دسته‌بندی نشده

کینه

کینه

)وَ نَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ([1]

و هرگونه کینه‌ای را از سینه‌هایشان می‌زدائیم.

پیامبر گرامی6:

تَعافَوا تَسقُطِ الضَّغائِنُ بَینَکُم؛[2]

از یکدیگر گذشت کنید، تا کینه‌های میان شما از بین برود.

امام علی7:

إحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛[3]

برای دِرو کردن بدی از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه‌کَن کُن.

احْتَمِلْ أخَاکَ عَلَی مَا فِیهِ وَ لاَ تُکْثِرِ الْعِتَابَ فَإنَّهُ یُورِثُ الضَّغِینَة؛[4]

برادرت را با همان وضعی که دارد تحمل کن و زیاد سرزنش نکن، زیرا این کار کینه می‌آورد.

الدُّنْیَا أصْغَرُ وَ أحْقَرُ وَ أنْزَرُ مِنْ أنْ تُطَاعَ فِیهَا الْأحْقَاد؛[5]

دنیا کوچک‌تر و حقیرتر و ناچیزتر از آن است که در آن از کینه‌ها پیروی شود.

الْحَقُودُ مُعَذِّبُ النَّفْسِ مُتَضَاعِفُ الْغَمِّ؛[6]

کینه‌توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان.

عِندَ الشَّدائِدِ تَذهَبُ الأحقادُ؛[7]

در هنگام سختی‌ها و گرفتاری‌ها کینه‌ها از بین می‌رود.

اَلْغِلُّ یُحْبِطُ الْحَسَنَاتِ؛[8]

کینه، خوبی‌ها را نابود می‌کند.

مَن اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَرَاحَ قَلْبُهُ وَ لُبُّهُ؛[9]

هر کس کینه را از خود دور کند، قلب و عقلش آسوده گردند.

سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ؛[10]

علت فتنه‌ها و آشوب‌ها کینه‌توزی است.

امام حسین7:

تَهادَوا فَإنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛[11]

به یکدیگر هدیه بدهید، زیرا کینه‌ها را از بین می‌برد.

اِنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛[12]

بی‌گمان شیعیان ما دل‌هایشان از هر خیانت، کینه و فریبکاری پاک است.

امام هادی7:

الْعِتَابُ مِفْتَاحُ الثِّقَالِ وَالْعِتَابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ؛[13]

گلایه کردن کلید سرسنگینی و بهتر از کینه است.

[1] . سوره اعراف، آیه43.

[2] . کنزالعمال، ج3، ص373، ح7004.

[3] . توحید، ص399، ح1.

[4] . تحف‌العقول، ص84.

[5] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص142، ح2544.

[6] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص299، ح6774.

[7] . غررالحکم، ج4، ص323، ح6212.

[8] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص301، ح6846.

[9] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص299، ح6774.

[10] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص299، ح6781.

[11] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۵، ص144، ح14.

[12] . تفسیر منسوب به امام حسن عسگری7، ص309.

[13] . بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج75، ص369، ح4.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا