احادیث

ریاست طلبی

ریاست طلبی

)تِلکَ الدَّارُ الاخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذینَ لایَرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الأرضِ وَ لافَساداً وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقِینَ([1]

این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می‌دهیم که اراده برتری‌جویی در زمین و فساد را ندارند، و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است.

پیامبر گرامی6:

مَن اَحَبَّ اَن یَتَمَثَّلَ لَهُ الرِّجالُ قِیاماً فَلیَتَبَّوأ قَعَدُهُ مِنَ النّار؛[2]

کسی که دوست دارد مردم جلوی پای او بایستند، جایگاهش پر از آتش خواهد شد.

اَوَّلُ ما عُصِی بِهِ الله تَبارَکَ وَ تَعالی سِتُّ خِصالٍ: حُبُّ الدُّنیا وَ حُبُّ الرّیاسَة وَ حُبُّ الطَّعامِ وَ حُبُّ النِّساءِ وَ حُبُّ النُّومِ وَ حُبُّ الرّاحَة؛[3]

نخستین چیزی که موجب عصیان پروردگار گردید، شش گناه بود: دنیاطلبی، ریاست‌طلبی، شکم‌پرستی، شهوت‌پرستی، علاقه به خواب و راحت‌طلبی.

إن شِئتُم أنبَأتُکُم عَنِ الإمارَةِ وَ ما هِیَ، أوّلُها مَلامَةٌ وَ ثانیها نَدامَةٌ وَ ثالِثُها عَذابٌ یَومَ القِیامَةِ؛[4]

شما را از ریاست خبر می‌دهم که چیست، اولین آن ملامت و دومین آن ندامت و سومین آن عذاب روز قیامت.

مَن وَلِّی شَیئاً مِن اُمُورِ المُسلِمینَ اِلاّ اُتِی بِهِ یَومَ القِیامَة وَ یداهُ مَغلُولَتانِ اِلی عُنُقِهِ لا یَفُکُّهُما اِلاّ عَدلٌ؛[5]

هر که ولایت و مسئولیت کاری از امور مسلمانان به او واگذار شود، روز قیامت او را در حالی که دستان او را به گردنش بسته‌اند می‌آورند و چیزی جز عدالت او را از غل و زنجیر آزاد نمی‌سازد.

امام علی7:

مَن طَلَبَ الرّئاسَة بِغَیرِ حَقٍ حُرِمَ الطّاعَةَ لَهُ؛[6]

هر که ناحق به دنبال ریاست باشد، اطاعت از او حرام است.

امام حسین7:

مَلعُونٌ مَن تَرَأّسَ مَلعونٌ مَن هَمَّ بِها مَلعونٌ مَن حَدَثَ نَفسَهُ بِها؛[7]

کسی که (بدون داشتن صلاحیت) مهتر و رئیس گردد ملعون است و کسی که برای ریاست همت گمارد و تلاش کند ملعون است و کسی که با خود درباره رئیس شدن سخن گوید ملعون است.

امام صادق7:

اِیاکُم وَ هوُلاءِ الرُّؤساءِ الَّذینَ یتَرئَّسونَ فَوَ اللهِ ما خَفَقَتِ النِّعالُ خَلفَ رَجُل اِلاّ هَلَکَ وَ اَهَلَکَ؛[8]

از رئیس‌هایی که دوست دارند ریاست کنند، پرهیز کنید، سوگند به خدا، هر مردی کفش‌ها پشت سر او به صدا درآیند هم خودش هلاک شود و هم آنان که به دنبال او راه می‌روند (و او را به ریاست قبول دارند).

[1] . سوره قصص، آیه83.

[2] . بحارالانوار، ج73، ص150.

[3] . بحارالانوار، ج73، ص153.

[4] . نهج‌الفصاحة، ص265.

[5] . عوالی اللئالی، ج1، ص366.

[6] . تحف‌العقول، ص321.

[7] . وسائل الشیعه ـ کتاب جهادالنفس.

[8] . بحارالانوار، ج73، ص150.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا