زن
زن
)وَ یَستَفتُونَکَ فِی النِّساءِ قُلِ اللهُ یُفتیکُم فِیهِنَّ([1]
و درباره زنان رای تو را میپرسند. بگو: خدا درباره آنان به شما فتوا میدهد.
پیامبر گرامی6:
إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَی الأُناثِ أرأفُ مِنهُ عَلَي الذُّکُور وَ ما مِن رّجُلٍ یُدخِلُ فَرحَةً عَلَي امرَأةِ بَینَهُ وَ بَینَها حُرمَةٌ إلاّ فَرَّحَهُ الله تَعالی یَومَ القیامَةِ؛[2]
خدای بزرگ، به زنان مهربانتر از مردان است و هیچ مردی، زنی از محارم خود را خوشحال نمیکند، مگر آن که خداوند متعال او را در قیامت شاد میکند.
اَلمَرأةُ الصّالِحَةُ أحَدُ الکاسِبَین؛[3]
زن شایسته یکی از دو عامل پیشرفت خانواده است.
أیُّما إمراةٍ أذَت زَوجَها بِلِسانِها لَمْ یَقبَلِ اللهُ مِنها صَرفاً وَلا عَدلاً وَلا حَسَنَةً مِن عَمَلِها حَتّی تُرضِیَهُ وَ إن صامَتْ نَهارَها وَ قامَتْ لَیلَها… وَکانَتْ فی أوَّلِ مَنْ تَردُ النَّارَ وَ کَذَلِکَ الرَّجُلُ إذا کانَ لَها ظالِماً؛[4]
هر زنی که شوهر خود را بیازارد، خداوند هیچ انفاق و عوض و کار نیکی را نمیپذیرد تا او را راضی کند، حتی اگر روزها روزه بگیرد و شبها به عبادت بگذراند و… چنین زنی اولین کسی است که وارد آتش خواهد شد و همچنین است اگر مرد هم به زنش ستم روا دارد.
اَلحَیاءُ حَسَنٌ وَلکِن فِی النِّساءِ أحسَنُ؛[5]
حیا خوب است ولی برای زنان خوبتر است.
اَیُّمَا امرَأةٍ ماتَت وَ زَوجُها عَنها راضٍ دَخَلَتِ الجَنَّةَ؛[6]
هر زنی، از دنیا برود و شوهرش از او راضی باشد، به بهشت میرود.
اِستَوصُوا بالنِّساءِ خَیرا؛[7]
یکدیگر را به رفتار نیک با زنان سفارش کنید.
ما استَفادَ المؤمنُ بعدَ تَقوَی اللهِ عزّ وَجلَّ خَیرا لَهُ مِن زَوجَةٍ صالِحَةٍ؛[8]
مؤمن، بعد از تقوای خداوند عزّ و جلّ، بهرهای بهتر از زن شایسته نبرده است.
امام علی7:
إنَّ الْمَرْأةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ؛[9]
همانا زن گل است و قهرمان نیست.
صیانَةُ المَرأةِ أنعَمُ لِحالِها وَ أدوَمُ لِجَمالِها؛[10]
محفوظ بودن و پاکدامنی برای سلامتی زن مفیدتر است و زیبایی او را بادوامتر میکند.
امام صادق7:
أکْثَرُ الخَیرِ فِی النِّساءِ؛[11]
بیشترین خیر و برکت در زنان است.
[1] . سوره نساء، آیه127.
[2] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۶، ص6، ح7.
[3] . مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج۱۴، ص171، ح16411 ـ بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج۱۰۰، ص238، ح39.
[4] . وسائل الشیعه، ج۲۰، ص211.
[5] . نهجالفصاحه، ص578، ح2006.
[6] . نهجالفصاحه، ص359، ح1022.
[7] . مستدرکالوسایل و مستنبط المسایل، ج14، ص253، ح16628 ـ بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج33، ص628.
[8] . بحارالانوار: 10/115/1.
[9] . نهجالبلاغه (صبحی صالح)، ص405، از نامه 31 ـ کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۵، ص510، ح3 ـ من لایحضره الفقیه، ج3، ص556، ح4911.
[10] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم 405، ح9286.
[11] . من لایحضره الفقیه، ج۳، ص385، ح4352.