ادب و اخلاق در رانندگی
ادب و اخلاق در رانندگی
با الهام از آیات و روایات
|
| تألیف: سید محسن پاکنهاد |
| ادب و اخلاق در رانندگی با الهام از آیات و روایات |
| تهران: نشر کتاب کسرا، چاپ اول: 1394 |
| شمارگان: نسخه |
| شابک: |
| صفحهآرا: احمد عطایی – چاپ :
دفتر مرکزی: میدان انقلاب، ابتدای خیابان کارگر جنوبی کوچه مهدی زاده، پلاک 27، واحد 8 تلفن: 66564576 – 66939442 |
| حق چاپ و نشر انحصاراً محفوظ است |
ادب و اخلاق در رانندگی
با الهام از آیات و روایات
تألیف:
سیدمحسن پاکنهاد
بسم الله الرحمن الرحیم
ازجمله چیزهائی که یادگیری آن در زندگی لازم است احکام وآداب مشاغل وحرفهها است. جامعه اسلامی که هر یک از مومنین به شغلی یا به حرفه ئی مشغولند به ناچار باید احکام آن شغل، آداب آن حرفه ونیز بایدونبایدهای آن را بدانند، تا مرتکب حرام نشوند و واجبی را ترک نکرده، وظائف شرعی خود در رابطه باآن شغل وحرفه را درست ودقیق عمل نمایند.
متأسفانه دراین امور اگر چه کلیاتی وجود دارد وفراوان هم دیده میشود ولکن آداب هریک و حکم شغلی وحرفه ئی هر کدام، شفاف وروشن، توضیح نیافته و در دسترس قرار نگرفتند.
ازاین رو برآن شدیم تا در این حریم ورود یافته وبه میزان توان وفهم مان، قلم زنیم، باشد تا مبنائی شودبرای آنانکه اهل قلم واهل تحقیق بیشتر هستند. بدین امید که وارد شوندوآن را تکمیل نمایند انشاءالله.
سیدمحسن پاکنهاد
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقصود از رانندگی و وسائل نقلیه. 1
الف- ارزش و جایگاه وسائل نقلیه. 3
1- سفارش به داشتن خودرو وسواری.. 4
3- خودرو برای سواری و باربری.. 8
3- رعایت ضوابط و مقررات عبور و مرور. 21
5- رانندگی، سلامت و بهداشت نقلیه. 25
6- سواره وسط خیابان، پیاده کنار آن. 26
7- تقدم عابر پیاده بر سواره 27
3- سوار شدن بر سواری ساده یا متوسط.. 39
7- عدم استفاده از سواری بد. 46
ه- ویژه حقوق نقلیه حیوانی.. 51
6- بار و حرکت به اندازه طاقت.. 56
7- مراعات حال او در حال سوار شدن. 57
مقصود از رانندگی و وسائل نقلیه
از امور ضروری زندگی، وسائل نقلیه است. وسائل نقلیه یعنی امکاناتی که برای جابجایی خود انسان و بار و اثاثیه او دخیلند و انسان به وسیله آن میتواند به آسانی جابجا شود و اموال و اثاثیه خود را انتقال دهد ومی تواند با کمک آن، از شدائد و رنجهای حمل و نقل در امان بوده و احساس آرامش و آسودگی کند.
و میدانیم وسائل نقلیه در گذشته عبارت بودند از اسب، استر، الاغ، فیل، شتر، کشتی و امثال آن و امروز علاوه بر آنها، نقلیه ماشینی هم وارد عرصه زندگی شد.
و شاید مقصود از آیه وَالخَیلَ وَ البِغالَ وَ الحَمیرَ لِتَرکَبُوها وَ زینَهً وَ یَخلُقُ لَکُم ما لا تَعلَمُونَ. [1] همین باشد.
یعنی اشاره به هر دو طائفه از وسائل نقلیه داشته باشد. هم نقلیه حیوانی و هم نقلیه ماشینی. کلمات اسب، استر و الاغ حاکی از نقلیه حیوانی باشد وجمله ” یَخلُقُ ما لا تَعلَمُونَ ” حاکی از نقلیه ماشینی.
چنانکه در آیه دیگر هم فرمود: و َخَلَقنا لَهُم مِن مِثلِهِ ما یَرکَبُونَ. [2] مانند
همین سواریها، سواریهای دیگر آفرید که سوار میشوند.
نهایت گروه اول، وسائل نقلیه جاندار و ذیروح و گروه دوم، وسائل نقلیه بی جان و بی روحاند که مفسرین آن را کنایه از نقلیههای ماشینی و صنعتی میدانند. ولکن حکم همه سواریها اعم از سواری حیوانی، سواری کشتی و سواری ماشینی یکی است، هر چند حیوانات. احکام وآداب خاص خودشان را هم دارند.
و مقصود از رانندگی فقط راندن نیست بلکه مقصود أعم از راندن، سوارشدن خلبانی نمودن، ناخدا شدن، لوکو موتیو راندن است و مقصودازمرکب وسواری أعم از نقلیههای حیوانی، مثل اسب، الاغ، استرو شتر و یا دریایی مثل کشتی، قایق، ناو، لنج و امثال آن و یا هوایی مثل هواپیما، هلیکوبتر و یا ماشینی مثل انواع خودروها، موتور سیکلتها و دوچرخهها و یا ریلی مثل قطارها است.
و بدیهی است موضوعاتی که در این کتاب مطرح میشود و مطالبی که ارائه میگردد مربوط به همه این امور است. هر چند ممکن است نسبت به برخی بیشتر سخن به میان آید مثل نقلیههای حیوانی (که بخاطرموجود زنده بودن شان) أحیانا حرف زیادتری پیرامون آنها مطرح است.
و محتوای این کتاب در شش قسمت به شرح زیر عنوان میگردد.
الف: ارزش و جایگاه وسائل نقلیه
ب: بایدهای رانندگی
ج: نبایدهای رانندگی
د: ادب و اخلاق رانندگی
ه: ویژه حقوق نقلیه حیوانی
و: استفتاءات رانندگی
ز: تذکرات پایانی.
الف- ارزش و جایگاه وسائل نقلیه
در این موضوع چند نکته قابل ذکر است:
- سفارش به داشتن خودرو و سواری
- خودرو زینت زندگی
- خودرو، برای سواری وباربری
- خودرو وکار وکاسبی
- مَرکَب خدمت
- خودرو وسبیل الله
1- سفارش به داشتن خودرو وسواری
بخاطر بهرهها وکاربردهای گوناگون وسائل نقلیه، سفارش شده که هر زندگی از مَرکَبی، برخوردار باشد و از خوشبختی مرد داشتن مرکب راهوار است.
چنانکه امام صادق (ع) فرمود: مِن سَعادَهِ المُومِنِ دابَّهٌ یَرکَبُها فی حَوائِجِهِ وَ یَقضِی عَلَیها حُقُوقَ إخوانِهِ. [3]
از خوشبختی انسان مومن، داشتن چهار پایی است که برای رفع حوائجش بر آن سوار شود و به وسیله آن، حقوق برادران دینی را هم اداء نماید.
تازه امام صادق (ع) داشتن آن را مُروَّت و مردانگی میشمارد و میفرماید: مِن مُرُوُّهِ الرَّجُلِ أن یَکُونَ دَوابُّهُ سَماناً. [4]
از مردانگی مرد داشتن چهارپایان چاق وفربه است. یعنی داشتن سواری خوب و فربه و داشتن خودروی پرقدرت و تیز رو از مردانگی است.
داشتن نقلیه برای انسان، لازم است تا هم خود استفاده کند و هم در خدمت دیگران قرار دهد و هم با داشتن آن شأن و شخصیت خود را حفظ کند و هم مجبور نشود به دیگران رو بزند، خجالت بکشد و در نگاه دیگران خوار و حقیر گردد:
در نقلی آمده که امام سجّاد (ع) با این نگاه مرکب میخرید و استفاده میکرد.
إنَّ عَلِیَّ ابنَ الحُسَینِ (ع) : کانَ یَبتاعُ الرّاحِلَهَ بِمِأهِ دینارٍ یُکرِمُ بِها نَفسَهُ.[5] حضرت در زندگی چنین بود که مرکبی را با صد دینار میخرید تا شخصیت، آبرو و کرامت خودرا حفظ کند.
و هم چنین امام صادق (ع) در عبارتی دیگر فرمود: مَنِ اشتَری دابَّهً کان لَهُ ظَهرُها وَ عَلَی اللهِ رِزقُها. [6]
هر کس چهار پائی خرید، پشت آن در خدمت اوست و هزینه آن بر خداوند رزاق است. یعنی هر کس مرکب و چهار پائی تهیه کند زیان نمیکند بلکه سود میبرد چرا که پشت آن برای حمل بار و سواری آماده و هزینههائی هم بر او تحمیل نمیشود چرا که هزینه آن بر خداوند متعال است.
خلاصه آنکه هر زندگی شایسته است نقلیه ئی داشته باشد واز معصومین (ع) برآن سفارش شده است.
اینک کاربردهای متعددوسائل نقلیه:
وسیله نقلیه و سواری در آیات و روایات زینت زندگی شمرده شد. زندگی که در آن مرکب و سواری باشد و صاحب زندگی صاحب سواری باشد، زیباست، کلاس و شخصیت زندگی را بالا میبرد و حرمت و کرامت او را ارتقاء میدهد. و از با ب ” دارندگی برازندگی است ” مرکب، صاحب خود را برازنده و برجسته میکند.
