احادیث

تنبلی

تنبلی

)وَ لاَ یَأتُونَ الصَّلَواةَ إلاَّ وَ هُمْ کُسَالي وَلا یُنفِقُونَ إلاَّ وَ هُمْ کارِهُونَ([1]

و جز با کسالت نماز به جا نمی‌آورند و جز با کراهت انفاق نمی‌کنند.

امام علی7:

آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ؛[2]

آفت موفقیت تنبلی است.

مَنْ دَامَ کَسَلُهُ خَابَ أمَلُهُ؛[3]

کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.

مِنْ سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِی؛[4]

یکی از عوامل محرومیت سستی (در کار) است.

ضَادُّوا التَّوَانِیَ بِالْعَزْمِ؛[5]

با عزم و اراده به جنگ سستی بروید.

امام محمدباقر7:

إیَّاکَ وَالْکَسَلَ وَالضَّجَرَ فَإنَّهُمَا مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ؛[6]

از تنبلی و بی‌حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو کلید هر بدی می‌باشند.

إنَّي لَاُبْغِضُ الرَّجُلَ أوْ اُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أنْ یَکُونَ کَسْلاَناً [کَسْلاَنَ] عَنْ أمْرِ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَسِلَ عَنْ أمْرِ دُنْیَاهُ فَهُوَ عَنْ أمْرِ آخِرَتِهِ أکْسَلُ؛[7]

من مردی را که در کار دنیایش تنبل باشد مبغوض می‌دارم و کسی که در کار دنیا تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل‌تر است.

إیّاکَ وَ الْکَسَلَ وَالضَّجَرَ فَإنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مَنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیا وَالْأخِرَة؛[8]

از تنبلی و بی‌حوصلگی بپرهیز زیرا که این دو خصلت تو را از بهره دنیا و آخرت باز می‌دارند.

امام صادق7:

اللَّهُمَّ إنَّي أعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحُزنِ وَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ؛[9]

بارخدایا، من از غم و اندوه و ناتوانی و تنبلی به تو پناه می‌برم.

تَرکُ التِّجارَةِ یَنْقُصُ العَقْلَ؛[10]

رها کردن کسب و کار، عقل را کم می‌کند.

لاَ تَکْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَایِشِکُمْ فَإنَّ آبَاءَنَا کَانُوا یَرْکُضُونَ فِیهَا وَ یَطْلُبُونَهَا؛[11]

در طلب روزی و نیازهای زندگی تنبلی نکنید، چرا که پدران و نیاکان ما به دنبال آن می‌دویدند و آن را طلب می‌کردند.

امام موسی کاظم7:

إنَّ اللهَ تَعَالَي یُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغ؛[12]

خداوند دشمن بنده‌ای است که زیاد می‌خوابد و بیکار است.

[1] . سوره توبه، آیه54.

[2] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص463، ح10617.

[3] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص463، ح10627.

[4] . تحف‌العقول، ص80.

[5] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص476، ح10908.

[6] . تحت العقول، ص295.

[7] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۵، ص85، ح۲.

[8] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج5، ص85، ح2.

[9] . من لایحضره الفقیه، ج۱، ص335، ح981.

[10] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۵، ص148، ح۱.

[11] . من لایحضره الفقیه، ج۳، ص157، ح3576.

[12] . وسایل الشیعه، ج17، ص58، ح21972.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا