ناسزاگویی و فحش
ناسزاگویی و فحش
)وَ لاتَسُّبُوا الَّذینَ یَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُّبُوا اللهَ عَدواً بِغَیرِ عِلمٍ([1]
و آنهائی را که جز خدا را میخوانند دشنام ندهید که آنان از روی دشمنی و به نادانی خدا را دشنام خواهند داد.
پیامبر گرامی6:
لاتَسُبُّوا الناسَ فَتَکتَسِبُوا العَدوَةَ بَینَهُم؛[2]
به مردم ناسزا نگویید، که با این کار در میان آنها دشمن پیدا میکنید.
إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّةَ علی کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیءٍ، قَلیلِ الحَیاءِ، لایُبالی ما قالَ و لا ما قیلَ لَهُ؛[3]
خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بیشرمی که باکی ندارد چه گوید و چه شنود، حرام کرده است.
سابُّ المُؤمنِ کَالمُشرِفِ علی الهَلَکَةِ؛[4]
ناسزاگوی به مؤمن همچون کسی است که در آستانه هلاکت باشد.
إنَّ مِن شَرِّ عِبادِ اللهِ مَن تُکَرهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحشِهِ؛[5]
بدترین بندگان خدا کسی است که از ترس فحش او، همنشینی با او را خوش ندارند.
لاَ تَسُبُّوا الرّیَاحَ فَإنَّهَا مَأمُورَةٌ وَ لاَ تَسُبُّوا الجِبَالَ وَ لاَ السَّاعَاتِ وَ لاَ الأیَّامَ وَ لاَ اللَّیَالِیَ فَتَأثَمُوا وَ تَرجِعَ عَلَیکُم؛[6]
به بادها ناسزا مگویید که آنها (از جانب خداوند) مأمورند و کوهها و لحظهها و روزها و شبها را ناسزا نگویید که گنهکار میشوید و به خودتان برمیگردد.
إذا شَتَمَ أحَدُکُم أخاهُ فَلا یَشتِم عَشیرَتَهُ، وَلا أباهُ، و لا اُمَّهُ، ولکن لِتَقُل اِن کانَ یَعلَمُ ذلک: إنَّکَ لَبَخِیلٌ، وَ إنَّکَ لَجَبانٌ، وَ إنَّکَ لَکَذُوبٌ، إن کانَ یَعلَمُ ذلکَ مِنهُ؛[7]
هر گاه یکی از شما برادرش را دشنام میدهد، نباید به ایل و تبار او و پدر و مادرش دشنام دهد، بلکه بگوید: تو بخیلی، تو ترسویی، تو دروغگویی! به شرط آن که بداند او واقعاً چنین است.
امام علی7:
مَن سَمِعَ بفاحِشَةٍ فأبداها کانَ کَمَن أتاها؛[8]
آنکه سخن زشتی بشنود و بازگویش کند مانند کسی است که آن را گفته.
لِقَنبر وقد رامَ أن یَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهلاً یا قَنبرُ! دَع شاتِمَکَ مُهانا تُرضِ الرَّحمنَ وَتُسخِطِ الشَّیطانَ وتُعاقِب عَدُوَّکَ فَوَالَّذی فَلَقَ الحَبَّةَ وَ بَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَی المؤمنُ رَبَّهُ بمِثل الحِلم، ولا أسخَطَ الشَّیطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّکوتِ عَنهُ؛[9]
خطاب به قنبر ـ که میخواست به کسی که بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گوید ـ : آرام باش قنبر! دشنامگوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدای که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری و گذشت خشنود نکرد و شیطان را با حربهای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد.
امام هادی7:
ما تَسابَّ اثنانِ إلاَ انحَطَّ الأعلی إلی مَرتَبَةِ الأسفَلِ؛[10]
هیچگاه دو تن به هم دشنام ندادند جز آنکه بالاتر به مرتبه فروتر سقوط کرد.
[1] . سوره انعام، آیه108.
[2] . کافی، ج2، ص360، ح3.
[3] . کافی، ج2، ص323، ح3 ـ منتخب میزان الحکمة، ص440.
[4] . کنزالعمّال، ح8093ـ منتخب میزان الحکمة، ص264.
[5] . الکافی: ح2، ص325، ح8 (میزان الحکمة: ج2، ص1422).
[6] . علل الشرائع، ج2، ص577، ح1.
[7] . کنزالعمّال، ح8134 ـ منتخب میزان الحکمة، ص264.
[8] . شرح نهجالبلاغه، ح20، ص27.
[9] . أمالی المفید، ص118، ح2 ـ منتخب میزان الحکمة، ص264.
[10] . نزهة النّاظر ـ ص125. میزان الحکمة، ج5، ص189، ح8412.