خداوند متعال در وصف وسیله نقلیه حیوانی میفرماید: وَالخَیلَ وَ البِغالَ وَ الحَمیرَ لِتَرکَبُوها وَ زینَهً [7].
خداوند اسب و استر و الاغ را برای سواری و برای زینت خلق نموده است.
امام صادق (ع) فرمودند: إتَّخِذُوا الدّابَّهَ فَإنَّها زَینٌ [8]. چهارپا فراهم کنید چرا که چهارپا زینت است. آری چهار پا در زندگی، زینت زندگی است.
پیامبر (ص) فرمودند: .
مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ المُسلِم، المَرکَبُ الهَنِیِّ. [9]
از خوشبختی مرد مسلمان داشتن سواری راهوار است. یعنی مرکب و سواری هم زینت است و هم مایه خوشبختی.
البته مَرکَب باید مناسب شأن زندگی انسان باشد تا هم نیاز انسان را برآورده کند و هم رفاه و آسایش را افزون نماید. لذا در دَوَران بین خرید الاغ و قاتر دومی بهتر و در دَوَران بین اسب و استر، اسب بهتر است.
امام کاظم (ع) از کسی پرسید چه چیزی سوار میشوی ؟ جواب داد: الاغ. حضرت پرسید چند خریدی ؟ گفت: 13 دینار، حضرت فرمودند: این، نوعی اسراف است که شما اسب برذون را رها کنی و الاغ بخری، گفت هزینه برذون از هزینه الاغ بیشتر است. حضرت فرمود: ألَّذِی یَمُونُ الحِمارَ یَمُونُ البِرذَونَ. [10]
آنکه روزی الاغ را میدهد، روزی برذون را هم میدهد.
این نشان میدهد که داشتن مرکب مناسب زندگی که رفاه را بیشتر کند، مطلوب و پسندیده است، و به تعبیری داشتن مرکب برای زندگی لازم و باید سراغ آن رفت و نباید از هزینه آن ترسید و لذا امام صادق (ع) فرمودند:
إشتَر دابَّهً فَإنَّ مَنفَعَتَها لَکَ وَ رِزقُها عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ [11]) . چهارپا بخر چراکه سودش برای شمااست وهزینه اش باخدا.
از کاربردهای وسیله نقلیه، سواری است یعنی بر آن سوار شدن و از جایی به جای دیگر رفتن. و سواری چنانکه از نامش پیدا است آفریده شده تا بر آن سوار شوند و از مکانی به مکان دیگر انتقال یابند و دراین جابجائی آسوده باشند. و به عبارتی دیگر مرکب و سواری آفریده شد تا انسانها آسوده باشند و راحت سفر کنند و زندگی آسان و سفر راحتی داشته باشند.
انسانی که دارای مرکب و سواری است راحت سفر میکند و هر کجا بخواهد میرود و رنج سفر و آسیب بدن و خستگی راه نداردو یا کمتر دارد و در آیه 8 سوره نحل کلمه “لِتَرکَبُوها ” حاکی همین معنی است. یعنی خداوند نقلیه حیوانی اعم از اسب، استر و الاغ را آفریدتا برآن سوار شوید و در سفر از آن بهره ببرید و در رفاه و آرامش قرار گیرید.
و در آیه 7 همین سوره میخوانیم ( تَحمِلُ أثقالَکُم. . . . . ) یعنی علاوه بر آنکه وسیله نقلیه به حمل و نقل انسانی میپردازد، به حمل و نقل اموال واثاثیه هم میپردازد و بار شمارا هم حمل میکند.
حمل بار توسط خود انسان آن هم برای راه دور بسیار دشوار است اما نقلیه اعم از حیوانی و ماشینی این دشواری را بر میدارد و خیال انسان را آسوده میکند.
ازاین رو در ادامه همین آیه فرمود: تَحمِلُ أثقالَکُم إلی بَلَدٍ لَم تَکُونُوا بالِغیهِ إلّا بِشِقِّ الأنفُسِ
حمل میکنند بارهای شمارا به جائی که شما با این بارهانمی شدبه آن برسید مگربه سختی وطاقت فرسائی.
پس دومین بهره وسائط نقلیه علاوه بر زینت، سواری و حمل بار و اثاثیه است که در خدمت انسان قرار گرفته و آسایش و راحتی او را رقم میزند.
بهره دیگر مرکب و سواری، کسب و کار و انجام خدمات و مأموریتها است. یعنی گاه از وسیله نقلیه بعنوان ابزار کاسبی استفاده میشود و با آن، درآمد، کسب میگردد و افراد با آن کاسبی میکنند و روزی میخورند مثل رانندگان حمل و نقل عمومی، اتوبوسها، تاکسیها، کامیونها، وانتها و حتی نقلیههای حیوانی مانند شتر، اسب و الاغ که اجاره میدهند یا خود با آن کار میکنند و اجرت میگیرند واز طریق آن، امرار معاش مینمایند.
و این یک سنت و سیره در زندگی گذشتگان بوده و هست و خواهد بود. در تاریخ، نقلیه داران از وسیله نقلیه خود یا برای سواری و حمل اثاثیه خود بهره میگرفتند و یا برای دیگران استفاده میکردند و اجرت میگرفتند.
شتر داران، ساربانان، چهار پاداران، رانندگان عمومی و شهری از این طیفاند.
و باید هم اینگونه باشد. یعنی باید از نقلیه برای کار و کاسبی و رفع نیاز استفاده کرد چون فلسفه چهار پایان و وسائل نقلیه همین است. یعنی آفریده شدند تا در خدمت بشر باشند و بشر از آنها برای رفاه خود و رفع حاجت خود و دیگران استفاده نمایند.
امام صادق (ع) میفرماید:
عَجَبٌ لِصاحِبِ الدّابّهِ کَیفَ تَفُوتُهُ الحاجَهُ [12].
شگفت از صاحب چهار پا است که با وجود آن، چطورحاجت و نیاز از دست او میرود. یعنی چطور با آنکه از چهارپا بهره مند است از آن برای رفع حاجت استفاده نمیکند و حاجت از دست او میرود و فوت میشود.
حاصل آنکه وسائل نقلیه اعم از حیوانی و ماشینی برای کار و کاسبی هم است و باید از آن بهره جست و استفاده کرد، خواه برای خود و خواه برای دیگران.
ابته آنهائی که خودرو کرایه میدهند واز این طریق، کسب درآمد میکنند نسبت به دو طائفه باید مراعات کنند واز آنها ارزان بگیرند: یکی حاجیان درمسیر حج ودیگری طبقه ضعیف وناتوان.
امام صادق (ع) فرمود: لَویَعلَمُ النّاسُ کُنهَ حُملانِ اللهِ عَلَی الضَّعیفِ ما غالُوا بِبِهیمَهٍ [13] اگر مردم عمق اجرت وپاداش خدا قبال کمک به ضعیف را میدانستند هیچ وقت کرایه چهار پائی را گران نمیکردند.
وهم چنین فرمود: لَویَعلَمُ الحاجُّ ما لَهُ مِنَ الحُملانِ ما غالَ أحَدًا بِبَعیرٍ. [14]
اگر حاجی ازاجرت وپاداش الهی خود در مسیر حج باخبر بود ازهیچ کس کرایه گران نمیگرفت.
چنانکه گفته شد مَرکَب علاوه بر آنکه برای زندگی خود آدم لازم است و با آن رفع حاجت میگردد در خدمت دیگران هم خواهد بود.
یعنی اینکه انسان علاوه بر آنکه مرکب را برای زندگی خـود بـه کـار میگیرد برای دیگران و حل مشکل دیگران هم میتواند بکار بگیرد و از این طریق خدمتی به دیگران بکند، گرهی از برادر مومنی بگشاید و حاجتی از او بر آورده نماید. در این صورت دابه و مرکب، مرکب خدمتی خواهد شد یعنی یک پله بالاتر از کسب و کار است و بعنوان وسیله خدمت به بندگان خدا و خدمت به مومن مطرح میگردد و معلوم است خدمت به بندگان خدا از هر وسیله مناسبی، بسیار پر ثواب و پرأجر است.
امام صادق (ع) فرمود: مِن سَعادَهِ المُومِنِ دابَّهٌ یَرکَبُها فی حَوائِجِهِ وَ یَقضِی عَلَیها حُقُوقَ إخوانِهِ. [15]
از خوشبختی مومن داشتن چهار پائی است که در مسیر حوائج خود آن را سوار میشود و حقوق برادران دینی که از جمله آن خدمت به آنها است را هم از این طریق، اداء میکند.
تا اینجا معلوم که نقلیه نیازهای مختلف انسان اعم از سواری وحمل بار وهم چنین کسب وکار ونیز خدمت به مردم به کار میآید به ویژه اگر در خدمت راه خدا قرار گیرد و در مسیر حفظ نظام، خدمت به حکومت دینی و حفظ مرزها و سرحدات، تأمین امنیت شهر و روستا، خیابانها و جادهها و اماکن مردمی و امثال آن قرار گیرد که در این صورت چنین مرکب و چنین سواری ارزش بسیار بالائی خواهد داشت و سواره آن و آنکه از این مرکب در این راه بهره میگیرد ازپاداش و جایگاه والائی برخوردار است.
حضرت ابوالحسن (ع) (ظاهراًامام هادی (ع) ) خطاب به ابن ابی طیفور المتطبب فرمود:
أما عَلِمتَ أنَّ مَنِ ارتَبَطَ دابَّهً مُتَوَقِّعاً بِها أمرَنا وَ یَغیظُ بِها عَدُوَّنا وَ هُوَ مَنسُوبٌ إلَینا أدَرَّاللهُ رِزقَهُ وَ شَرَحَ صَدرَهُ وَبَلََّغَ أمَلَهُ وَ کانَ عَوناً عَلی حَوائِجِهِ. [16] آیا نمیدانی که هر کس مرکب و چهار پایی را در راه خدا بکار بگیرد و با آن توقع داشته باشد که امر ما را انجام دهد و با آن دشمن ما را به غیظ و خشم در آورد در حالیکه او منسوب به ما است خداوند متعال چرخ روزی او را به جریان میاندازد و به او نعمت شرح صدر عطاء میکند و او را به آرزویش میرساند و خود به کمکش در رفع حوائج میپردازد؟
ملاحظه میشود که چنین سواری و چنین مرکبی بسیار ارزش خواهد داشت و مرکبی را که دراین راه بزرگ و مقدس به کارگیری شود آثار مهم و برکات زیادی در پی خواهد داشت.
خلاصه آنکه مرکب سواری اگردر خدمت خود انسان و در خدمت دیگران و برادران دینی و در خدمت دین و نظام، مسلمین و سرزمین اسلامی به کارگیری شود جایگاه و ارزش والائی خواهد داشت. بنابراین، وسایل نقلیه و رانندگانی که در نیروهای مسلح و سازمانهای خدماتی و امنیتی بکارگیری میشوند کارشان مقدس و شغل با ارزشی را برعهده دارند و همین، هم وسیله رسیدنشان به بهشت است که خُیُولُ الغُزاهِ خُیُولُهُم إلَی الجَنَّهِ. [17] و اسبان رزمندگان در واقع اسبانی هستند که آنها را به بهشت منتقل میکنند.
از مجموع سخن گذشته معلوم شد که سواری و مرکب و به اصطلاح وسیله نقلیه، خواه نقلیه ماشینی و خواه نقلیه حیوانی جایگاه مهمی در زندگی انسان دارند و از ارکان زندگیاند و زندگی بدون آن، دشوار و سخت است و همینها ابزار آسایش انسان و ابزار خدمت به دیگران و وسیله کسب شکوه زندگی در دنیا و کسب پاداش و أجر در آخرتاند.
وسائل نقلیه، نعمتهای الهی در اختیار انسانند تا انسان از آن بهره ببرد و آن را در امور زندگی به کار گیرد و برای آنکه از آن استفاده درست و صحیح بنماید، ضوابط و مقرراتی، اوامر و نواهی و به تعبیری بایدها و نبایدهایی برایش پیش بینی شد که باید در گذر استفاده، آن را مراعات کند و از آن حدود تخطی ننماید.
ولذا بایدها و نبایدها در دو فصل به آن اشاره میشود.
نخست به بایدهای امور رانندگی پرداخته میشود:
بایدها در رانندگی
دررانندگی چند چیز شایسته انجام است که تحت عنوان ” بایدها ” به شرح زیر مطرح میگردد:
- یادگیری مهارت رانندگی
- رعایت امور امنیتی
- رعایت ضوابط و مقررات
- ضمانت حوادث
- سلامت و بهداشت
- سواره وسط خیابان
- تقدم عابر پیاده بر سواره
- اعلام به پیاده
- رعایت حقوق دیکران
در جهان کنونی رانندگی یک مهارت است و سیستمهائی وجود دارد که به آموزش آن میپردازد. یعنی هر کس خواست از سواری و خودرو یا کشتی و هواپیما و یا حتی موتور و دوچرخه استفاده کند باید فنون سوار شدن و راندن را بداند و با تمرینها، ماهر گردد.
و حتی نه تنها چگونگی سوار شدن و راندن را باید بداند، بلکه مقررات و ضوابط و اصول رانندگی را هم باید بیاموزد.
و بالاتر باید برای مهارت آن، مدرک و سند أخذ کند و به اصطلاح گواهی رانندگی دریافت نماید.
در حکومتها برای رانندگی ضوابط وضع نموده و به رانندگان هم آموزش آن را و رعایت آن را إلزام مینمایند.
در اسلام هم از جمله چیزهائی که والدین به فرزندان باید بیاموزند همین مهارت و هنر است.
تا با آموزش مهارت و هنر و فنون مربوط بتوانند زندگی کنند یعنی نه تنها بر بزرگترها لازم است که بر فرزندان هم که میخواهند وارد عرصه زندگی شوند لازم است.
پیامبر (ص) فرمودند: مَن عَمِلَ بِغَیرِ عِلمٍ کانَ مایُفسِدُ أکثَرَ مایُصلِحُ. [18] هر کس کاری بدون آگاهی و دانش انجام دهد فساد آن کار، بیش از صلاح آن است.
یعنی اول علم، آگاهی، دانش و بصیرت سپس کار و اقدام.
امام صادق (ع) فرمود: ألعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرَهٍ کَالسّائِرِ عَلی سَرابٍ بِقیعَهٍ لاتَزیدُهُ سُرعَهُ سَیرِهِ إلّا بُعداً. [19]
هر کس کار بدون فهم و بصیرت انجام دهد به سان کسی است که در بیابان به هوای آب، دنبال سراب بدود که سرعت دویدنش جز دوری از مرکز چیزی بر او نمیافزاید.
و همین طور امام صادق (ع) فرمودند:
کُلُّ ذِی صَناعَهٍ مُضطَرٌّ إلی ثَلاثِ خِصالٍ: یَجتَلِبُ بِهَا المَکسَبَ وَ هُوَ أن یَکُونَ حاذِقاً بِعَمَلِهِ. . . . . . [20]
هر صاحب شغلی ناچار است سه خصلت داشته باشد تا بتواند با آن کسب کند یکی آن است که در کار خود مهارت و حذاقت داشته باشد.
یعنی راننده باید در رانندگی ماهر باشد و به فن رانندگی آشنا باشد و با تمرین و تکرار، آن مهارت لازم را به دست آورد.
امور تأمینی از مواردی است که در رانندگی باید مراعات شود یعنی احراز سلامت ماشین قبل از حرکت و چکاپ آن از نظر آب، روغن، گاز، بنزین، زاپاس، جک و زنجیر چرخ و ابزار مورد نیاز دیگر و احراز سلامت موتور، تنظیم باد و امثال آن که همه این امور کاملاً باید وارسی گردد تا در مسیر و به ویژه مسیر طولانی دچار مشکل نگردند.
در موضوع سلامت خودرو این موضوع را بیشتر توضیح میدهیم و متذکر خواهیم شد خودروی معیوب خودروی نا سالم از ضریب امنیتی لازم برخوردار نیست پس باید از آن حذر نمود.
مرکب معیوب، مرکب ناسالم، باعث دردسر و باعث مشکلات و ناگواریهائی خواهد شد. مصداق مرکب سوء و بدی است که در روایات ازآن مذمت شده.
امام باقر (ع) فرمود مِن شِقاءِ العَیشِ المَرکَبُ السُّوءِ. [21]
از بد بختیهای زندگی مرکب بد است.
سواری معیوب، ناقص، سواری که خاموش کند و در مسیر انسان را بگذارد و هر روز یک گوشه اش اشکال پیدا کند، باعث ناگواری زندگی است و همان مرکب سوء و بدی است که در کلام امام (ع) به آن اشاره شد.
در مقابل آن، مرکب هَنِیّ و راهواراست که مرکب سالم و أمن و بی دغدغه است یعنی به روانی روشن میشود و به روانی راه میرود و به روانی به مقصد میرسد و خلاصه خودروی أمن است که این باعث خوشبختی زندگی است.
پیامبر (ص) فرمودند: مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ (المَرءِ) المُسلِمِ المَرکَبُ الهَنِیِّ الهَیِّنِ. [22]
از خوشبختی انسان مسلمان، سواری روان و آرام است.
یعنی امن وآرام نه نا امن و حادثه ساز.
3- رعایت ضوابط و مقررات عبور و مرور
رعایت مقررات و ضوابط اگر چه در همه امور لازم است ولکن در رانندگی بسیار لازم است چون هم حق الناس در اینجا بیشتر خود نمائی میکند و هم حوادث به ویژه حوادث پشیمان ساز، خیلی قریب الوقوع است. مضاف بر آنکه روح قانون گریزی از همین امور آغاز و در انسان نهادینه میشود.
و خدا نکند که روح قانون گریزی در انسان نهادینه و تثبیت شود که انسان در این صورت بندگی خدا برایش سخت و روح معصیت بر سراسر زندگی او حاکم میگردد. پس رعایت ضوابط و مقررات در قانونمداری انسان و پایبندی به شئون اجتماعی او هم موثر است.
در جامعه برای امور رانندگی و تسهیل درعبور و مرور، قوانین و مقرراتی وضع شد که باید به آن پایبند باشند.
