وحدت
وحدت
)کَانَ النَّاسُ اُمَّةً وَاحِدَةً([1]
مردم امت واحده بودند.
پیامبر گرامی6:
ألمؤمِنونَ إخوَةٌ تَتکافَؤُ دِماؤُهُم وَ هُم یَدٌ عَلی مَن سَواهُم؛[2]
مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحّد و یکپارچهاند.
مَا اختَلَفَ أُمَّةٌ بَعد نَبِیِّها اِلاَّ ظَهَرَ أهلُ باطِلها علی أهلِ حَقِّها؛[3]
هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حق گرایان چیره شدند.
إسمَعُوا وَ أطیعُوا لِمَن وَلاّهُ اللهُ الأمرَ، فَإنَّهُ نَظامُ الإسلامِ؛[4]
از حاکمان الهی اطاعت کنید و گوش به فرمان باشید زیرا اطاعت از رهبری مایه نظام (و انسجام) اسلام است.
فاطمه زهرا سلامالله علیها:
… وَ طاعَتُنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتُنا أماناً لِلفُرقَةِ وَالجَهادُ عِزَّاً لِلإسلامِ… .؛[5]
پیروی از ما «اهل بیت» مایه نظام و انسجام امت، و رهبری ما عامل وحدت، و جهاد مایه عزت و سربلندی اسلام است.
امام علی7:
وَ مَکانُ القَیِّمِ باِلأمرِ مَکانُ النَّظامِ مِنَ الخَرزِ یَجمَعُهُ وَ یَضُمُّهُ فَإذا اَنقَطَعَ النَّظامُ تَفَرَّقَ الخَرزُ وَ ذَهَبَ ثُمَّ لَم یَجتَمَعَ بحذافیرِهِ أبداً؛[6]
جایگاه رهبر و سرپرست در اجتماع، جایگاه رشتهای است که دانهها را به هم پیوند داده و جمع میکند، و آنگاه که آن رشته بگسلد، دانهها پراکنده گشته و هرگز تمام آنها جمع نخواهند شد.
فَإنَّ یَدَاللهِ عَلی الجَماعَةِ وَ اِیَّاکُم وَالفُرقَةَ فَإنَّ الشَاذَّ مِنَ النّاسِ لِلشَّیطان، کَما أن الشَاذَّ مِن الغَنَمِ لِلذِّئبِ؛[7]
دست خدا (یاری خدا) بر سر جماعت است، از تفرقه بپرهیزید، زیرا شخص تکرو، شیطان است همانگونه که گوسفند تکرو، طعمه گرگ است.
وَ إنَّی وَاللهِ لَأظُنُّ أنَّ هؤلاءِ القَومَ سَیدَالوُنَ مِنکُم بِاِجتماعِهِم عَلی باطِلِهِم وَ تَفَرُّقِکُم عَن حَقِّکُم وَ بِمَعصِیَتِکُم إمامَکُم فِی الحَقِّ وَ طاعَتِهِم إمامَهُم فِی الباطِلِ؛[8]
بخدا سوگند! گمان دارم اینان قدرت را از شما بگیرند، زیرا آنان بر باطل خویش، وحدت دارند و شما در حق خود پراکندهاید و شما از رهبر خود در راه حق فرمان نمیبرید اما آنان از رهبر خود در مسیر باطل اطاعت میکنند.
امام صادق7:
صَدَقَةُ یُحِبُّهاَ اللهُ اِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إذا تَفاسَدوا وَ تَقارُبٌ بَینَهُم إذا تَباعَدوا؛[9]
ایجاد وحدت هنگام پیدایش اختلاف، و تباهی امت و نزدیک کردن آنها در هنگام جدائی، صدقه ایست که خداوند آن را دوست دارد.
[1] . سوره بقره، آیه213.
[2] . کافی، ج1، ص404.
[3] . کنزالعمال، ح929.
[4] . امالی مفید، ج1، ص14، ح2.
[5] . کشف الغمة، ج2، ص480.
[6] . نهجالبلاغه، خطبه 146.
[7] . شرح نهجالبلاغه، ج8، ص112.
[8] . نهجالبلاغه، خطبه 25.
[9] . الکافی، جلد2، ص209.
