زهد
زهد
)وَ لاتَمُدَّنَّ عَینَیکَ إلی ما مَتَّعنا بِهِ اَزواجاً مِنهُم زَهرَةَ اَلحَیوةِ الدُّنیا لِنَفتِنهُم فِیهِ([1]
چشم ندار به سوی آنچه ما دادهایم از زینتهای دنیا به بعضی از اصناف مردم تا امتحان و آزمایش نمائیم ایشان را.
پیامبر گرامی6:
الزُّهدُ فِی الدُّنیا قَصرُ الأمِل وَ شُکرُ کُلِّ نِعمَةٍ وَالوَرَعُ عَن کُلِّ ما حَرَّمَ اللهُ؛[2]
زهد در دنیا عبارت است از: کوتاه نمودن آرزو، شکر همة نعمتها و اجتناب نمودن از هرچه که خداوند آن را حرام نموده است.
الزّهدُ لیس بِتَحریمِ الحَلالِ وَلکِن أنْ یکونَ بِما فی یَدی اللهُ أوثق مِنهُ بِما فی یده؛[3]
زهد، این نیست که انسان حلالِ خدا را بر خود حرام کند، بلکه زهد این است که انسان به آنچه در دست خداست اعتماد و اطمینان بیشتری داشته باشد تا به آنچه در دست خود و در سیطرة قدرت محدود بشری است.
أزَهدُ النّاسِ مَن اِجْتَنبَ الحَرامَ؛[4]
زاهدترین مردم، کسی است که از حرام اجتناب کند.
ما عُبِدَ اللهُ بِشَئٍ أفضلُ من الزُّهدِ فِی الدّنیا؛[5]
بندگی و عبادت پروردگار، با چیزی بالاتر و برتر از زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا، صورت نگرفته است.
امام علی7:
الزُّهدُ کلُّهُ بَینَ کَلِمَتَینَ فِی القرآنِ: قالَ اللهُ سُبحانَهُ: لِکَیلا تَأسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ ولا تَفُرَحُوا بِما آتیکُمْ(سوره 57/ آیه 23)؛[6]
تمام زهد در بین دو کلمه از قرآن خلاصه شده است، آنجا که خداوند سبحان فرمود: تا هرگز بر آنچه از دست شما رفته، اندوه مخورید و بر آنچه دارید و به دست میآورید شاد نباشید.
الزّاهدُ فِی الدُّنیا مَن لَم یَغلِب الحرامُ صَبرَهُ وَ لَم یشغَلِ الحلالُ شُکرَهُ؛[7]
زاهد در دنیا، کسی است که حرام بر صبر او غالب نشود و در مقابل محرّمات، صبر خویش را از دست ندهد و استفاده از حلال الهی نیز او را از شکر پروردگار باز ندارد.
لَنْ یَفتَقِرَ مَنْ زَهَدَ؛[8]
زاهد، هرگز محتاج و فقیر نمیشود.
اَلا وَ اِنّ الدّنیا دارٌ لایُسلَمُ منها الاّ بالزُّهد فیها؛[9]
آگاه باشید که همانا دنیا خانهای است که انسان سالم از آن خارج نمیشود مگر با زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا.
اَلزُّهدُ اَصلُ الدینِ؛[10]
زهد، اصل و اساس دین است.
امام صادق7:
جُعِلَ الخَیرُ کلُّهُ فی بیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ اَلزُّهدُ فی الدُّنیا؛[11]
تمام خوبیها در خانهای قرار داده شده و کلید آن زهد و بیرغتبی نسبت به دنیا است.
[1] . سوره طه، آیه131.
[2] . بحارالانوار، ج77، ص161.
[3] . بحارالانوار، ج74، ص172.
[4] . بحارالانوار، ج77، ص112.
[5] . مستدرک الوسائل، ج2، ص333.
[6] . بحارالأنوار، ج70، ص52.
[7] . بحارالأنوار، ج78، ص37.
[8] . غرر الحکم، ص276، ح6093.
[9] . غررالحکم، ص138، ح2431.
[10] . غررالحکم، ص275، ح6046.
[11] . بحارالانوار، ج73، ص52.