طمع
طمع
)ثُمَّ یَطمَعُ اَن اَزِیدَ([1]
باز (هم) طمع دارد که بیفزایم.
حدیث قدسی:
ما اَقَلَّ حَیاءُ مَن یَطمَعُ فی جَنَّتی بَغَیرِ عَمَلٍ؛[2]
چه کم حیا است آن کسی که بدون عمل، طمع در بهشت من دارد؟
پیامبر گرامی 6:
الطَّمَعُ یُذهِبُ الحِکمَةَ مِن قُلُوبِ العُلَماءِ؛[3]
طمع، حکمت را از دل دانشمندان میزداید.
امام علی 7:
الْکَفُّ عَمَّا فِي أیْدِي النَّاسِ عِفَّةٌ وَ کِبَرُ هِمَّةٍ؛[4]
طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتی است.
أعْجَبُ مَا فِي الإنْسَانِ قَلْبُهُ وَ لَهُ مَوَارِدُ مِنَ الْحِکْمَةِ وَ أضْدَادٌ مِنْ خِلاَفِهَا فَإنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أذَلَّهُ الطَّمَعُ وَ إنْ هَاجَ بهِ الطَّمَعُ أهْلَکَهُ الْحِرْصُ؛[5]
شگفتترین عضو انسان قلب اوست و قلب مایههایی از حکمت و ضد حکمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش میگرداند و اگر طمع در آن سر برکشد، حرص نابودش میکند.
أعْظَمُ النَّاسِ ذُلاًّ الطَّامِعُ الْحَریصُ الْمُریب؛[6]
ذلیلترین مردم، کسی است که طمعکار، حریص و وسوسهگر باشد.
الْخَیْرُ کُلُّهُ قَدِ اجْتَمَعَ في قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِي أیْدِي النَّاسِ؛[7]
تمامی خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده است.
قَلیلُ الطَّمَعِ یُفسِدُ کَثیرَ الوَرَعِ؛[8]
طمع اندک، ورع بسیار را فاسد میکند.
ما هَدَمَ الدّینَ مِثلُ البِدَعِ وَ لا افسَدَ الرَّجُلَ مِثلُ الطَّمَعِ؛[9]
چیزی همانند بدعت خراب کننده دین و برنامهای چون طمع فاسد کننده انسان نیست.
ثَمَرَةُ الطَّمَعِ ذُلُّ الدُّنیا و شِفاءُ الآخِرَةِ؛[10]
میوه طمع، ذلت دنیا و بدبختی آخرت است.
امام محمدباقر 6:
بِئسَ العَبدُ عَبدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ؛[11]
چه بد بندهای است بندهای که رهبریش بدست طمع باشد.
امام هادی7:
الطَّمَعُ سَحِیَّةٌ سَیِّئَةٌ؛[12]
طمع، اخلاق ناپسندی است.
[1] . سوره مدثر، آیه15.
[2] . تفسیر الثعلبی: 3/ 170.
[3] . کنزالعمال، 7576.
[4] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص295، ح6618.
[5] . علل الشرایع، ج۱، ص109، ح7.
[6] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص295، ح6618.
[7] . کافی (طـ الاسلامیه)، ج2، ص148، ح3.
[8] . غررالحکم: 297، حدیث 6707؛ مستدرک الوسائل: 12/71، باب 67، حدیث 13541.
[9] . کنز الفوائد: 1/ 350؛ بحارالانوار: 75/ 91، باب 16، حدیث98.
[10] . غررالحکم: 298، حدیث 6724.
[11] . الکافی: 2/ 320، باب الطمع، حدیث 2؛ وسائل الشیعة: 16/ 24، باب 67، حدیث 20865.
[12] . بحارالانوار: 75/ 368، باب 28، حدیث 3.