانه وهتاکانه حاکمان معاصر که حضرت چاره یی جز خویشتن داری ومهار خشم وکنترل غیظ نداشت .

رفتار زشت حاکمان و رفتار جاهلانه برخی مردم موجب می شد تا حضرت عکس العمل سخت ورفتار مقابله به مثل داشته باشد اما روح کظم الغیظ حضرت او را مانع می شد . بزرگواری حضرت ، متانت وحلم حضرت وآن قدرت بالا ی خویشتن داری فراتر از آن بود که حضرت با جهال وافراد غفلت زده مواجه شود ویا با حاکمان نفهم وعنود مقابله به مثل نماید . وارد سایت شد

 

  • وجاهت اجتماعی ویژه

حضرت شخصیت با نفوذی داشت وبه شدت افراد را تحت تأثیر قرار می داد . وبه عبارتی حضرت جاذبه هایی داشت که مردم بخاطر آن جاذبه ها خیلی به امام علاقه مند می شدند .خود حضرت در یک گفتگویی با هارون می فرماید : اَنَا اِمامُ القُلُوبِ وَ اَنتَ اِمامُ الجُسُومِ من امام دلها هستم وتو امام بدن ها .

امام به معنای واقعی کلمه امام بود ومردم ذاتا امام واقعی را دوست می دارند وتحت تأثیر قرار می گیرند.

امام اولا اهل معنویت بود وعامه مردم اهل معنویت را دوست می دارند و ثانیا امام خوش اخلاق وخوش رو وخوشخو بود که خلق نیک وخوی پسندیده ومرام ومنش زیبا برای مردم جالب است .

علاوه امام باب الحوائج وباب حاجات و گرهگشای کار مردم بود به نحوی که هیچ حاجتمندی را رد نمی کرد وتا امکان داشت در جهت رفع حاجت شان می کوشید . ومردم طبع سخی وروح بخشنده وقدم خیر وهمت بلند را دوست می دارند.

و تازه امام عالم بود وعنصرعلم وعالمی هم برای عموم باجاذبه است . این امور وامثال اینها که هریکی از آن اگر در کسی باشد باعث جاذبه او می شود در امام وجود دارد وهمه اینها باعث محبوبیت او می گردد.

آری امام بردلها حکومت می کرد ومرد م حضرت را از عمق دل دوست می داشتند.

وارد سایت شد

  • توجه خاص به معیشت مردم

حضرت به امور معیشتی مردم  خیلی اهمیت می داد وتا می توانست به آنان کمک می کرد وشاید بخاطر همین خصوصیت به حضرت باب الحوائج گویند .همواره آماده بود تا مسکینی وفقیری از در برسد وحضرت به او کمکی داشته باشدو نزد حضرت  کیسه های پول که کمترش کیسه دویست درهمی بود وجود داشت وهر سائلی که از در می رسید مساعدت می کرد . کیسه پول معروف بود به “صُرّه”  و ” صره موسی”  مشهور بود . شبها برای فقراء ارزاق حمل می نمود وآرد وخرما برای شان می برد وبه صورت مخفی ونا آشنا به آنها می داد به نحوی که آنها آورنده ارزاق را نمی شناختند .

حضرت در هر شرائطی کمک مالی را داشت حتی زمانی که در زندان بود باز یاران او با هدایت او این کمک ها را قطع نمی کردند .

“شیعیان مخفیانه برای حضرت کمک می فرستادند وحضرت هم  آن را به نحوی به دست نیازمندان می رساند.”(حدیقه الشیعه ، ص628) وارد سایت شد

 

  • حمایت وصیانت شیعیان

از کار های مهم حضرت در زمان خود حمایت وصیانت وحفاظت از شیعیان بود .حضرت بر آن بود به هر نحو ممکن شیعیان را هم سامان دهد وهم از خطر وآسیب وقتل وشکنجه در امان بدارد .

ولذا از همه ظرفیتها استفاده می نمود تا آنان را حفظ نماید وکمکهای مالی واجتماعی وسیاسی وحتی بهره  گیری از اصل تقیه ونیز سفارش به انسانهای مؤثر نظیر علی ابن یقطین ودیگران در جهت حفاظت شان بهره می گیرفت .

وخلاصه در این موضوع بسیار اهتمام داشت واز هر فرصت ومکنتی استفاده می نمود .

وارد سایت شد

  • کثرت عبادت

کثرت عبادت حضرت معروف است .کثرت نماز وکثرت تلاوت قرآن وکثرت دعا ومناجات به نحوی که به حضرت “حلیف السجده الطویله والدموع الغزیره” یعنی مدام سجده های طولانی داشت ومدام اشگ می ریخت ، اشگ زیاد ودرشت.

خلاصه اهل سجده وگریه بود . به حضرت ” زین المتهجدین” هم گفته می شد . حافظ قرآن بود وباصوت زیبا قرآن می خواند وقرآن را بالحن محزون می خواند .

از جمله اذکار آن امام بزرگوار در سجده این بود: اَللّهُمَّ  اِنّی اَسئَلُکَ  الّراحَهَ عِندَ المَوتِ وَالعَفوَ عِندَالحِسابِ . اِلهی عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِکَ  فَلیَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِکَ. (کتاب حدیقه الشیعه، ص628)

وارد سایت شد

  • محدودیت شدید از سوی حاکمان

محدودیت شدید از سوی حاکمان به ویژه زمان منصور دوانیقی وهارون که مکرر تصمیم به قتل وحتی اقدام به قتل حضرت گرفته اما موفق نگردیدند. جریان مأموریت به اهل فرنگ برای قتل حضرت وهمچنین نامه برای عیسی که برادر خانم هارون و فرماندار بصره بود و حضرت در خانه او زندانی بوده وهمچنین دستور فضل ابن یحیی برای قتل حضرت وامثال آن که از مصادیق محدودیت است . وارد سایت شد

 

  • تحمل زندانهای متعدد

زندانهایی که حضرت درآنها زندانی شد عبارتند از :

الف: در بصره در خانه عیسی ابن جعفر فرماندار شهر وبرادر خانم هارون (برادر زبیده) عیسی به هارون پیام داد که با گماشتن جاسوس تمام رفتار به ویژه نماز موسی ابن جعفر(ع) راکنترل نمودم ودر این مدت طولانی نیافتم که علیه تو ویا من نفرین نماید  ودائم به فکر استغفار وطلب مغفرت برای خود است . ومن بازداشت اورا به مصلحت نمی دانم . او را به دیگری بسپار وگر نه او را آزاد می کنم.

ب: فضل ابن ربیع آجودان مخصوص هارون.

ج: فضل ابن یحیی

د: زندان سندی ابن شاهک. چهارسال همرا با شکنجه وناملایمات وارد سایت شد

 

  • نفوذ در تشکیلات حکومت

حضرت در دستگاه حاکمان به ویژه  دستگاه هارون بسیار نفوذ داشت . در دارالاماره وحتی در خانه هارون مامور مخفی داشت تا امور را در کنترل بگیرد .

جناب علی ابن یقطین در دارالاماره نفر دوم بود وهر چه را در  کشور می گذشت باخبر بود ومراتب را مخفیانه به عرض حضرت می رساند.

وهمچنین جعفرابن اشعث که به بیت هرون بخاطر تدریس بچه هایش راه داشت عامل حضرت بود ومسائل جاریه در بیت را مد نظر داشت . آری حضرت  تمام امور مربوط به هارون وحکومت هارون  را زیر نظر داشت تا بتواند اشراف بر امور داشته وبه وقت تصمیم مناسب ونیز اقدام به هنگام هم داشته باشد .

 

  • مبارزه بی امان با حاکمان

اگرچه حضرت مبارزه باشمشیر وجنگ مسلحانه  با حاکمان نداشت اما مبارزه باقلم وزبان داشت وهمواره از هر فرصتی علیه حاکمان اقدام می نمود ودر این راه از هیچ  تلاشی فروگذار نکرد .

حتی آنجایی که باید مواجه می شد وحرف می زد چنین می کرد وآنجایی که باید عامل نفوذی بگذارد چنین می نمود وآنجایی که باید روشنگری می نمود روشنگری می کرد وآنجایی که باید کسی را برکاری می گمارد  می گماشت وخلاصه هرآنچه را در مسیر مبارزه لازم بود انجام دهد انجام می داد .

مثلا یک وقتی هرون به مدینه برای زیارت پیامبر رفته بود واز قضا حضرت هم در حرم بود وهرون خواست با کنایه به حضرت بفهماند که از نزدیکان پیامبرهستیم وبه همین خاطر به خلافت به حقم واز این رو خطاب به پیامبر عرض کرد السلام علیک یابن عم .

حضرت سریع در مقابل فرمود: السلام علیک یا ابه یعنی شما که دم از خویشاوندی وپسر عمویی می زنی بدان که من فرزند رسول خدایم پس من نزدیکترم .

تو اگر پسر عمو هستی من پسر هستم ولذا خطاب به هارون فرمود : اگر پیامبر دختر می داشت تو می توانستی به خواستگاری بروی گفت بله اما حضرت فرمود اما من نمی توانستم . با این مکالمه خواست به هارون بفهماند از در قوم وخویش گری در نیا. (خاندان وحی ، ص 560)

ویا ابراهیم جمال که به هارون جهت سفرحج شتر کرایه داد کاری کرد که منصرف شود واجاره را لغو کندکه برای هارون بسیار گران تمام شد وبه ابراهیم گفت اگر نبود ارتباط خویشاوندی  می دادم گردن ترا بزنند .

ویا تاثیری که در زندان عیسی داشت ویا تأثیری که در زندان نسبت به دخترک رقاصه گذاشت ودیگر اقدامات مشابه  که اینها وامثال اینها هارون را به ستوه در آورده بود .

ویا در نشستی با هرون ، هرون به حضرت عرض می کند از ما چیزی بخواه حضرت می فرماید:  لَم اُخلَق سَئُولاً (خاندان وحی، ص562)

ویا برنگین انگشتر نوشته بود : ” الملک لله”  و یا  “حسبی الله” ویا اینکه به هارون فرمود : ” اَناَ  اِمامُ القُلُوبِ وَ اَنتَ اِمامُ الجُسُومِ” که به هر حال از هر فرصتی علیه هارون استفاده نموده وبا او به مبارزه بر می خواست .

 

  • صیانت اسلام از آسیبهای مذاهب متعدد.
  • کرامت حضرت:

الف: نشستن روی آتش  در جریان احتجاج با برادرش عبد الله که مدعی امامت بود . (حدیقه الشیعه ، ص622)

ب :  پیشگویی فوت کسی در نزد ابوحنیفه وابو یوسف . (حدیقه الشیعه ، ص625)

ج :  زنده نمودن الاغ کسی که در بین مدینه ومکه مانده بود. (حدیقه الشیعه ، ص625)

 

چند نکته دیگر
1- حضرت برای اثبات امامت خود خبرهایی از پیامبر (ص) و حضرت فاطمه (س) وحضرات امام علی (ع) وامام حسن (ع) وامام حسین(ع) نقل می نمود .(حدیقه الشیعه ، ص626)

2-  هارون به بهانه جلوگیری از اختلاف وتفرقه بین مسلمین حضرت را باز داشت وزندانی وتبعید نمود. پس از حج به مدینه رفت وبا عذرخواهی از پیامبر (ص) در کنار قبرش حضرت را باز داشت نمود. ودر سال 179 از مدینه به بصره تبعید نمود . هنگام تبعید دو تا محمل وکجاوه تهیه کرد یکی به کوفه ودیگری به بصره تا رد گم کند.

3- دعا برای خلاصی از زندان هارون:

 

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا يَقُولُ‏ لَمَّا حَبَسَ الرَّشِيدُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ فَخَافَ نَاحِيَةَ هَارُونَ أَنْ يَقْتُلَهُ فَجَدَّدَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع طَهُورَهُ‏ فَاسْتَقْبَلَ بِوَجْهِهِ الْقِبْلَةَ وَ صَلَّى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ

 

ثُمَّ دَعَا بِهَذِهِ الدَّعَوَاتِ فَقَالَ يَا سَيِّدِي نَجِّنِي‏ مِنْ‏ حَبْسِ‏ هَارُونَ‏ وَ خَلِّصْنِي مِنْ يَدِهِ يَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَيْنِ رَمْلٍ وَ طِينٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ‏ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَيْنِ مَشِيمَةٍ وَ رَحِمٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنَ الْحَدِيدِ وَ الْحَجَرِ وَ يَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَيْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِي مِنْ يَدِ هَارُون‏.

 

ترجمه: عليّ بن ابراهيم بن هاشم از پدرش گويد:

از يكى از شيعيان شنيدم كه‏ مى ‏گفت: وقتى هارون، موسى بن جعفر (عليه السّلام) را زندانى كرد، حضرت، شب هنگام، از جهت هارون در ترس بودند كه مبادا ايشان را بكشد؛ لذا تجديد وضو كردند و رو به قبله ايستادند و چهار ركعت نماز خواندند و سپس دست به دعا برداشته، چنين گفتند: اى آقاى من، سرور من، مرا از زندان هارون نجات بده و از دست او رهايم كن.

اى كه درخت را از بين گل و شن بيرون مى ‏آورى! اى كه شير را از بين مجراى خون و سرگين خارج مى‏كنى. اى كه جنين را از ميان رحم و مشيمه خارج مى ‏كنى! اى كه آتش را از آهن و سنگ بيرون مى ‏آورى! اى كه روح را از بين امعاء و احشاء خارج مى ‏كنى! مرا از دست هارون نجات بده. (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 93- 94     ومنتهی الامال ،ج2  ، ص185)

 

4- در زمان هادی بازداشت شد وبا خوابی که هادی دید او را آزاد نمود .ودر زمان  هارون اوائل مورد عزت واحترام بود سپس با احضار به بغدادوزندانهای متعددمورد عذاب وقتل قرار گرفت.