اگر جامعه به مقررات عمل نکند دچار هرج و مرج و درنتیجه به سقوط میانجامد. جامعه و از جمله سیستم حمل و نقل، عبور و مرور، تردد و رانندگی اگر بخواهد به سعادت نائل و سالم به مقصد برسد باید به ضوابط و مقررات مربوطه پایبند باشد.
امام علی (ع) میفرمایند:
فی لُزُومِ الحَقِّ تَکُونُ السَّعادَهُ. [23]
با رعایت حق و مقررات، خوشبختی حاصل میشود.
و حضرت اساساً نجات و رستگاری را در رعایت مقررات و ضوابط میدانند و میفرماید:
مَن عَمِلَ بِالحَقِّ نَجی وَ أفلَحَ. [24].
هر کس به قانون عمل کرد نجات و رستگاری یافت.
آن راننده و آن سیستم رانندگی، خوشبخت و رستگار است که به مقررات اجتماعی پایبند باشد. حضرت علی (ع) در نامه اش به مالک میفرماید روش درست و سیستم و مقررات صحیح که ارکان جامعه و مردم به آن پایبند هستند و باعث قوام جامعه است آن را نشکن و به آن قوانین بی اعتنائی نکن. [25]
با توجه به بحث گذشته مبنی بر ضرورت رعایت مقررات و ضوابط عبور و مرور و مراعات قوانین رانندگی، موضوع ضمانت هم مطرح خواهد شد. یعنی راننده در صورت تخلف و حدوث حادثه، ضامن خواهد بود.
امروز برای رانندگی قوانین عام و خاص پیش بینی شد و برای تمام شئون عبور و مرور، در شهرها، جادهها و برای خودروهای شخصی و عمومی حتی چگونه راندن، کجا توقف نمودن، کجا پارک نمودن، حد مجاز و غیر مجازِ راندن، اسناد و مدارک مورد نیاز، ضوابط و هنجار تعیین شده، مأموران ویژه ای برای نظارت بر اجرای دقیق آن گماشته شدند، تا این جریان بزرگ یعنی رانندگی، حمل و نقل، تردد با وسائل نقلیه، درست و صحیح و بی خطر و بی حادثه انجام پذیرد و همه آحاد جامعه با توجه به آن ضوابط، امور رانندگی و حمل و نقل را انجام دهند.
حال اگر کسی آن را مراعات نکرد و موجب آسیب مال، جان و جسم دیگران شد ضامن هست و باید آن را جبران کند.
اگر نقلیه کسی، باعث آسیب شد، راننده آن مقصر و باید از عهده ضمانت بر آید.
در روایتی نقل شد که: إنَّ عَلِیًّا (ع) کانَ یُضَمِّنُ القائِدَ وَ السائِقَ وَ الرّاکِبَ. [26]
مشی حضرت علی (ع) این بود که هم قائد و هم سائق و هم راکب، هر سه نفر را ضامن قرار میداد.
قائد کسی است که نقلیه را از جلو میکشد و میبرد و سائق کسی است که نقلیه را از پشت سر میراند و راکب کسی است که بر نقلیه سوار است.
امروز برای راهنمائی و رانندگی و تخلف از آن و جریمه و أمثال آن قوانینی وضع شد که باید به آن پایبند بود و به همین جهت نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
5- رانندگی، سلامت و بهداشت نقلیه
این هم موضوع دیگری است که راننده باید آن را مراعات کند.
سلامت و بهداشت در همه امور و از جمله وسیله نقلیه لازم است، چه نقلیه شخصی و چه نقلیه عمومی و چه نقلیه حیوانی و چه نقلیه ماشینی.
پیامبر (ص) فرمودند: إرکَبُوا هذِهِ الدَّوابَّ سالِمَهً وَ اتَّدِعُوها سالِمَهً. [27] چهار پایان را در حالیکه سالم هستند سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید.
از این کلام پیامبر (ص) استفاده میشود که هم باید در سلامت نقلیه کوشید و آن را سالم نگه داشت، بهداشت آن را مراعات نمود و از تعییب و تنقیص آن برحذر شد و اگر احیاناً عیبی یا نقصی یافت شد آن را رفع نمود و همین طور اگر کثیف شد آن را تمیز نمود و همیشه آن را نظیف و تمیز نگه داشت.
و هم باید نخست سلامت آن را احراز نمود و آنگاه سوار شد. باید وارسی نمود تا عیبی در موتور، در نور، در برق و خلاصه نقصی در ظاهر و باطن نباشد تا هنگام بهره برداری مشکلی به وجود نیاید.
و با استفاده از این کلام نورانی پیامبر (ص) پیرامون مرکب و خودرو میتوان گفت: نقلیه ات را سالم نگه دار و سالم استفاده کن.
6- سواره وسط خیابان، پیاده کنار آن
امروز راههای شهری و برون شهری که مشترک بین سواره و پیاده است اینگونه تقسیم میشود که اصل و وسط جاده مال سواره است و حاشیه آن مال پیاده است.
پیامبر (ص) فرمود: ألرّاکِبُ أحَقُّ بِالجادَّهِ مِنَ الماشی. [28] سواره شایسته تر به جاده است از پیاده.
یعنی وسطخیابان وعرض جاده مربوط به سوارهوسواری است وحاشیه
آن و به اصطلاح پیاده رو مربوط به پیادهها.
هر چند در شرایط فعلی، کشورها در امر رانندگی، ضوابطی برای عبور و مرور خودروها و عابرها معین و با توجه به شرایطِ محیطی، ترددِ هر کدام تنظیم و زمانبندی شده است اما در عین حال آنگونه که از روایات استفاده میشود در معارضه عبور سواره و پیاده حق تقدم با پیادهها است.
مخصوصاً از روایاتی که دلالت دارند بر اینکه سواره باید به پیاده و یا اسب سوار بر الاغ سوار سلام کند میفهمیم که بخاطر ملاحظه حال پیاده و اینکه در دَوَران بین قدرت و ضعف نخست باید به حال ضعیف پرداخت تقدم پیاده به دست میآید.
امام صادق (ع) فرمود: یُسَلِّمُ الرّاکِبُ عَلَی الماشی وَ الماشی عَلَی القاعِدِ. [29]
سواره به پیاده و پیاده به نشسته سلام کند.
در نقلی دیگر، آن بزرگوار فرمودند: ألقَلیلُ یَبدَئُونَ الکَثیرَ بِالسَّلامِ وَ الرّاکِبُ یَبدَءُ الماشِیَ وَأصحابُ البِغالِ یَبدَئُونَ أصحابَ الحَمیرَ وَأصحابُ الخَیلِ یَبدَئُونَ أصحابَ البِغالِ. [30]
گروه کم به گروه زیاد سلام کنند و سواره به پیاده و استرسواران به خرسواران و اسب سواران به استر سواران سلام کنند.
این نشان میدهد آنهائی که وضعیت بهتری دارند باید به پائین تر از خود وضعیف تر از خود تکریم کنند و مراعات حالشان را نمایند. که میتوان استفاده کرد در تقدم تردد در چهار راهها و جاهائی که تقدم مطرح است مراعات حال پیاده شود و او در تردد مقدم باشد.
از جمله چیزهائی که سواره و راننده باید مراعات کند، هشدار به پیاده و تذکر به اوست. تا پیاده از آسیب او در امان باشد و از سواری ومرکب او زیان نبیند.
بوق زدن که امروزه در خودروها جاسازی شد و از آن استفاده میشود بر همین اساس است. یعنی برای هشدار است تا افـراد مواظبت
کنند و خود را در معرض[31] آسیب قرار ندهند.
امام صادق (ع) فرمود: إنَّ مِنَ الحَقِّ أن یَقُولَ الرّاکِبُ لِلماشی: ألطَّریقَ.[32]
شایسته است که سواره به پیاده بگوید: الطریق یعنی راه بازکن.
مرحوم صاحب وسائل (ره) میفرماید:
معنای این روایت این است که سواره به پیاده هشدار دهد تا کنار برود و آسیب نبیند.[33]
خلاصه آنکه سواره توجهی به پیاده داشته باشد و از معرض آسیب قرار گرفتن بر حذر دارد. اینگونه نباشد که او به مقصد برسد حتی به قیمت آزار و آسیب پیاده.
البته جاده و خیابان برای سواره است یعنی سواره شایسته تر به جاده است تا پیاده چنانکه پیامبر (ص) فرمود: ألرّاکِبُ أحَقُّ بِالجادَّهِ مِنَ الماشی[34]
سواره شایسته تر به خیابان از پیاده است.
اما در عین حال شایسته است. مراعات حال پیاده را بنماید و برای آسیب نرساندن به او هشدار بدهد.
در زندگی اجتماعی به ویژه امور مشترک المنافع، حقوق متقابل مطرح است ازاین رو در تمام امور مشترک واز جمله رانندگی، حقوق دیگران، باید مراعات شود. فرقی نمیکندحق تقدم باشد، حق اولویت باشد، حق فرد باشد، حق جمع باشد، حق انسان باشد حق حیوان باشد.
