احادیث

توکل

توکل

)وَ مَنْ یَتَوَکَّل‌ عَلَي اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ([1]

و هر کس که بر خدا توکل کند پس او کفایتش می‌کند.

 

الَّذینَ صَبَرُوا وَ عَلَی رَبِّهِم یَتَوَکَّلُونَ؛[2]

همانا که [در برابر مصایب، و حواد و آزار دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل می‌کنند.

پیامبر گرامی6:

رَأی رَسولُ الله صلی الله علیه و آله قَوْماً لایَزْرَعونَ قالَ: ما أنْتُمْ؟ قالوُا: نَحْنُ الْمُتَوَکِّلونَ، قالَ: لا، بَلْ أنْتُمْ المُنَّکِّلونَ؛[3]

رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله گروهی را که کشت و کار نمی‌کردند، دیدند و فرمودند: شما چه کاره‌اید؟ عرض کردند ما توکل کنندگانیم. فرمودند: نه، شما سر بارید.

مَن تَوَکَّلِ عَلَی اللهِ کَفاهُ مَؤنَتَهُ وَرِزقَهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِبُ؛[4]

هر کس به خدا توکل کند، خداوند هزینه او را کفایت می‌کند و از جایی که گمان نمی‌برد به او روزی می‌دهد.

اَلتَّوَکَّلُ بَعدَ الکَیسِ مَؤعِظَةٌ؛[5]

توکّل کردن (به خدا) بعد از به کار بردن عقل، خود موعظه است.

امام علی7:

مَنْ تَوَکَّلَ عَلَي الله ذَلَّتْ لَهُ الصِّعاتِ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأسْبابِ؛[6]

هر کس به خدا توکل کند، دشواری‌ها برای او آسان می‌شود و اسباب برایش فراهم می‌گردد.

اَلتَّوَکُلُّ عَلَی اللهِ نَجاةٌ مِن سُوءٍ وَحِرزٌ مِن کُلِّ عَدُوٍّ؛[7]

توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدی و محفوظ بودن از هر دشمنی است.

امام باقر7:

مَنْ تَوَکَّلَ عَلَي اللهِ لایُغْلَبَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِالله لایُهْزَم؛[8]

هر کس به خدا توکل کند، مغلوب نشود و هر کس به خدا توسل جوید، شکست نخورد.

امام صادق7:

إنَّ الغِنی وَالْعِزِّ یَجولانِ فَإذَا ظَفِرا بِمَوْضِعِ التَّوَکُّلِ أوْطَنا؛[9]

بی‌نیازی و عزّت به هر طرف می‌گردند و چون به جایگاه توکل دست یافتند در آنجا قرار می‌گیرند.

امام رضا7:

ما حَدُّ التُّوکل؟ فَقال لی: أن لاتَخافَ معَ اللهِ أحَداً؛[10]

(سؤال کردند) حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی.

[1] . سوره طلاق، آیه۳.

[2] . سوره نحل، آیه 42.

[3] . مستدرک‌الوسائل، ج11، ص217، ح12789.

[4] . کنز العمال، ج3، ص103، ح 5603.

[5] . کنزالعمال، ج3، ص103، ح 5696.

[6] . تصنیف‌ غررالحکم و دررالکلم، ص197، ح3888.

[7] . بحارالانوار، ج78، ص79، ح 56.

[8] . جامع‌الاخبار (شعیری)، ص118.

[9] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج2، ص65، ح3.

[10] . امالی (صدوق)، ص240، ح8.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا