روح
روح
)وَ یَسألُونَکَ عنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن أمرِ رَبِّی([1]
و از تو درباره روح سؤال میکنند، بگو: روح از امر پروردگار من است.
پیامبر گرامی6:
الأرواحُ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ تَلتَقِی فَتَشامُّ، فما تَعارَفَ مِنها ائتَلَفَ، و ما تَناکَرَ مِنها اختَلَفَ؛[2]
ارواح لشکریانی مرتب شده هستند که یکجا جمع شدهاند و با یکدیگر دیدار میکنند و همدیگر را میبویند. پس آنها که همدیگر را بشناسند، با هم دمخور میشوند و آنان که هم را نشناسند، از هم جدا میشوند.
امام علی7:
جاءَ رجُلٌ إلی عَلِیٍّ و کَلَّمَهُ فقالَ فی عُرضِ الحدیثِ إنّی اُحِبُّکَ، فقالَ لَهُ عَلِیٌّ: کَذَبتَ. قالَ: لِمَ یا أمیرَ المؤمنینَ؟ قالَ: لأنّی لا أری قَلبِی یُحِبُّکَ، قالَ النبیُّ صلی اللهُ علیهِ و آلهِ: إنّ الأرواحَ کانَت تَلاقی فی الهَواءِ فَتَشامُّ، ما تَعارَفَ مِنها ائتَلَفَ، و ما تَناکَرَ مِنها اختَلَفَ فَلَمّا کانَ من أمرِ ما کانَ، کانَ مِنَّن خَرَجَ عَلَیهِ؛[3]
مردی خدمت علی7 آمد و با او سخن گفت و در ضمن صحبت گفت: من شما را دوست دارم. علی 7 فرمود: دروغ میگویی. عرض کرد: چرا ای امیر مؤمنان؟ فرمود: چون در دل خود محبّت تو را نمییابم. پیامبر6 فرمود: ارواح در فضا با یکدیگر ملاقات میکردند و همدیگر را میبوییدند و آنهایی که با یکدیگر آشنا در میآمدند با هم جمع میشدند و آنهایی که با هم آشنا در نمیآمدند و از هم جدا میشدند. [شفیق میگوید:] زمانی که آن پیشامدها برای علی7 اتفاق افتاد آن مرد از جمله کسانی بود که بر آن حضرت شورید.
إنَّ لِلجِسمِ سِتَّةَ أحوالٍ الصِّحَةُ، والمَرَضُ، والمَوتُ، والحَیاةُ، والنَّومُ، والیَقَظَةُ، و کذلکَ الرُّوحُ، فحیاتُها عِلمُها، و مَوتُها جَهلُها، و مَرَضُها شَکُّها، و صِحَّتُها یَقِینُها، و نَومُها غَفلَتُها، وَ یَقَظَتُها حِفظَها؛[4]
بدن را شش حالت دست میدهد: سلامت، بیماری، مرگ، زندگی، خواب و بیداری، روح نیز چنین است، زندگی آن، دانش اوست و مرگش، نادانی او و بیماریاش، شک او سلامتش، یقین او و خوابش، غفلت او و بیداریاش، هشیاری او.
امام باقر7:
إنَّ فی الأنبیاءِ و الأوصیاءِ خَمسَةَ أرواحٍ، رُوحُ القُدُوسِ، و رُوحُ الأیمانِ، و رُوحُ الحَیاهِ، و رُوحُ القُوَّةِ، و رُوحُ الشَّهوَةِ، فَبِرُوحِ القُدُوسِ. یا جابرُ. عَرَفُوا ما تَحتَ العَرشِ إلی ما تَحتَ الثَّری. یا جابرُ إنَّ هذهِ الأربَعَةَ أرواحٌ یُصِیبُها الحَدَثانُ إلاّ رُوحَ القُدُسِ فإنّها لا تَلهُو و لاتَلعَبُ؛[5]
در انبیا و اوصیا پنج روح است: روح القدس، روح ایمان، روح زندگی، روح قدرت و روح شهوت، ای جابر! آنان به سبب روحالقدس از مطالب و امور زیر عرش تا زیر خاک (از عرش تا فرش) آگاهند، ای جابر! این چهار روح [دیگر] تحت تأثیر شب و روز قرار میگیرند، مگر روحالقدس؛ زیرا آن، به سرگرمی و بازی نمیپردازد.
امام صادق7:
الرُّوحُ جِسمٌ رَقِیقٌ قَد اُلبِسَ قالَبا کَثیفاً؛[6]
روح جسم لطیفی است که کالبد سِتُبری بر آن پوشانده شده است.
امام باقر7:
إنَّ الأرواحَ لا تُمازِجُ البَدَنَ و لا تُواکِلُهُ، و إنَّما هِی کِلَلٌ لِلبَدَنِ مُحِیطَةٌ به؛[7]
ارواح با بدن آمیخته نمیشوند و آن را رها هم نمیکنند، بلکه [همچون] پردههای نازکی برای بدن هستند که آن را در میان گرفته باشند.
[1] . سوره اسراء، آیه 85.
[2] . کنزالعمّال: 24741.
[3] . کنزالعمّال: 25560.
[4] . بحارالانوار: 10/40/ 61.
[5] . الکافی: 2/272/1.
[6] . بحارالانوار: 7/34/61.
[7] . بحارالانوار: 11/40/61.