دسته‌بندی نشده

کودک

کودک

)قالَ اِنَّما اَنَا رَسُولُ رَبِکِ لِاَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیّا([1]

گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم.

پیامبر گرامی6:

بَیتٌ لاصِبیانَ فیهِ لابَرَکَةَ فیهِ؛[2]

خانه‌‌ای که کودک در آن نباشد، برکت ندارد.

عَرامَةُ الصَّبِيِّ فی صِغَرهِ زیادَةٌ فی عَقلِهِ فی کِبَرهِ؛[3]

بازی گوشی کودک در خردسالی‌اش مایه فزونی عقل در بزرگسالی اوست.

لَیسَ لِلصَبّیِ لَبَنٌ خَیرٌ مِن لَبَنِ اُمِّهِ؛[4]

برای کودک، هیچ شیری بهتر از شیر مادرش نیست.

مَن بَکی صَبیٌّ لَهُ فَاَرضاهُ حَتّی یُسَکِّنَهُ، اَعطاهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الجَنَّةِ حَتّی یَرضی؛[5]

هر کس کودک گریان خود را راضی کند تا آرام شود، خداوند از بهشت آن قدر به او می‌دهد تا راضی شود.

مَن کانَ عِندَهُ صَبیٌّ فَلیَتَصابَّ لَهُ؛[6]

هر کس با کودک سر و کار دارد، با او کودکانه رفتار کند.

امام علی7:

ما مِن لَبَنٍ رُضِعَ بِهِ الصَّبِیُّ أعظَمَ بَرَکَةٍ عَلَیهِ مِن لَبَنِ اُمِّهِ؛[7]

هر شیری هم که به کودک داده شود، باز هم برای او با برکت‌تر از شیر مادرش نیست.

عَلِّمُوا صِبیانَکُمُ الصَّلوةَ؛[8]

نماز را به کودکانتان بیاموزید.

امام صادق7:

یا اُمَّ إسحاقٍ! لاتُرضِعیهِ مِن ثَدیٍ واحِدٍ وَ أرضِعیهِ مِن کِلَیهِما یَکُونُ أحَدُهُما طَعاماً وَ الأخَرُ شَراباً؛[9]

امام صادق7 به «اُم اسحاق» که پسر خود را شیر می‌داد، فرمود: ای اُمّ اسحاق! تنها از یک پستان او را شیر نده، بلکه از هر دو به وی را شیر بده، زیرا در یکی از آنها خوراک و در دیگری نوشیدنی نهفته است.

قالَ مُوسَی بنُ عِمرانَ: یا رَبِّ أیُّ الأعمالِ أفضَلُ عِندَکَ؟ فَقالَ: حُبُّ الأطفالِ فَإنَّ فِطرَتَهُم عَلی تَوحیدی. فَإن أمِتُّهُم اُدخِلهُم بِرَحمَتی جَنَّتی؛[10]

حضرت موسی‌بن عمران علیهما‌السلام عرض کرد: پروردگارا! کدام یک از کارها نزد تو برتر است؟ خدا به او فرمود: دوست داشتن کودکان، زیرا سرنوشت آنان بر یگانگی من استوار است و من هرگاه آنان را می‌میرانم، به مهر خویش، در بهشت خود می‌برم.

امام کاظم7:

تُستَحَبُّ عَرامَةُ الصَّبِيِّ فی صِغَرهِ لِیَکونَ حَلیما فی کِبَرهِ، ما یَنبَغی اَن یَکونَ إلاّ هکَذا؛[11]

خوب است بچّه در کودکی بازی‌گوش باشد تا در بزرگ‌سالی بردبار گردد و شایسته نیست که جز این باشد.

[1] . سوره مریم، آیه 19.

[2] . نهج‌الفصاحه، ص374، ح1096.

[3] . نهج‌الفصاحه، ص564، ح1940.

[4] . عیون‌ اخبار الرضا، ج۲، ص34، ح69.

[5] . الفردوس، ج3، ص549، ح5715.

[6] . من لایحضره الفقیه، ج3، ص483، ح4707.

[7] . وسائل‌الشیعه، ج15، ص175.

[8] . وسائل الشیعه، ج3، ص13.

[9] . وسائل الشیعه، ج15، ص176.

[10] . بحارالانوار، ج104، ص105.

[11] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۶، ص51، ح2..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا