لجاجت
لجاجت
)وَ قالُوا مَهما تَأتِنا بِهِ مِن آیَةٍ لِتَسحَرَنا بِها فَما نَحنُ لَکَ بِمُؤمِنینَ([1]
و گفتند، هر گونه پدیده شگرفی که بوسیله آن ما را افسون کنی برای ما بیاوری، ما به تو ایمان آورنده نیستم.
پیامبر گرامی6:
اَلخَیرُ عادَةٌ وَ الشَرُّ لَجاجَةٌ ؛[2]
خوبی عادت است و بدی لجاجت.
امام علی7:
مَن لَجَّ وَ تَمادی فَهُوَ الرّاکِسُ الَّذی رانَ اللهُ عَلی قَلبِهِ وَ صارَت دائرَةُ السَّوءِ عَلی رَأسِهِ؛[3]
هر کس لجاجت کند و بر آن پافشاری نماید، او همان بخت برگشتهای است که خداوند بر دلش پرده [غفلت] زده و پیشامدهای ناگوار بر فراز سرش قرار گرفته است.
اَلأفراطُ فِی المَلامَةِ یَشُبُّ نیرانَ اللَّجاجِ؛[4]
زیادهروی در سرزنش کردن، آتش لجاجت را شعلهور میسازد.
امام صادق7:
سِتَّةٌ لاتَکونُ فِی المُؤمِنٍ: اَلعُسرُ وَالنَّکَهُ وَالحَسَدُ وَاللَّجاجَةُ وَالکَذِبُ وَالبَغیُ؛[5]
شش (صفت) در مؤمن نیست: سختگیری، بیخیری، حسادت، لجاجت، دروغگویی و تجاوز.
[1] . سوره اعراف، آیه 132.
[2] . اساس البلاغه، ص438 ـ سنن ابن ماجه، ج1، ص80.
[3] . نهجالبلاغه، نامه 58.
[4] . تحفالعقول، ص84.
[5] . تحفالعقول، ص377 ـ وسایلالشیعه، ج15، ص349.