شخص راننده هنگام رانندگی وهنگام استفاده از نقلیه باید مواظب حقوق دیگران باشدوخودرا حاکم علی الأ طلاق نداندوتمام حقوق را برای خود محفوظ نشمارد. وخود را حق مطلق نداند. امام عسکری (ع) فرمود: لا تُضَیِّعَنَّ حَقَّ أخیکَ [35]
حق برادرت را تباه وضایع نکن.
همه آحاد جامعه چه برادر دینی وچه هم نوع انسانی، شهروند هستند وباید حقوق شان مراعات گردد.
شخص راننده از چند چیز باید پرهیز کند ونباید آنها را انجام دهدکه عبارتنداز
- آزار دیگران
- موسیقی و غنا
- آسیب رساندن به طبیعت
- رانندگی بصورت تنهائی
- درخواست راه از پیاده
- زن و سوار بر زین
آزار در رانندگی خواه با بوق بیجا و بوق گوش خراش، صدای ناهنجار اتومبیل، دود غلیظ ناشی از خرابی ماشین و یا هر آسیب و آزاری که از رانندگی به کسی برسد، بد و نارواست و باید از آن پرهیز نمود.
اگرآزار افراد از هر کس به هر طریقی ممنوع است از طریق رانندگی هم به هر شکل ممنوع است.
پیامبر (ص) به اباذر فرمودند: یا أباذَرٍّ کُفَّ أذاکَ عَنِ الناسِ. [36] ای اباذر آزارت را از مردم بازدار. به کسی آزار مرسان.
یا اینکه پیامبر (ص) آزار مومنین را آزار خود دانسته و فرمود: مَن آذی مُومِناً فَقَد آذانی. [37] هر کس مومنی را بیازارد مرا آزرد
نه تنها راننده نباید آزار برساند بلکه باید آزار در مسیر را هم رفع کند.
پیامبر (ص) فرمود: إعزِلِ الأذی عَن طَریقِ المُسلِمینَ. [38]. آزار را از راه مسلمانها دور کن.
به هر حال رانندگی نباید باعث آزار کسی شود.
رانندهها و سوارهها با بهانههائی از موسیقی استفاده میکنند، آن هم از نوع لهو و إطرابش و آن هم از نوع حرامش. این هشدار دیگری است تا از ارتکاب چنین حرامی پرهیز شود.
خیلی دیده میشود که افراد بخاطر آنکه خوابشان نبرد یا اینکه در رانندگی شاد باشند و نشاط داشته باشند یا اینکه با انرژی رانندگی کنند به موسیقی پناه میآورند، غافل از اینکه موسیقی حرام، باعث قدرت و صیانت آدم نمیشود. کی گناه میتواند انسان را حفظ کند و یا به انسان قدرت بدهد؟
باید دانست که گناه وکار حرام وسیله صیانت انسان نخواهد شد و انسان در ظل گناه نجات نخواهد یافت. بلکه این خداوند متعال است که حافظ انسان است و أشیاء عالم در خدمت انسانِ مطیع پروردگار خواهند بود. تازه به دور از انصاف است نقلیه حیوانی و یا حتی نقلیه ماشینی ذکر خدا بگویند و در اطاعت خدا باشند و انسان با استفاده از آنها آلوده به گناه گردد.
امام صادق (ع) فرمودند: ألا یَستَحیِی أحَدُکُم أن یُغَنَّیَ عَلی دابَّتِهِ وَ هِیَ تُسَبّحُ[39]
آیا حیا نمیکنید که روی چهارپا موسیقی حرام داشته باشید در حالیکه همان چهار پا مشغول ذکر و تسبیح خدا است.
باید مواظب بود با خودرو و نقلیه به طبیعت و نیز به اموال دیگران آسیب نرساند. اگرچه آسیب رساندن به دیگران و هر چیز دیگری ممنوع است اما نسبت به سوارهها و رانندهها هم سفارش شد که مواظب باشند تا گزندی به طبیعت نرسانند و عرصه زیبای طبیعت را زیر چرخها تباه نکنند.
امام علی (ع) میفرمود: ما عَثَرَت دابَّتی قَطُّ. قیلَ وَ لِمَ ذالِکَ ؟قالَ لِأنّی لَم أطَأ بِها زَرعاً قَطُّ. [40]
سواری من هرگزنلغزید وسکندری نرفت. گفته شد چطور ؟ فرمود: چون من با مرکب هرگز زراعتی را لگدمال نکردم.
تأکید شد که فرد در صورتی که سفر او طولانی و علی الخصوص بیابانی باشد تنها سفر نکند و تنهائی مرکب نراند.
در نقلی میخوانیم که: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (ص) ثَلاثَهً ألآکِلَ زادَهُ وَحدَهُ وَ النائِمَ فی بَیتٍ وَحدَهُ وَالراکِبَ فِی الفَلاهِ وَحدَهُ [41]
پیامبر سه نفر را نفرین نمود آنکه توشه خود را تنهائی میخورد و آنکه در خانه تنهائی میخوابد و آنکه در بیابان تنهائی میراند.
اگرچه مسافرت به تنهائی و راندن بصورت انفرادی به ویژه در بیابان حرام نیست ولیکن پسندیده و مورد رضایت نیست.
این هم نبایدِ دیگری است که راننده و سواره نسبت به پیاده باید مراعات کند. سواره از پیاده نخواهد که برای او راه بازکند و راه را برای سواره خلوت کند و به اصطلاح برای او جا باز کند تا سواره برود. و به عبارتی دیگر با درخواست خود، پیاده را کنار نراند تا میدان وخیابان را برای عبورخود خالی کند و پیاده را از استفاده از طریق محروم نماید.
امام صادق (ع) فرمود: مِنَ الجَورِ قَولُ الرّاکِبِ لِلماشی: ألطَّریقَ [42]
اینکه سواره به پیاده بگوید راه بازکن و مسیر را عوض کن، نوعی ظلم و ستم به شمار میآید.
کلمه “الطریق “اصطلاحی است که در عرف أعراب برای بازشدن راه بکار میگیرند و برای عبور خود از افراد میخواهند که کنار بروند. و روایت یاد شده این اقدام را از سوی سواره منع میکند مگر آنکه مقصود سواره با این کلمه آن باشد که بخواهد به پیاده آسیبی نرسد و این کلمه را به نوعی بعنوان هشدار و صیانت از آسیب و آزار بیان کند که در این صورت اشکال ندارد. چنانکه در فصل “بایدها ” بیان گردید.
سوار شدن زن بر مرکب که مجهز به زین است منع شده هر چند حرام نیست ولکن مکروه است. امام صادق (ع) فرمود: ألسَّرجُ مَرکَبٌ مَلعُونٌ لِلنِّساءِ [43]
زین نشیمنگاه نفرین شده برای بانوان است.
و یا اینکه امام باقر (ع) فرمود: لایَجُوزُ لِلمَرئَهِ رُکُوبُ السَّرجِ إلّامِن ضَرُورَهٍ أو فی سَفَرٍ. [44]
بر زن روا نیست که بر زین نشیند مگر از روی ناچاری و یا در سفر.
دررابطه با رانندگی چند موضوع دیگر هست که به عنوان ” ادب واخلاق رانندگی به شرح زیر ذکر میشود:
- بِسمَلَه
- دعا
- سواری ساده
- عدم تکبر و غرور
- به یاد نعمت خدا
- عدم اجازه همراهی پیاده
- عدم استفاده از سواری بد
- میانه روی در استفاده از مرکب
- سوار نمودن دیگران
- – سلام سواره به پیاده
بِسمَلَه یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم گفتن.
این یک سفارش در تمام امور و کارها و اقدامات است، و در رانندگی و سوار بر مرکب شدن هم سفارش شد. لذا تاکید شد هنگام سوار شدن بر مرکب چه حیوانی و چه کشتی و چه ماشینی بسم الله گفته شود.
حضرت علی (ع) هر گاه قصد سوار شدن مینمود و پا در رکاب مینهاد میفرمود بِسمِ اللهِ و آنگاه که بر مرکب مستقر میگردید میفرمودند: اَلحَمدُ لِلّهِ[45]
و اگر کسی هنگام سوار شدن بسم الله بگوید از شر شیطان در امان خواهد بود. پیامبر (ص) فرمودند: إذا رَکِبَ الرَّجُلُ الدّابَّهَ فَسَمّی رَدِفَهُ مَلَکٌ یَحفَظُهُ حَتّی یَنزِلَ [46].
مرد هر گاه بر مرکب سوار شود و بسم الله بگوید فرشته ای برای حفاظت، او را همراهی میکند تا به مقصد و منزل برسد.
حضرت نوح (ع) هم هنگام سوار شدن به کشتی دستور فرمودند که هم هنگام حرکت و هم هنگام توقف بسم الله بگویند.
وَ قالَ: إرکَبُوا فیها بِسمِ اللهِ مَجراها وَ مُرساها. [47]
سوار کشتی شوید و هنگام حرکت و هنگام توقف بسم الله بگویید.
در هنگام سوار شدن سفارش شد دعا خوانده شود. دعاهای مخصوصی وارد شد که در سوار شدن قرائت میگردد از جمله: هنگام سوار شدن بگویید ” بسم الله ” حال که سوار شدید بگویید: ألحَمدُ لِلّهِ الَّذِی کَرَّمَنا وَ حَمَلَنا فِی البَرِّ وَالبَحرِ وَ رَزَقَنا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلَنا عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً. سُبحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقرِنینَ. [48]
3- سوار شدن بر سواری ساده یا متوسط
از جمله آداب سواری همین است یعنی اینکه انسان بجای آنکه تلاش نماید سواری گرانقیمت و اشرافی سوار شود، بر آن باشد به سواری سطح پایین و مادون، سوار شود یا لااقل از مرکب متوسط استفاده نماید.
اگر چه حرام نیست و در برخی موارد به ویژه مورد نیاز، لازم هم میشود اما در حال عادی و غیر ضروری اگرپرهیز شود از نظر روحی و روانی و تحریک نشدن روح تکبر و غرور خوب است. امام باقر (ع) درمیان مرکبها الاغ که یک سواری ساده بود دوست میداشت ومی فرمود: أحَبُّ المَطایا إلَیَّ الحُمُرُ. [49]
محبوبترین چهار پایان، پیش من الاغ است.
پیامبر (ص) هم همین سیره را داشت که به زودی حدیث آن ذکر خواهد شد عالم بزرگ مرحوم شیخ حر عاملی درکتاب شریف خود وسائل الشیعه بابی تحت عنوان ” استحباب رکوب الحمار تواضعا ” مطرح واحادیثی ذیل آن عنوان نمودهاند. برای اطلاعات بیشتر به آن باب مراجعه شود. [50]
این هشدار دیگری است نسبت به سواره تا مواظب غرور و تکبر خود باشد. بسیار اتفاق میافتد که سواره بخاطر دارندگی خود نسبت به پیاده که فاقد آن است، دچار غرور و تکبر میشود و خود را صاحب مِکنَت و مال و دارایی و در نتیجه دارای برازندگی و برجستگی مییابد و با حس برازندگی نسبت به پیاده که حس میکند چنین برازندگی ندارد تکبر نشان دهد و بزرگی بفروشد. و یا حتی سواره بر مرکب گرانقیمت، نسبت به سواره بر مرکب کم قیمت تکبر و غرور نشان دهد، این هم اشکال دارد.
از زندگی پیامبر (ص) نقل میکنند که آن بزرگوار سوار بر الاغ بود و الاغ از شادی که پیامبر (ص) بر او سوار است حرکتهای غیر معمول داشت و حرکات شادانه او به گونه ای بود که شانههای پیامبر (ص) بالا و پایین میرفت و چنین تصور میرفت که پیامبر به نوعی با این حرکات، غیر معمول نشان داده میشد، گویا برازندگی و برجستگی ارائه میدهند و لذا پیامبر (ص) برای آنکه کسی گمان بد نبرد در جمله ای الهی فرمودند: أللّهُمَّ لَیسَ مِنّی وَلکِن ذا مِن عُفیرٍ.
خدایا این رفتار از من نیست بلکه از عفیر است. (عفیر نام الاغ پیامبر (ص) است )
علامه مجلسی پس از نقل این سیره ازپیامبر (ص) میفرمایند: آنانکه بر اسبهای تازی نژاد خوش رفتار با نِخوَت و غُنج (ناز و کرشمه) و دِلال (ناز) سوار میشوند وبر آسمان وزمین به رفتار خود مِنَّت مینهند وغیر خود کسی را موجود نمیشمارند چگونه عذر خواهند خواست.[51]
پیامبر (ص) میفرمودند: 5 چیز است که تا آخر عمر انجام خواهم داد یکی از آنها سوار بر الاغ مؤکف (الاغی که پلاس بر پشت او انداخته شد) است تا مردم پس از من چنین کنند. [52]
امام باقر (ع) هم میفرمودند: أحَبُّ المَطایا إلَیَّ الحُمُرُ. [53]
محبوبترین چهار پایان، پیش من الاغ است.
آری مرکب و سواری برای خدمت و حمل و نقل آسان و زینت و زیبایی زندگی است نه برای فخر فروشی، تکبر و غرور و نه برای رخ کشیدن و گازیدن و دیگران را تحقیر نمودن. آنهایی که با سواری مُدل بالا، فیس و فخر میفروشند و با دور دور بازی دیگران را تحقیر میکنند و با نازیدن، روح دیگران را میآزارند و با ویراژ مغرورانه بر دیگران برتری میفروشند، همه اینها ومثل اینها بدور از اخلاق و ادب رانندگی است.
نقلیه خوب، زینت است، شکوه و زیبایی است که شکر و سپاسگذاری دارد نه ابزار غم و اندوه دیگران و نه سوهان برای خراشیدن دل ناداران. لذا اخلاق رانندگی ایجاب میکند که راننده، ارزشی و اخلاقی باشد، رفتار کریمانه و بزرگوارانه داشته باشد و از شکوه و زیبایی خود یعنی سواری خوب، دیگران را شریک و سهیم کند. قرآن هم نقلیههارا برای سواری وزینت میداند نه وسیله کبر وغرور. میفرماید:
وَالخَیلَ وَ البِغالَ وَالحَمیرَ لِتَرکَبُوها وَ زینَهً وَ یَخلُقُ ما لا تَعلَمُونَ. [54]
و آفرید برای شما اسب و استر و الاغ تا بر آن سوار شوید و زینت زندگی شما باشد ومی آفریند برای شما از حیوانات و غیر حیوان آنچه را که نمیدانید.
انسان آنگاه که سوار بر مرکب شد باید به یاد نعمت خدا بیفتد، فرقی نمیکند آن سواری حیوان باشد، کشتی باشد یا هواپیما باشد و یا خودرو. هرکدام که باشندنعمت خداوندهستندوانسان بایدآنرا متذکر
گردد و آن را نعمت خداوند بداند.
در قرآن میخوانیم: وَجَعَلَ لَکُم مِنَ الفُلکِ وَ الأنعامِ ما تَر کَبُونَ. [55]. خداوند متعال برای شما از کشتی و چهار پایان چیزی قرار داد که بر آن سوار میشوید.
آنگاه در آیه بعد ادامه داد: لِتَستَوُوا عَلی ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذَکَّرُوا نِعمَهَ رَبِّکُم إذا استَوَیتُم علَیهِ. تا بر پشت مرکبها سوار شوید، آنگاه که سوار شدید، نعمت پروردگار خود را به یاد بیاورید، و این ذکر را تکرار کنید: ألحَمدُ لِلّهِ الَّذِی سَخَّرَلَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقرِنینَ. [56]
به هر حال باید به یاد نعمت خداوند و به یاد خداوند بود و در واقع این خداوند متعال است که بواسطه این سواری، انسان را جابجا میکتد. حامل و جابجا کننده واقعی خداوند متعال است. لذا باید هنگام سواری و بهره گیری از مرکب به یاد خداوند متعال بود، هم شاکر بود و هم ذاکر.
پیامبر (ص) فرمودند: هرگاه سوار شتر شدید این ذکر را برزبان جاری
کنید ( سُبحانَ الَّذِی سَخَّرَلَنا هذا وَ ما کُنّا مُقرِنینَ ) بعد فرمودند: إمتَهِنُوهُنَّ لِأنفُسِکُم فَإنَّما یَحمِلُ اللهُ. [57] شتران را به خدمت خود بگیرید و دغدغه ضعف آنها را نداشته باشید چرا که خداوند متعال حامل واقعی است و در حقیقت اوست که جابجا میکند.
این هم نهی دیگری است برای سوارهها تا راضی نشوند که خود سواره باشند و در همراهی آنها پیاده گانی به راه بیفتد. البته این از نظر روحی و روانی ممکن است برای سواره تاثیر منفی داشته باشد و برای پیادگان هم نوعی تحقیر بشمار آید و لذا معصومین گرام از چنین اقدامی بر حذر داشتند.
حضرت علی (ع) هر گاه سوار میشدند به پیادهها اجازه همراهی نمیدادند. امام صادق (ع) فرمودند: خَرَجَ أمیرُ المُومِنینَ (ع) وَ هُوَ راکِبٌ فَمَشَوا مَعَهُ فَقالَ ألَکُم حاجَهٌ ؟ فَقالُوا لا. وَلکِنّا نُحِبُّ أن نَمشیَ مَعَکَ فَقالَ لَهُم: إنصَرِفُوا فَإنَّ مَشیَ الماشی مَعَ الرّاکِبِ مَفسَدَهٌ لِلرّاکِبِ وَ مَذَلَّهٌ لِلماشی. [58]
حضرت امیر المومنین در حالیکه سواره بود خارج شد و جمعی با او حرکت کردند. حضرت فرمودند: آیا حاجتی دارید ؟ گفتند نه ولکن دوست داریم شما را همراهی کنیم. حضرت به آنها فرمودند: برگردید چرا که همراهی پیاده با سواره برای سواره تباهی و برای پیاده خواری است.
یعنی سواره با دیدن همراهان پیاده دچار غرور میشود و غرور و تکبر او را به تباهی میکشاند و پیاده هم با دنبال روی، حس ذلت و خواری مینماید و لذا به شدت باید پرهیز شود.
در دفعه دیگر هم منع نموده و فرمودند: إنصَرِفُوا فَإنَّ خَفقَ النَّعالِ خَلفَ أعقابِ الرِّجالِ مَفسَدَهٌ لِقُلُوبِ النَّوکی. [59]
برگردید چرا که صدای کفش، پشت سر رجال موجب تباهی دلهای نا بخردان است.
در روایات سفارش شد از مرکب راهور و رام استفاده شود و در مقابل تاکید شد از مرکب بد بکار گیری نگردد. مرکب بد همان حیوان چموش، گاز گیرنده، لگد زن و نا آرام و امثاله تفسیر شد. ولی میتوان مرکبهای ماشینی که باعث درد سر و مشکلات است و نوعا روشن نمیشود هرروز خراب میگردد و تعمیراتش مفید نیست و صاحبش را در خیابان گرفتار میکند را هم از نوع مرکب سوء و سواری بد دانست و آن را مایه بد بختی بجای خوشبختی دانست. امام باقر (ع) فرمودند: مِن شِقاءِ العَیشِ المَرکَب السُّوءِ. [60] از بد بختی زندگی، داشتن مرکب بد است.
اگر چه پرهیز از اسراف در همه حال لازم است و میانه روی در تمام امور پسندیده است اما در سواری و بهره گیری از مرکب اعم از خرید، نوع مرکب و استفاده بجا و بدور از اسراف هم سفارش شد. امام صادق در یک کلام حکیمانه که فلسفه مال را توضیح میدهند میفرماید:
خداوند اموال را نزد بندگان خود امانت نهاد تا از آن معتدل و مقتصد و میانه استفاده کنند و از اسراف و اقتار بپرهیزند و از جمله میفرماید:
وَ یَرکَبُوا قَصداً [61]. . . . و سوار میشوند اما معتدل و میانه.
بنابر این خودروهای فوق العاده گرانقیمت و تشریفاتی با توجه به اینکه کمتر از آن هم کفایت کار کسی را بکند، مطلوب خداوند متعال نیست وخداوند متعال چنین اجازهای را نمیدهد. امام صادق(ع) در ادامه حدیث یاد شده میفرمایند:
أتَرَی اللهَ إئتَمَنَ رَجُلًا عَلی مالٍ یَقُولُ لَهُ أن یَشتَرِیَ فَرَساً بِعَشَرَهَ آلافِ دِرهَمٍ وَ تُجزیهِ فَرَسٌ بِعِشرینَ دِرهَماً ؟[62] آیا تصور میکنی خداوند کسی را که به او مال فراوان داده و او را برآن مال امین نموده است اجازه میدهد اسبی را بخرد به ده هزار درهم در حالی که اسب بیست درهمی کفایت کار او را میکند؟
ملاحظه میشود خرید مرکب با مبلغ دهها برابر مرکب مورد نیاز، مطلوب و پسندیده نیست و باید در خرید مراعاتِ اعتدال را نمود. البته باید مراعات شأن خود را نمود به نحوی که مردم ایراد و اشکال نگیرند و شأن و آبروی او را زیر سوال نبرند. در نقلی وارد شد که امام زین العابدین (ع) کانَ یَبتاعُ الرّاحِلَهَ بِمَأهَ دینارٍ وَ یُکَرِّمُ بِها نَفسَهُ.[63] سواری را به صد دینار میخرید و با این اقدام شأن و آبروی خود را حفظ، و از سخن ملامت بار دیگران خود را حفظ مینمود.
این هم ادب دیگری است. یعنی هر گاه خودرو ظرفیت داشت و امکان سوار نمودن راه مانده ای است اورا سوار کند. نشود که نیازمند به خودرو، کنار خیابان باشد و مقصدش با مقصداو یکی و یا هم مسیر باشند و برای خودرو ظرفیت حمل و سواری باشد اما راننده با بی اعتنایی از کنار او رد شود و او را سوار نکند. قطعا مومن چنین صحنه ای را بر نمیتابد و خود را بر چنین کاری ملامت میکند.
شاید مقصود روایت که تشویق به خرید مرکب میکند و میفرماید: مِن سَعادَهِ المُومِنِ دابَّهٌ یَرکَبُها فی حَوائِجِهِ وَ یَقضی عَلَیها حُقُوقَ إخوانِهِ،[64] همین باشد یعنی با داشتن مرکب، لازم است، انسان مومن هم حاجت خود و هم حقوق و حوائج برادران مومن رابرطرف نماید.
سیره بزرگان، اولیاء حق و معصومین (ع) چنین بود که اگر جایی میرفتند و مرکب شان ظرفیت و تحمل داشت کسی را بر ترک خود سوار میکردند تا مسافر مسیر وامانده و درمانده نگردد.
فضل ابن عباس گوید: استری برای پیامبر (ص) آوردند، پیامبر آنرا سوار شد و مرا هم در ترک خود سوار کرد.[65] البته دو ترکه که جمعا سه نفر شوند نباید سوار کرد بلکه حداکثر دو نفر.
پیامبر (ص) فرمودند: لا یَرتَدِفُ ثَلاثَهٌ عَلی دابَّهٍ فَإنَّ أحَدَهُم مَلعُونٌ.[66]
سه تایی پشت هم و ترک هم سوار نشوندکه یکی از آنها (کسی که آخر سوار میشود ) ملعون و نفرین شده است.
این هم یک ادب است، یعنی اینکه سواره به پیاده سلام کند تاهم سواره خضوع نشان دهد وهم پیاده احساس کرامت و عزت کند.
امام صادق (ع) فرمود: یُسَلِّمُ الرّاکِبُ عَلَی الماشی[67] سواره به پیاده سلام کند.
ازاموری که راننده باید مراعات کند ” حق راه “است. یعنی نه تنهابایدحق مرکب وحق سایر سوارهها وپیادههارا مراعات کند، بلکه حق راه را هم بایدرعایت نماید. یعنی جاده ومسیری که راننده در آن حرکت میکند هم حق دارد که باید ادا شود.
پیامبر (ص) فرمود: حق راه را بدهید. پرسیدند یا رسول الله حق راه چیست ؟ فرمود: غَضُّ البَصَرِ وَکَفُّ الأذی وَرَدُّالسّلامِ وَالأمرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ. [68]
فروهشتن چشم (تا نگاه حرامبه ناموس دیگران نداشته باشد) و خودداری ازاذیت دیگران، جواب سلام، امر به معروف ونهی از منکر.
آری راننده مثل هر عابر دیگر باید حقوق راه را ادا نماید.
در آغاز بحث یادآورشدیم که نقلیه سواری دونوعند حیوانیو ماشینی
که وسیلههای نقلیه حیوانی بخاطر جان دار بودنشان و اینکه برای آنها هم خستگی مطرح است و قدرت حمل و بارکشی شان هم محدود است و اینکه برای ادامه حیاتشان نیاز به غذا و احیاناً در صورت بیماری نیاز به دارو دارند، باید و نبایدهائی و آدابی پیش بینی شد که صاحبان و بهره گیران باید مراعات کنند.
اینک تعدادی از حقوق حیوان سواری ذکر میشود:
- حرمت چهار پایان
- نزدن صورت چهارپایان
- اجتناب از نفرین
- مهربانی
- آب و علوفه
- بار به میزان طاقت
- مراعات حال حیوان در حال سوار شدن
اینک توضیح هریک:
امام صادق(ع) فرمودند: لِکُلِّ شَیئٍی حُرمَهٌ وَ حُرمَهُ البَهائِمِ فی وُجُوهِها.[69]
هر چیزی حرمت دارد و حرمت چهار پایان در صورتشان متجلی است.
اصل زدن بخاطر رام شدن و چموشی نکردن خوب است چنانکه پیامبر (ص) فرمودند: إضرِبُوها عَلَی النِّفارِ وَلاتَضرِبُوها عَلَی العِثارِ. [70]
چهار پایان را بخاطر چموشی بزنید ولیکن بخاطر لغزش نزنید.
پس زدن منعی ندارد اما زدن بصورت نباشد چرا که پیامبر (ص) فرمود: لاتَضرِبُوا الدَّوابِّ عَلی وُجُوهِها فَإنَّها تُسَبِّحُ بِحَمدِاللهِ. [71]
به صورت چهارپایان نزنید چرا که آنها تسبیح خدا گویند. آری شایسته نیست که انسان ذاکر خدا را بزند.
امام امیر المومنین (ع) درباره چهارپایان فرمودند: لاتَضرِبُوا الوُجُوهَ وَ لاتَلعَنُوها فَإنَّ اللهَ عَزَّوَ جَلَّ لَعَنَ لاعِنَها. [72]
به صورت حیوانات نزنید و آنها را لعنت و نفرین نکنید چرا که خداوند عزوجل نفرین کننده حویانات را لعنت میکند و لعنت به حیوانات دامنگیر خود لعنت کننده میشود چنانکه پیامبر (ص) فرمود: إنَّ الدَّوابَّ إذا لُعِنَت لَزِمَتها اللَّعنَهُ [73]
چهار پایان آنگاه که مورد نفرین قرار گیرند لعنتشان دامن لعنت کننده را میگیرد.
امام باقر (ع) از زندگی پیامبر (ص) نقل میکند که پیامبر صدای کسی را که به شترش لعنت کرده بود شنید و خطاب به او فرمود: إرجِع لاتَصحَبنا عَلی بَعیرٍ مَلعُونٍ[74]
برگرد و با شتر ملعون ما را همراهی نکن.
و همچنین هنگام لغزش حیوان، نفرین نکنید و نگویید هلاک شوی چرا که حیوان در جواب گوید هلاک شود آنکس که در جمع ما نسبت به پروردگار نا فرمانتر است. [75]
ترحم و مهربانی به چهارپای سواری هم ادب دیگری است نسبت به حیوان. هر چند مهربانی یک دستور عمومی است اما برای چهار پایان هم سفارش خاص شد و حیوان سواری هم این انتظار را از سواره دارد که با او مهربان باشد و از خدا هم میخواهد تا سواره را نسبت به او مهربان کند.
امام صادق (ع) فرمودند:
إذا رَکِبَ العَبدُ الدّابَّهَ قالَت: أللّهُمَّ اجعَلهُ بی رَحیماً.[76]
آنگاه که بنده سوار بر چهارپا شود چهار پا گوید: خدایا او را به من مهربان کن.
حتی همین درخواست را هنگام خرید هم دارد. امام صادق (ع) فرمودند: ما اشتَری أحَدٌ دابّهً إلّا قالَت: أللّهُمَّ اجعَلهُ بی رَحیماً. [77]
هیچ کس چهار پائی را نخرد جز اینکه آن چهار پا گوید: خدایا او را به من مهربان کن.
حیوان مورد استفاده در زندگی، جزء زندگی است. لذا باید به او رسیدگی شود آب و علوفه به وقت و به میزان نیاز به او داده شود، بر او سخت گیری صورت نگیرد.
پیامبر (ص) فرمود: لِلدّابَّهِ عَلی صاحِبِها سِتُّ خِصالٍ یَعلِفُها إذا نَزَلَ وَ یَعرِضُ عَلَیهَا الماءَ إذامَرَّّبِهِ. [78]
برای چهارپایان بر صاحبش شش وظیفه است یکی آنکه هر گاه جائی فرود آمد به آن علوفه دهد و اگر به آبی مرور کرد آب را بر او عرضه کند تا اگر خواست بیاشامد.
از جمله چیزهائی که باید نسبت به چهار پا مراعات شود، حمل بار بر آن به میزان طاقتش است. لذا بیش از اندازه و بیش از توان بر او بار نکند.
پیامبر(ص) فرمودند: لایَحمِلُها مالاتُطیقُ وَلایُکَلِّفُها مِنَ السَّیرِ إلّا طاقَتَها.[79]
جز به میزان توان و طاقت آن، بر آن بار نکند و جز به اندازه طاقت و تحملش آن را نراند.
در نقلی دیگر پیامبر (ص) فرمود: ما مِن دابَّهٍ إلّا وَ هِیَ تَسأَلُ اللهَ کُلَّ صَباحٍ أللّهُمَّ ارزُقنی مَلیکاً صالِحاً یَشبَعُنی العَلَفَ وَیُروینی مِنَ الماءِ وَ لا یُکَلِّفُنی فَوقَ طاقَتی[80].
خدایا مالک شایسته ای نصیبم گردان تا از علف سیرم کند و سیرابم نماید و فوق طاقتم چیزی بر من تحمیل نکند.
7- مراعات حال او در حال سوار شدن
این هم یک مقوله دیگر است. یعنی حال که بر آن سوار میشود مراعات امور سواری را هم بنماید. مثلاً در حال توقف حیوان بر او سوار نماند بلکه پیاده شود و به تعبیری فقط در حال حرکت و طی مسیر آن را سوار شود نه در حال ایستاده و توقف. مثلاً اگر خواست جائی لحظاتی اُتراق کند سپس به راهش ادامه دهد باید پیاده شود و هر گاه عزم حرکت کرد دوباره سوار گردد.
پیامبر (ص) فرمودند: لاتَتَّخِذُوا ظُهورَها مَجالِسَ.[81]
پشت حیوان را محل جلسه قرار ندهید یعنی ننشینید روی حیوان و به مدت طولانی باکسی مذاکره کنید.
و همین طور در حال حرکت روی حیوان نایستد بلکه بنشیند یا یکطرفه سوار نگردد.
پیامبر (ص) فرمود: لاتَتَوَرَّکُوا عَلَی الدَّوابِّ [82]
روی چهار پا تورک نکنید یعنی یک طرفه دو تا ران خود را بر آن قرار ندهید بلکه طبیعی بر آن بنشینید.
و همین طور دو ترکه سوار نکند و اگر لازم شد کسی را با خود سوار کند یک نفر باشد که جمع سوار دو نفر باشند نه سه نفر.
- قرآن مجید
- ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفرمحمد، الکافی، صححه وعلق علیه علی اکبرالغفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق
- ابومحمد الحسن ابن علی ابن الحسین ابن شعبه الحرانی- تحف العقول- نشر صدوق- تهران – 1377
- احسان بخش، صادق، آثار الصادقین، گیلان: چاپ جاوید، روابط عمومی ستاد برگزاری نماز جمعه، 1371
- بابویه القمی (الصدوق) ، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن، من لا یحضره الفقیه، صححه و علق علیه علی اکبر الغفاری، قم، منشورات جماعه المدرسین، 1304 ق
- التمیمی الامدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق
- الحمیری القمی، ابوالعباس عبدالله ابن جعفر، قرب الاسناد، طهران مکتبه نینوی الحدیثه، 1412 ه. ق
- دشتی، علی، ترجمه نهج البلاغه، موسسه فرهنگی تحقیقات امیرالمومنین (ع) ، 1380
- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار فی معرفه ائمه الاطهار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بیروت 1403 ه. ق
- مجلسی، محمد باقر، حلیه المتقین، کانون انتشارات علمی، تهران، 1372
- محدث قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، مؤسسه انتشارات فراهانی، تهران، بازار بین الحرمین
- محمد بن المرتضی (المولی محسن الکاشانی ) ، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، دفتر انتشارات اسلامی وابسته بجامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ، 1405 ه. ق
- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بتصحیح وتحقیق وتذییل عبدالرحیم الربانی الشیرازی، بیروت، داراحیاءالتراث العربی، 1412 ه. ق
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم: دارالحدیث، 1377
- النوری الطبرسی، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، موسسه آل البیت الاحیاء التراث، 1408 ق
[1] سوره نحل آیه 8
[2] سوره یس آیه 41
[3] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص339
[4] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص346
[5] ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفر، محمد، الکافی ج6 ص542
[6] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج8 ص340
[7] (نحل آیه 8)
[8] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج 8 ص 335
[9] همان ج 8 ص 350
[10] همان ج 8 346
[11] همان ج 8 ص 339
[12] همان ج8 ص 341
[13] همان، ص 365
[14] همان
[15] همان ج8 ص339
[16] همان ج8 ص340
[17] ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفر محمد، کافی ج 5 ص 3
[18] ابومحمد الحسن ابن علی ابن الحسین ابن شعبه الحرانی تحف العقول ص50
[19] احسان بخش، صادق، آثار الصادقین ج15 ص121
[20] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج75ص236
[21] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج 8 ص 350
[22] همان
[23] التمیمی الامدی، عبدالواحد، غررالحکم حدیث 3281
[24] همان، حدیث 2926
[25] دشتی، علی، ترجمه نهج البلاغه نامه 51
[26] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج 19 ص 186
[27] محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه ج3 ص1344
[28] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج79ص304
[29] ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفر محمد، ج2 ص647
[30] همان ص647
[31] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 صحفه337
[32] همان
[33] همان
[34] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج73 ص314
[35] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج 74، ص 165
[36] احسان بخش، صادق، آثار الصادقین ج1 ص83
[37] ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفر محمد، ج4 ص 468
[38] محمد بن المرتضی (المولی محسن الکاشانی )، المحجه البیضاء ج1ص359
[39] محدث قمی، شیخ عباس، سفینه البحار ج1 ص437
[40] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج73 ص291
[41] بابویه القمی(الصدوق)، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن، من لا یحضره الفقیه ج2ص277
[42] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص337
[43] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص363
[44] احسان بخش، صادق، آثار الصادقین ج7ص247
[45] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج76 ص 295
[46] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج76 ص 296
[47] سوره هود آیه 41
[48] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج 76 ص 295
[49] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص 361
[50] همان ص 360
[51] مجلسی، محمد باقر، حلیه المتقین ص281
[52] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج76 ص 288
[53] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص 361
[54] سوره نحل آیه 8
[55] زخرف آیه 12
[56] همان آیه 14
[57] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص369
[58] همان ص 362
[59] همان
[60] همان ص350
[61] همان ص 366
[62] همان
[63] همان ص 367
[64] همان ص 339
[65] همان ص 363)
[66] همان
[67] ابن یعقوب الکلینی، ابوجعفر محمد، الکافی، ج2، ص647
[68] احسان بخش، صادق، آثار الصادقین ج11 ص451
[69] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص353
[70] همان ص357
[71] همان، ص 353
[72] بابویه القمی(الصدوق)، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن، من لا یحضره الفقیه ج2 ص287
[73] همان
[74] محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه ج3 ص1344
[75] بابویه القمی(الصدوق)، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن، من لا یحضره الفقیه ج2 ص286
[76] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص352
[77] همان ص289
[78] النوری الطبرسی، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل ج8 ص258
[79] همان
[80] محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه ج8 ص352
[81] همان
[82] همان

