صبر
صبر
)واسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ وَإنَّها لَکَبیرَةٌ إلاَّ عَلَي الْخاشِعِین([1]
و از صبر و نماز کمک و یاری بگیرید و به درستی که این کار گران است مگر بر خاشعین.
پیامبر گرامی 6:
ألصَّبرُ أن یَحتَمِلَ الرَجلُ ما ینُوبُهُ و یکظِمَ ما یَغیظُهُ؛[2]
صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و خشم خود را فرو برد.
ألایمانُ نِصفانِ، نِصفٌ فی الصّبرِ وِ نِصفٌ فِی الشُّکرِ؛[3]
ایمان دو نیمه دارد، نیمی از آن در صبر و نیم دیگر آن در شکر است.
امام علی7:
عَلامَةُ الصّابرِ فی ثلاثٍ، أوَّلُها أن لایَکسِلَ وَالثّانیةُ أن لایَضجَرَ والثالثةُ أن لایَشکُو من ربّهِ عزّ و جلّ؛[4]
نشانههای انسان صبور سه چیز است: ۱ـ کسل و خسته نمیشود. ۲ـ بیقراری و کمحوصلگی نمیکند. ۳ـ از پروردگارش شکایت نمیکند.
یَأتي عَلَی النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنهُم عَلی دینِهِ کالقابِضِ عَلَي الجَمَرِ؛[5]
زمانی بر مردم خواهد آمد که صابر از آنها بر (حفظ و عمل به) دینش، همانند کسی است که آتش گداخته در دست گرفته.
الصَّبرُ اِمّا صبرٌ علی المُصیبَةِ أو عَلَی الطّاعَةِ أو عَنِ المَعصیةِ و هذا القسمُ الثالثُ أعلی دَرَجةً من القسمینِ الأوَّلینِ؛[6]
صبر، یا صبر بر مصیبت است یا بر اطاعت خدا و یا در مقابل معصیت، که قسم سوم از دو قسم دیگر با ارزشتر میباشد.
أیُّهَا النّاسُ عَلَیکُم بِالصّبرِ، فَإنَّهُ لاَدینَ لِمَنْ لاصَبرَ لَهُ؛[7]
ای مردم! بر شما باد به صبر و شکیبائی، همانا کسی که صبر نداشته باشد، دین نخواهد داشت.
امام باقر7:
اَلجَنَّةُ محفوفَةٌ بالمکارِهِ والصَّبرِ فَمَن صَبَر علی المکارِهِ فی الدّنیا دَخَلَ الجنّةَ؛[8]
بهشت آمیخته به سختیها و صبر و بردباری است، پس هر کس در دنیا بر سختیها صبور باشد، وارد بهشت خواهد شد.
امام سجاد7:
مَا مِنْ جُرعَةٍ أحبُّ اِلَی اللهِ مِن جُرعَتَینِ: جُرعَةُ غَیظٍ رَدَّها مؤمِنٌ بِحِلْمٍ أوْ جُرعَة مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤمِنٌ بِصَبرٍ؛[9]
نزد خداوند متعال حالتی محبوبتر از یکی از این دو حالت نیست: حالت غضب و خشمی که مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و حالت بلا و مصیبتی که مؤمن آن را با صبر و شکیبائی پشت سر بگذارد.
صبر بر اذیت دیگران
)وَاصبِر فَإنَّ اللهَ لایٌضیعُ اَجرَ المُحسِنینَ ([10]
صبر کن (ای پیامبر بر اذیت مردم) بدرستیکه خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
وَاصبِر عَلی ما اَصابَکَ؛[11]
و بر آسیبی که (از دیگران) بر تو وارد آمده است شکیبا باش.
پیامبر گرامی 6:
یا عَلیُّ ثَلاَثٌ مِنْ أبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْکَلاَمِ وَالصَّبْرُ عَلَي الْأذَي؛[12]
ای علی: سه چیز از درهای خیر است: جان سخاوتمند، و خوشزبانی و تحمّل در برابر آزار.
المؤمِنُ الَّذي یُخالِطُ النَّاسَ وَیَصبِرُ عَلَی أذاهُم أعظَمُ أجراً مِنَ المُؤمِنِ الَّذي لایُخالِطُ النّاسَ وَلایَصبِرُ عَلَی أذاهُم؛[13]
مؤمنی که با مردم معاشرت کند و بر آزارشان صبر کند، از مؤمنی که با مردم نمیجوشد و آزارشان را تحمل نمیکند، برتر است.
مَنْ صَبَرَ عَلَي مُرِّ الْأذَي أبَانَ عَنْ صِدْق التَّقْوَي؛[14]
هر کسی که بر آزار تلخ و مکروه صبر کند واقعیت پرهیزگاری را ظاهر میکند.
امام علی7:
لَیْسَ الْحَلِیمُ مَنْ عَجَزَ فَهَجَمَ وَ إذَا قَدَرَ انْتَقَمَ إنَّمَا الْحَلِیمُ مَنْ إذَا قَدَرَ عَفَا وَ کَانَ الْحِلْمُ غَالِباً عَلَی کُلِّ أمْرِه؛[15]
کسی که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد.
مَن غاظَکَ بِقُبحِ السَّفَةُ عَلَیکَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛[16]
هر کس با زشتی سبکسری تو را خشمگین کرد، تو با زیبائی بردباری او را به خشم آور.
مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفَرَ بِهِ؛[17]
هر کس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز میشود.
خَیرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسیئَیءَ اِلَیهِ اَحسَنَ؛[18]
بهترین مردم کسی است که اگر او را به خشم آورند بردباری نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدی شود خوبی کند.
إنَّ المُؤمِنَ… إذا أصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ… وَالمُنافِقُ… إذا أصابُتهُ شِدَّةٌ ضَغا؛[19]
مؤمن در گرفتاری صبور است، و منافق در گرفتاری بیتاب.
امام صادق7:
ألاَ تَعْلَمُ أنَّ مَن انْتَظَرَ أمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَي مَا یَری مِنَ الْأذَي وَالْخَوْفِ هُوَ غَداً فِي زُمْرَتِنَا؛[20]
آیا ندانستهای که هر که چشم به راه دولت ما باشد و بر آزار و ترسی که میبیند شکیبائی ورزد فردای قیامت در زمره ما محشور گردد.
[1] . سوره بقره، آیه 45.
[2] . تصنیف غررالحکم، ص281، ح6231.
[3] . نهجالفصاحه، ج1070.
[4] . بحارالانوار، ج۷۱، ص86.
[5] . بحارالانوار، ج28، ص47.
[6] . شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج۱، ص319.
[7] . بحارالانوار، ج۷۱، ص92.
[8] . اصول کافی، ج۲، ص89.
[9] . مستدرکالوسائل، ج۲، ص424.
[10] . سوره هود، آیه 115.
[11] . سوره لقمان، آیه 17.
[12] . تحفالعقول عن آل الرسول، ص14.
[13] . سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح402.
[14] . تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، قم، ص285.
[15] . تنصیف غررالحکم و دررالکلم، ص286، ح6437.
[16] . عیونالحکم والمواعظ (لیثی)، ص460.
[17] . کنزالفوائد، ج1، ص319.
[18] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص285.
[19] . تحفالعقول، ص212.
[20] . فروع الکافی، ج۸، ص37.

