مصافحه
مصافحه
)مُصافِحَةُ المُؤمِنِ اَفضَلُ مِن مُصافِحَةِ المَلائِکَةِ([1]
مصافحه مؤمنین با یکدیگر، برتر از مصافحه با فرشتگان است.
پیامبر گرامی6:
تَصافَحوا فإنَّ التَّصافُحَ یُذهِبُ السَّخیمَةَ؛[2]
با یکدیگر دست دهید زیرا دست دادن کینه و کدورت را از بین میبرد.
إذا إلتَقَیتُم فَتَلاقُوا بِالتَّسلیمِ والتَّصافُح و إذا تَفَرَّقتُم فَتَفَّرَقُوا بِالإستِغفارِ؛[3]
هر گاه یکدیگر را ملاقات کردید، سلام گفته و دست دهید و هنگام جدا شدن با طلب آمرزش (برای یکدیگر) جدا شوید.
امام علی7:
إذا لَقیتُم إخوانَکم فَتَصافَحوا وَ أظهِروُا لَهُمُ البَشاشَةَ، تَفَرَّقوا و ما عَلیکُم مِنَ الأوزارِ قَد ذَهَبَ؛[4]
هر گاه برادرانتان را ملاقات کردید، با یکدیگر دست دهید و اظهار خرمی و خوشرویی کنید که (در نتیجه) از یکدیگر جدا نمیشوید مگر اینکه هر چه گناه داشتهاید از بین رفته است.
صافِح عَدُوَّکَ و إن کَرِهَ فَإنَّهُ مِمّا اَمَرَ اللهُ عزَّ و جلَّ بِهِ عِبادَهُ؛[5]
با دشمنت دست بده هر چند او خوشش نیاید، زیرا این از اموری است که خدای عزّ و جلّ بندگانش را به آن فرمان داده است.
إذا صافَحَ الرَّجُلُ صاحِبَهُ فَالَّذی یَلزَمُ التَّصافُحَ أعظَمُ اجراً منَ الَّذی یَدَعُ، ألا وَ إنَّ الذُّنُوبَ لَتَتَحاتُّ؛[6]
هر گاه مردی با رفیقش دست دهد، آنکه دستش را نگه دارد اجرش بیشتر است از کسی که دستش را رها کند و بدانید که گناهان آنها بریزد به گونهای که دیگر گناهی باقی نمانده باشد.
امام سجاد7:
یا مَعشَرَ مَن لَم یَحِجَّ استَبشِرُوا بِالحاجِّ إذا قَدِموا فَصافِحُوهُم وَ عَظِّمُوهُم، فَإنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیکُم تُشارِکُوهُم فی الأجرِ؛[7]
شماهائی که به مکّه نرفتهاید و در مراسم حجّ شرکت نکردهاید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانی که برمیگردند، با آنها ـ دیدار و ـ مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آنها شریک باشید.
امام باقر7:
إنَّ المؤمِنَ إذا صافَحَ المؤمِنَ تَفَرَّقا مِن غَیرِ ذَنبٍ؛[8]
هر گاه مؤمن با مؤمن دست دهد، از یکدیگر جدا میشوند در حالیکه گناهان آنان پاک شده است.
امام صادق7:
ما صافَحَ رسوُلُ اللهِ ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ـ رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ یَدَهُ حَتّی یکونَ هُو الَّذی یَنزِعُ یَدَهُ منهُ؛[9]
رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ هر گاه با مردی دست میداد، هرگز دست خود را از دست او نمیکشید تا اینکه او دستش را از دست حضرت بکشد.
[1] . امام صادق7 ـ اصول کافی، ج2، ص 183.
[2] . بحارالانوار، ج77، ص158.
[3] . الکافی، ج2، ص181.
[4] . بحارالانوار، ج76، ص20.
[5] . الخصال، ص633، ح10.
[6] . الکافی، ج2، ص181.
[7] . من لایحضره الفقیه، ج2، ص147.
[8] . الخصال، ص22، ح75.
[9] . بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج۱۰۰، ص139، ح5.
