ریش
ریش
)اَمَرَنی رَبّی اَن اَعفِیَ لِحیَتی وَاقصِ شارِبی([1]
خدایم به من دستور داده که ریش را بلند و شاربها را کوتاه سازم.
پیامبر گرامی6:
حَفُّوا الشَّوارِبَ وَ اعفُوا اللِّحی وَ لا تَتَشَبَّهُوا المَجُوسَ؛[2]
سبیلهای خود را بزنید و ریشهای خود را نتراشید و خود را شبیه آتشپرستها قرار ندهید.
حَلقُ اللِّحِیهِ مِنَ المُثلَهِ وَ مَن مَثَّلَ فَعَلَیهِ لَعَنهُ اللهِ؛[3]
تراشیدن ریش از مثله (شکنجه و آزار جسم و روح) است و هر که مثله کند بر او باد لعنت خداوند.
لَیسَ مِنّا مَن سَلَقَ وَ خَرَقَ وَ لاحَلَقَ؛[4]
مسلمان واقعی نیست کسی که با بیشرمی سخن گوید و مال خود را تبذیر کند و محاسن خود را بتراشد.
مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم؛[5]
هر کس خود را شبیه گروهی کند، از آنها محسوب میشود.
لَمَّا تَابَ اللهُ عَلَی آدَمَ علیهالسلام اَتَاهُ جَبرَئیلُ فَقَالَ إنِّی رَسُولُ اللهِ إلَیکَ وَ هُوَ یُقرِئُکَ السَّلاَکَ ـ وَ یَقُولُ یَا آدَمُ حَیَّاکَ اللهُ وَ بَیَّاکَ ـ قَالَ أمَّا حَیَّاکَ اللهُ و بَیَّاکَ الله ـ قَالَ فَسَجَدَ آدَمُ علیهالسلام فَرَفَعَ رَأسَهُ إلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ یَا رَبِّ زِدنِی جَمَالاً فَأصبَحَ وَ لَهُ لِحیَةٌ سَودَاءُ کَالحُمَمِ فَضَرَبَ بِیَدِهِ إلَیهَا ـ فَقَالَ یَا رَبِّ مَا هَذِهِ؟ فَقَالَ هَذِهِ اللِّحیَهُ زَیَّنتُکَ بِهَا أنتَ وَ ذُکُورَ وُلدِکَ إلَی یَومِ القِیَامَه؛[6]
چون خداوند توبه حضرت آدم علیهالسلام را قبول کرد، جبرئیل نزد او آمد و گفت: من فرستادهی خدا به سوی تو هستم خدا به تو سلام میرساند، بعد خود جبرئیل گفت: زنده بدارد تو را خدا و خندان سازد تو را خدا. پس حضرت آدم علیهالسلام سجده کرد، سپس سر از سجده برداشت و رو به طرف آسمان گفت: پروردگارا جمال مرا زیاد کن، صبح که شد ریش سیاهی در صورت او روئیده شده بود با دست آنها را گرفت و عرض کرد: پروردگارا این چیست؟ خطاب شد: این ریش است که زینت دادم تو را و فرزندان پسر تو را به آن تا روز قیامت.
امام باقر7:
اِنَّ رَسولَ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لَعَنَ المُشتَبِهینَ عَنِ الرِّجالِ بِالنِّساءِ وَ لَعَنَ المُشتَبِهاتِ مِن النِّساءِ بِالرِّجالِ؛[7]
رسول اکرم6 لعنت کردهآند مردانی که خود را به شکل زنان و زنانی که خود را به شکل مردان در آورند.
امام صادق7:
فَإذا اَدرَکَ وَ کانَ ذَکَر أطَلَعَ الشَعرُ فی وَجهِهِ فکانَ ذلِکَ عَلامَة الذَکَر وَ عِزُّ الرَّجُلِ الَّذی یَخرُجُ بِهِ مِن حَدّ الصَّبا وَ شّیه النِّساءِ وَ اِن کانَت أنثی یَبقِیَ وَجهُها نَقیّاً مِنَ الشَّهرِ لِتَبقَی لَهَا البَهجَةُ وَ النَضّارَةُ الَّتی تُحَرِّکُ الرِّجالَ لِما فیهِ دَوامُ النَّسلِ وَ بَقاؤُهُ؛[8]
زمانی که انسان به حدّ بلوغ رسید، اگر مرد بود مو در صورت او روئیده میشود که این مو هم علامت مرد بودن و هم موجب عزت او خواهد بود. و بوسیلهی آن از مرحلهی کودکی و از شباهت داشتن به زنان خارج میشود و اگر زن بود در صورت او مو روئیده نمیشود تا اینکه زیبائی و طراوتی که تحریک کنندهی مردان است به ازدواج و در سایهی آن تولید نسل و بقاء انسان انجام میگیرد باقی بماند.
[1] . رسول خدا6 ـ کامل ابن اثیر، ج2، ص106.
[2] . بحارالانوار، ج73، ص111ـ112.
[3] . سفینة البحار، ج2، ص508، منتهی الامان، ج2، ص72.
[4] . مستدرک الوسائل، ج12، ص406.
[5] . سخن ابی داود، ج4، ص44.
[6] . بحارالانوار، ج73، ص110 ـ علل الشرایع، ج2، ص380.
[7] . بحارالانوار، ج100، ص256.
[8] . بحارالانوار، ج3، ص62 ـ منتهی الامال، ج2، ص75.