دسته‌بندی نشده

شجاعت

شجاعت

)اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِهِ صَفَّاً کَأنَّهُم بُنیانٌ مَرصُوصٌ([1]

بدرستیکه خداوند آن مؤمنانی را که در صف جهاد مانند سد آهنین همدست و پایدارند، بسیار دوست می‌دارد.

پیامبر گرامی 6:

اَلصَّرعَةُ کُلُّ الصَّرعَةِ الَّذي یَغضِبُ فَیَشتَدُّ غَضَبُهُ وَیَحمَرُّ وَجهُهُ وَیَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛[2]

کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره‌اش سرخ شود و موهایش بلرزد، امّا بر خشم خود چیره گردد.

امام علی7:

اَلسَّخاءُ وَالشَّجاعَةُ غَرائِزُ شَریفَةٌ، یَضَعُهَا فیمَن أحَبَّهُ وَامتَحَنَهُ؛[3]

سخاوت و شجاعت خصلت‌های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هر کس که دوستش داشته و او را آزموده باشد می‌گذارد.

ثَمَرَةُ الشَّجاعَةِ الغیرَةُ؛[4]

غیرت میوه شجاعت است.

اَلعَدلُ أفضَلُ مِنَ الشَّجاعَةِ لأنَّ النّاسَ لَوِاستَعمَلُوا العَدلَ عُموماً فی جَمیعِهِم لاَستَغنَوا عَن الشَّجاعَةِ؛[5]

عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگی عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بی‌نیاز می‌شوند.

لا أشجَعَ مِن لَبیبٍ؛[6]

شجاع‌تر از خردمند، وجود ندارد.

لا قَوِیَّ أقوی مِمَّن قَوِیَ علی نفسِهِ فَمَلَکَها، لا عاجِزَ أعجَزُ مِمَّن أهمَلَ نفسَهُ فَأهلَکَها؛[7]

هیچ زورمندی زورمندتر از آن کس نیست که بر نفس خویش چیره شود و زمام آن را در اختیار گیرد، و هیچ ناتوانی ناتوان‌تر از آن کس نیست که نفس خویش را وا گذارد و آن را به هلاکت کشاند.

اَلشَّجاعَةُ نُصرَةٌ حاضِرَةٌ وَ فَضیلَةٌ ظاهِرَةٌ؛[8]

شجاعت، نصرتی نقد و فضیلتی آشکار است.

جُبِلَتِ الشَّجاعَةُ عَلی ثَلاثِ طَبائِعَ، لِکُل واحِدَةِ مِنهُنَ فَضیلَةٌ لَیسَت لِلأُخری: اَلسَّخاءُ بِالنَّفسِ وَالأنِفَةُ مِنَ الذُّلِّ وَ طَلَبُ الذِّکر…؛[9]

شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هر یک از آنها فضیلتی دارد که دیگری فاقد آن است: از خودگذشتگی، تن ندادن به خواری و ذلّت و نامجویی.

لَو تَمَیَّزَتِ الأشیاءُ لَکانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَکانَ الجُبنُ مَعَ الکَذِبِ؛[10]

اگر خصلت‌ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستی با شجاعت باشد و بزدلی با دروغ.

آفَةُ الشَّجاعَةِ إضاعَةُ الحَزم؛[11]

آفت شجاعت، فروگذاشتن دوراندیشی است.

[1] . سوره صف، آیه4.

[2] . نهج‌الفصاحه، ح1872.

[3] . غررالحکم، ج۲، ص56، ح1820.

[4] . غررالحکم، ج3، ص328، ح4620.

[5] . شرح نهج‌البلاغه، ج۲۰، ص333، ح816.

[6] . غررالحکم، ج۶، ص373، ح10591.

[7] . غررالحک/ 10917 ـ 10918.

[8] . غررالحکم، ح2، ص30، ح1700.

[9] . تحف‌العقول، ص323.

[10] . غررالحکم، ص118، ح7597.

[11] . غررالحکم، ج3، ص105، ح3938.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا