پرهیز از دشنام دادن
پرهیز از دشنام دادن
دشنام یعنی ناسزاگویی ، بدگفتن ، فحش دادن ، سب نمودن ، لعن کردن ، به کسی نسبت ناروادادن تهمت زدن ، عنوان بد به او دادن . حرف زشت به کسی زدن.
در منابع دینی از این کار منع شد وهیچ مسلمانی حق ندارد به کسی فحش وناسزا گوید چراکه این کار باعث دشمنی می شود .
پیامبر (ص) می فرماید:
لاتَسُبُّوا النّاسَ فَتَکتَسِبُوا العِداوَهَ بَینَهُم.
به مردم ناسزا نگویید چرا که باعث دشمنی به شما می شود ودر میان آنها دشمن پیدا می کنید. (کافی، ج3 ،ص 360 ، ح2)
دشنام دشنام می آورد . یعنی دشنام باعث دلگیر شدن طرف مقابل می شود وکسی که دشنام را می شنود ناراحت می شود ، دلش به درد می آید وحس می کند به او اهانت شد ، هتاکی شد ، حرمت شکنی شد در نتیجه نسبت به دشنام دهنده دلگیر وبد دل بل عقده یی می شود وکینه دشنام دهنده به دل او ورود پیدا می کند ودر ردیف دشمنان او قرار می گیرد ودر این صورت است که روح انتقام او تحریک می گردد تا مقابله به مثل کند بدیهی است که مقابل دشنامدهنده قد علم کند واظهار عداوت نموده وانتقام بگیرد .
پس دشنام به انسان بد وممنوع است ودشنام به مومن قطعا بدتر است وپیامبر (ص) می فرماید:
سِبابُ المُومِنِ فِسقٌ.
دشنام مومن فسق است. (میزان الحکمه ، ج5 ، ص186 ، ح 8396 )
یعنی دشنام باعث فسق است . فسق یعنی خروج از حق وخروج از فرمان حق و فسق یعنی کار حرام وممنوع. پس اینکه سب و ناسزا فسق است یعنی فحش وناسزا گویی کار ممنوعی است که انسان را از مدار حق خارج می کند .
فسق مقابل عدل است ؛ چنانکه عدل به معنای انجام کار درست ومیزان وبه حق وطبق قاعده وضابطه است متقابلا فسق به کار خلاف وممنوع و به دور از حق وقانون وقاعده است .
یعنی سب ولعن وفحش انسان را از مدار حق خارج واز محور عدل بیرون می سازد وموجب می شود تا انسان ناهموار وناسازگار وبد مرام شود واز صراط مستقیم عدول نموده وبه انحراف کشیده شود تا جایی که تصمیم نادرست بگیرد وسخن ناروا بگوید واقدام نا بجا داشته باشد واهل تعدی وتجاوز شود وکم کم از مسیر عقل وانسانیت واز راه دین وشرع منحرف شود وسرانجام کارش به تباهی کشیده شود.
وحتی نه تنها به انسان مومن نباید فحش وناسزا گفت بل به کافر ومنحرفین از توحید هم نباید فحش گفت چرا که ممکن است مقابله به مثل کنند واز جهالت به خدا دشنام دهند .آیه 108 سوره انعام می فرماید :
لاتَسُبُّو الَّذینَ یَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدواً بِغَیرِعِلمٍ .
به آنهایی که غیر خدا را می پرستند ناسزا نگویید مبادا که آنها از تعدی وجهالت به خدا ناسزا گویند. ملاحظه می شود که حتی به خرافه پرست ترین آدم نباید ناسزا گفت .
وحتی در حدیث آمده که به شیطان هم فحش ندهید بل از شیطان به خدا پناه به برید.
پیامبر (ص) فرمود:
لاتَسُبُّوا الشَّیطانَ وَ تَعَوَّذُوا بِاللهِ مِن شَرِّهِ.
به شیطان فحش ندهید واز شر او به خدا پناه به برید. (میزان الحکمه ، ج5 ، ص186 ، ح 8399 )
اساسا زبان نباید آلوده به فحش وناسزا شود بل زبان باید به همان پاکی خود باقی بماند چرا که اگرزبان آلوده شد به بدگویی ودشنام مهار آن سخت است . امروز که به شیطان فحش داد فردا به مومن وانسان محترم فحش ودشنام می دهد . پس به شیطان فحش نده تا زبان آلوده نشود بل نسبت به شیطان به خدا باید پناه برده شود یعنی بجای دشنام استعاذه شود.
امام علی (ع )فرمود:
کَرِهتُ لَکُم اَن تَکُونُوا لَعّانینَ وَ شَتّامینَ .
نمی پسندم که همدیگر را لعنت کنید وبه همدیگر دشنام دهید. (شرح نهج البلاغه، ابن ابى حدید، ج12، ص 121)
چرا که زبا پاک نباید با لعن ودشنام آلوده شود ودیگر اینکه همین باعث عداوت ودشمنی می گردد وشیطان هم در این میان شاد می شود وآتش بیار معرکه می گردد وتازه متقابلا دشنام دهنده خوار وبی مقدار شده وپشیمان می گردد که چرا دشنام داد وتصمیم می گیرد که تکرار نکند.
برای جلوگیری از دشنام هم نهی لازم است وهم پیشنهاد راه درست .
حضرت امیر المومنین (ع)مشاهده کرد که جمعی از طرفداران او به اهل شام دشنام می دهند نخست آنها را برحذر داشت و فرمود دشنام دادن را نمی پسندم ومایل نیستم جزء دشنامدهندگان باشیم آنگاه پس از برحذر داشتن ونهی نمودن راهکار درست پیشنهاد داد وفرمود به جای دشنام دادن کار شان واعمال بدشان و وصف حال شان را بگویید چرا که این کار دو فائده دارد .
یکی آنکه حرف خوب وسخن درست زده می شود ودیگرآنکه در بیان محبت وعذر رساتر وکاملتر خواهد بود .
اگر حرف خوب وسخن درست زده شود هم زبان آلوده نمی شود وپاداش الهی دارد وهم اینکه کسی اعتراض نمی کند ، شکایت نمی کند ، ومخصمه ومؤاخذه ندارد چراکه هیچ بهانه و دلیلی نمی تواند اقامه کند بلکه به عکس حرف خوب دلیل خوب بر سلامت و بی گناهی وتوجیه خوبی برای تبرئه است در پایان هم فرمود به جای دشنام خوب است دعا شود مبنی بر اینکه خدایا خون آنها را وخون ما را حفظ فرما .
إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ، وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ، حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ.
دوست ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد. ولى اگر به توصيف اعمال و بيان حالشان بپردازيد، سخنتان به صواب نزديكتر و عذرتان پذيرفته تر است. به جاى آنكه دشنامشان دهيد، بگوييد: بار خدايا خونهاى ما و آنها را از ريختن نگه دار و ميان ما و ايشان آشتى انداز و آنها را كه در اين گمراهى هستند راه بنماى. تا هر كه حق را نمى شناسد، بشناسد و هر كه آزمند گمراهى و دشمنى است از آن باز ايستد.حال ملاحظه شود که دشنام کجا ودعا کجا وانسان به جای اینکه دشنام دهد به دعا به پردازد هم خود به ثوابی رسیده وهم روح صمیمیت ایجاد وکلا جامعه را با این دعا به صفا وصمیمیت وهمدلی وهماهنگی تبدیل نموده است. (میزان الحکمه ، ج5 ، ص188 ، ح 8401 )