5- سندی ابن شاهک(علیه اللعنه والعذاب)گوید : هنگام وفات حضرت به گفتم : دعنی اکفنک فقال اِنّا اَهلُبَیتٍ حَجُّ صَرُورَتِنا وَ مُهُورُ نِسائِنا وَ اَکفانُنا مِن طُهُورِ اَموالِنا (خاندان وحی ، ص484)یعنی مال تو ناپاک است .

6- چگونگی شهادت:

ده دانه از رطب میل فرمود ودست از خوردن کشید. وبه سندی فرمود به مقصود رسیدی .

سندی پس از آنکه حضرت را مسموم نمود از قضاـ وعدول دعوت کرد وآقا را به حضور شان آورد وگفت به بینید  می گویند او در رنج و عذاب است. ملاحظه می کنید که او در رفاه وآسایش است .

حضرت فرمودند ظاهر من خوب است ولی امروز تا غروب رنگم قرمز خواهد شد وفردا زرد می شودو  پس فردا سفید ومن از دنیا خواهم رفت.

7- تلاش وتحرک سیاسی امام

حضرت از همه امکانات علیه هارون استفاده می نمود که به چند نمونه ذکر می شود :

الف : صفوان جمال که مکاری بود وشتران خود را کرایه می داد  سالی شتران خود را به هارون جهت سفر حج کرایه داد . وروزی خدمت حضرت موسی ابن جعفر (ع)رسید و پس از احوالپرسی جریان کرایه دادن شتران خود به هارون را مطرح کرد . حضرت وقتی شنید خیلی ناراحت شد وآثار خشم از چهره مبارکش آشکار شد . وصفوان این  معنی را فهمید عرض کرد آقا من که کار بدی نکردم اولا اجرت کامل شتران را می گیرم ثانیا سفر گناه نیست ، سفر حج است ثالثا ثواب هم شاید داشته باشد .

حضرت فرمود آیا امید وآرزو داری که یک روز هارون سالم برگردد تا بقیه اجرت را به شما بدهد ؟ عرض کرد بله آقا . حضرت فرمود: به همین مقدار که آرزوی سلامتی او را داری باید بدانی هر ظلمی که او در این فرصت انجام دهد شما هم در ظلم او شریک هستی . صفوان ناراحت شد وناگهان تمام شتران خود را یکجا فروخت وبه هارون با بهانه هایی انصراف خود را اعلام کرد .

هارون  فهمید که مشکل از کجا است ولذا گفت اگر نبود دوستی گذشته ما ونمکی که از هم خوردیم دستور  می دادم که گردن ترا بزنند .تو با این بهانه شتر نفروختی بل شما به دستور موسی ابن جعفر (ع) این کار را کردی . آری هارون می فهمید که از کجا ضربه می خورد واز کجا آسیب می بیند .

8- رفتار اجتماعی شایسته

حضرت در مواجهه با افراد خوش برخورد بود . در برابر بدگوها کظم الغیظ داشت . برای مومنین دعا می کرد ومی فرمود در دعا برای دیگران به شما هزار برابر خواهند داد .بافقراء همنشین می شد واز آنها دلجویی می نمود پیش سلام بود . با بنده وآزاد یکسان برخورد می کرد . به صله رحم مقید بود . احسان وانفاق او زیاد بود .

9- افقه زمان

افقه اهل زمان خود بود و272 راوی از او نقل حدیث نمودند .

کتاب “المناسک والمسائل” که از علی ابن جعفر برادر بزرگوار آن حضرت می باشد همه مطالبش از آن حضرت است.

 

 

به مناسبت ایام شهادت  امام هفتم، حضرت موسی‌بن‌جعفر«سلام‌الله‌علیه» روایتی از آن امام بزرگوار می خوانم

‌امام موسی ابن جعفر (ع)  فرمود:

يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا مَنْ‏ كَانَ‏ لَهُ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ أَجْرٌ فَلْيَقُمْ فَلَا يَقُومُ إِلَّا مَنْ‏ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّه‏.

در روز قيامت منادي ندا مي‌دهد که: هركس از خداوند اجر و پاداش طلب دارد برخيزد!

در اين  هنگام کسی برنمی خیزد مگر آن کسی که اهل عفو وبخشش بوده وبه آشتی وسازش تن دهد

تحف العقول ، جلددوم ، صفحه 254

پس خوش به حال آنهایی که  در خصومتها  ودعواها وکدورتها ودلخوریها از حق خود می گذرند وطرف مقابل را می بخشند وبه آسانی تن به صلح وآشتی می دهند.

امیدوارم در آستانه سال جدید کدورتها را کنار بگذاریم واهل عفو وآشتی شویم تا در قیامت پاداش ویژه از خداوند متعال دریافت کنیم  ومورد لطف پروردگار قرار بگیریم .

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا