دسته‌بندی نشده

شب جمعه

شب جمعه

)قالَ سَوفَ أستَغفِرَ لَکُم رَبّی([1]

گفت: به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌خواهم.

امام علی7:

لَیلَةُ الجُمعَةِ لَیلَةٌ غَرّاءُ وَ یَومُها یَومٌ أزهَرُ، وَ مَن ماتَ لَیلَةَ الجُمعَةِ کُتِبَ لَهُ بَراءةٌ مِن ضَغَطَة القَبرِ، وَ من ماتَ یَوم الجُمعَه کُتِبَ لَهُ بَراءةٌ مِن النّار؛[2]

شب جمعه، شب نمایان (و چهره سفید)، و روز آن، نورانی است. و کسی که در شب جمعه بمیرد، برایش برائت از فشار قبر نوشته می‌شود و کسی که در روز جمعه بمیرد، نجات از جهنم برای او نوشته می‌شود.

وَ مَن ماتَ یَومَ الجُمعَةِ عارِفاً بِحَقِّ هذَا البَیتِ کَتَبَ اللهُ لَهُ بشراءةُ مِنَ النّارِ وَ بَراءةً مِن عَذابِ القَبرِ، وَ مَن ماتَ لَیلَةَ الجُمعَةِ اُعتِقَ مِنَ النّارِ؛[3]

و کسی که شب جمعه بمیرد در حالی که آگاه به حقّ این خانواده است، خداوند برائت از آتش و برائت از عذاب قبر را برای او می‌نویسد. و کسی که شب جمعه بمیرد، از جهنم آزاده شده است.

امام باقر7:

اِنَّ الله تَعالی لَیُنادی کُلَّ لَیلَةِ جُمُعَةِ مِن فَوقِ عَرشِهِ مِن اَوَّلِ اللَّیلِ اِلی الآخِرِهِ: اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ یَدعونِ لاِخِرَتِهِ وَ دُنیاهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ لاُجیبَهُ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ یَتوبُ اِلَیَّ مِن ذُنوبِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَتوبَ عَلَیهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ قَد قَتَّرتُ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَسألَنِی الزِّیادَةَ فی رِزقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَزیدَهُ وَ اُوَسِّعَ عَلَیهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ سَقیمٌ یَساَلُنی اَن اَشفَیَهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فاُعافیَهُ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحبوسٌ مَغمومٌ یَساَلُنی اَن اُطلِقَهُ مِن حَبسِهِ وَ اُخَلِّیَ سَربَهُ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَظلومٌ یَسألُنی اَن أخُذَ لَهُ بِظُلامَتِه قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَنتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ؟ قالَ علیه‌السلام: فَلا یَزالُ یُنادی بِهذا حَتّی یَطلُعَ الفَجرُ؛[4]

خداوند متعال، هر شب جمعه، از آغاز شب تا پایان آن، از فراز عرش خویش ندا می‌دهد: «آیا بنده مؤمنی نیست که تا پیش از سپیده‌دم، مرا برای ‌آخرت و دنیاییش بخواند و من، پاسخش دهم؟ آیا بنده مؤمنی نیست که تا پیش از سپیده‌دم از گناهانش به درگاه من، توبه کند و من هم به سوی او بازگردم و توبه‌اش را بپذیرم آیا بنده مؤمن نیست که من روزی‌اش را بر او تنگ کرده باشم و او تا پیش از سپیده‌دم، افزایش در روزی‌اش را از من بخواهد و من بر روزی‌ او بیفزایم و به آن گشایش دهم؟ آیا بنده مؤمن زندانی و غم‌زداییی نیست که از من بخواهد از زندان آزاد و رهایش کنم؟ آیا بنده مؤمن ستم دیده‌ای نیست که تا پیش از سپیده‌دم از من بخواهد که دادش را بستانم و من انتقام او را بگیرم و داد وی بستانم، و تا سپیده‌دم به این ندا ادامه می‌دهد.

امام صادق7:

اِنَّ للهِ عُتَقَّاءً فی کُلِّ لَیلَهً جمعةً فَتَرَّضوا لِرحمةً الله فی لیلةً الجمعةً و یوم الجمعةً، و من مات لیلهً الجمعةً او یوم الجمعةً وقاه الله فتنةً القبر و طَُبِعَ علیه طبائعِ الشهداء، لایقولنّ اَحدکُم کانَ و کانَ و کتب له براءَهُ من ضغطةً القَبرُ، و کان شهیداً؛[5]

راستی برای خدا در هر شب جمعه، آزادشدگانی است [از آتش]، پس خود را در معرض رحمت الهی در شب و روز جمعه قرار دهید. و کسی که در شب یا روز جمعه بمیرد، خداوند او را از آزمایش قبر حفظ می‌کند و بر او مهر شهدا زده می‌شود. کسی نگوید در گذشته چنان بوده و [عملش فلان] بوده. برای او برائت از فشار قبر نوشته می‌شود و به منزلت شهید خواهد بود.

[1] . سوره یوسف، آیه98.

[2] . وسائل‌الشیعه، ج5، ص65، ح13.

[3] . وسائل الشیعه، ج5، ص64، ح6.

[4] . تهذیب الاحکام، ج3، ص5، ح11.

[5] . مستدرک الوسائل، ج6، ص 59 و 60، ح5.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا