دسته‌بندی نشده

صدقه

صدقه

)اَلَمْ یَعْلَمُوا أنَّ اللهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَأخُذُ الَّصَدَقاتِ([1]

آیا ندانسته‌اند که خداست که از بندگانش توبه را می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد.

پیامبر گرامی 6:

إنَّ اللهَ لَیَدْرَءُ بالصَّدَقَةِ سَبْعینَ میتةً من السّوءِ؛[2]

همانا خداوند به وسیله صدقه هفتاد نوع مرگ بد را برطرف می‌کند.

کُلُّ مَعروفٍ صَدقَةٌ الی غَنِيٍّ وَ فَقیرٍ، فَتَصَّدَقُوا و لَوْ بِشِقَّ تَمْرةٍ؛[3]

هر کار پسندیده و خیری که در حق انسان فقیر و یا ثروتمند صورت گیرد، صدقه محسوب می‌گردد، پس در راه خدا صدقه بدهید اگر چه نصف خرما باشد.

سُئِلَ رَسُولُ‌اللهِ ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ ـ : أیُّ الصَدقَةِ أفضَلُ؟ فَقال: عَلی ذيِ الرَّحِمِ الکاشِحِ؛[4]

از رسول اکرم ـ صلی‌الله علیه و آله ـ سؤال شد: برترین نوع صدقه چیست: حضرت جواب داد: صدقه بر خویشاوندی که کینه انسان را در دل دارد.

امام علی7:

صَدَقَةُ السِرِّ تُکَفِّرُ الخَطیئَةِ و صَدَقةُ العَلانیةِ مَثْراةٌ فی المالِ؛[5]

صدقه پنهانی، لغزش‌ها و گناهان را می‌پوشاند و صدقه آشکار موجب ازدیاد مال و ثروت می‌شود.

الصَدَقَةُ جُنَّةُ من النّارِ؛[6]

صدقه، سپر آتش جهنم است.

امام سجاد7:

عَن النَبی ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلهِ ـ قَالَ: إنّ اللهَ لَیُربی لِأحَدِکُم الصَّدَقَةَ کَما یُربی أحدُکُم وَلَدَهُ حتّي یَلقاهُ یومَ القیامَةِ و هُوَ مثلُ اُحد؛[7]

نقل شده که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا خداوند صدقه شما را بزرگ می‌کند، همچنان که شما فرزند خود را بزرگ می‌کنید تا روز قیامت با صدقه خویش دیدار کنید در حالی که مثل کوه احد باشد.

امام صادق7:

إنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالی یَقُولُ: ما مِنْ شیءٍ اِلاَّ وَ قَدْ وَکَلّتُ مَنْ یَقبضُهُ غَیری اِلاّ الصَّدقه فاِنّی اَتَلَقَّفُ بیَدي تَلقُّفاً؛[8]

خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: هیچ چیزی نیست مگر اینکه من غیر از خودم را برای گرفتن آن مأمور کرده‌ام، به جز صدقه، پس همانا صدقه را من با دست خود می‌ستانم.

امام کاظم7:

… فَلَیْسَ شیءٌ أسرَعُ اجابَةً مَن الصَدَقَةِ ولا أجدی منفعَةً عَلَي المَریضِ مَن الصّدقِةِ؛[9]

هیچ چیزی اثر آن زودتر از صدقه آشکار نمی‌شود و هیچ چیزی برای مریض سودمندتر از صدقه نیست.

[1] . سوره توبه، آیه104.

[2] . بحارالانوار، ج93، ص269.

[3] . بحارالانوار، ج۹۳، ص122.

[4] . بحارالانوار، ج93، ص179.

[5] . غررالحکم، ص395، ح9149.

[6] . وسائل‌الشیعه، ج6، ص258، ح17.

[7] . المیزان، ج۲، ص451.

[8] . وسائل‌الشیعه، ج۶، ص260.

[9] . فقه الرضا7، ص256.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا