دسته‌بندی نشده

فقر

فقر

)یَا أیُّهَا الْنَّاسُ أنْتُمُ الْفُقَراءُ إلَي اللهِ ([1]

ای مردم شما همگی فقیر به درگاه خداوند هستید.

پیامبر گرامی6:

اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ یَنفِي الفَقرَ، وَ بَعدَهُ یَنفِي الهَمَّ وَ یُصَحِّحُ البَصَرَ؛[2]

شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف می‌کند و به چشم سلامتی می‌بخشد.

اَلْحَجُ یَنْفِی الْفَقْرَ؛[3]

حج، فقر و تهیدستی را از بین می‌برد.

مَا مِنْ عَبْدٍ فَتَحَ عَلی نَفْسِهِ بابَاً مِنَ الْمَسْاَلَةِ اِلاَّ فَتَحَ اَللهُ عَلَیهِ سَبْعینَ بَاباً مِنَ الفَقرِ؛[4]

هیچ بنده‌ای دری از فقر و نیاز خواهی را به روی خود نگشود، مگر آنکه خداوند هفتاد در فقر را به روی او باز کرد.

اَلْفَقرُ اَشَّدُ مِنَ الْقَتلِ؛[5]

فقر سخت‌تر از کشته شدن است.

امام علی7:

ضَرَرُ الْفَقْرِ اَحْمَدُ مِن أشَرِ الْغِنی؛[6]

ضرر و زیان فقر، پسندیده‌تر از سرمستی توانگری است.

اَلعَفافُ زینَةُ الفَقر، وَالشُّکرُ زینَهُ الغِنَي؛[7]

خویشتن‌داری، زینت فقر است و سپاس‌گزاری زینت غنا و توانگری.

نَظِّفوا بُیوتَکمْ مِن حَوکِ العَنکَبوتِ، فَإنَّ تَرکَهُ فِي البَیتِ یورِثُ الفَقرَ؛[8]

خانه‌های خود را از تار عنکبوت تمیز کنید، زیرا باقی گذاشتن آن در خانه، فقر می‌آورد.

لافَقرَ مَعَ حُسْنِ تَدبیرٍ؛[9]

با برنامه‌ریزی صحیح، فقر بوجود نمی‌آید.

امام صادق7:

الْیَمینُ الصَّبرُ اَلکاذِبَهُ تُورِثُ الْعَقِبَ الْفَقْرَ؛[10]

سوگند اجباری دروغ برای بازماندگان فقر به بار می‌آورد.

اَشَّدُ الأشیاءِ مَؤُنَةً اِخُفاءُ الْفَاقَةِ؛[11]

دشوارترین و پرزحمت‌ترین کارها، پوشیده داشتن فقر است.

مَنْ حَجَّ ثَلاثَ حِجَجِ لَم یُصِبهُ فَقْرٌ اَبَداً؛[12]

هر کس سه بار حج به جا آورد، هرگز به فقر گرفتار نمی‌آید.

غِنیً یَحجُزُکَ عَنِ الظُلمِ خَیْرٌ مِنْ فَقْرٍ یَحْمِلُکَ عَلَی الأثم؛[13]

ثروتی که تو را از ستم باز دارد، بهتر از فقری است که تو را به گناه کشاند.

[1] . سوره فاطر، آیه15.

[2] . مکارم الاخلاق، ص139.

[3] . بحارالانوار، ج104، ص109.

[4] . جامع‌الاخبار، ص379، 1061.

[5] . جامع‌الاخبار، ص299، ح816.

[6] . غررالحکم، ح5904.

[7] . تحف العقول، ص90‌ـ نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، ص479، ح68.

[8] . وسائل الشیعه، ج۵، ص322، ح6674.

[9] . غررالحکم، ح10920.

[10] . بحارالانوار، ج104، ص109.

[11] . بحارالانوار، ج78، ص249.

[12] . الخصال، ص117.

[13] . الفقیه، ج3، ص166، ح3614.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا