دسته‌بندی نشده

غنا

غنا

)وَاجْتَنِبُوا قَولَ الزَّورِ([1]

و از گفتار باطل بپرهیزید.

پیامبر گرامی6:

أنْ بَعَثَنی رَحْمَةً لِلعالَمینَ وَ لِاَمحَقَ المَعازِفَ والمَزامیرَ وَ اُمورَ الجاهِلِیِّةِ؛[2]

خداوند مرا مبعوث کرد تا رحمتی برای جهانیان باشم و ساز و نی‌ها و امور جاهلیت را نابود سازم.

کانَ إبلیسُ اَوَّلَ مَن تَغَنّی؛[3]

ابلیس نخستین کسی است که به غناء و آوازه‌خوانی پرداخت.

مَنِ استَمَعَ إلیَ اللَّهوِ یُذابُ فی اُذُنِهِ الآنُک؛[4]

کسی که به چیزهای لهو و بیهوده گوش فرا دهد (روز قیامت) در گوشش سرب گداخته (و ذوب شده) ریخته می‌شود.

یُحشرُ صاحِبُ الطَّنبورِ یَومَ القیامةِ وَ هُوَ أسودُ الوجهِ و بِیَده طَنبورٌ من نارٍ و فوقَ رأسِهِ سبعونَ اَلفَ ملکٍ، بِیَدِ کُلُّ مَلَکٍ مِقْمَعَةٌ یَضرِبون رَأسَهُ وَ وَجهَه؛[5]

دارنده طنبور (نوعی از آلات موسیقی) روز قیامت محشور می‌شود در حالی که صورتش سیاه و در دستش طنبوری از آتش است و بالای سرش هفتاد هزار فرشته قرار دارند ‌که در دست هر کدام از آنها عمودی آهنین است که بر سر و صورتش می‌زنند.

امام باقر7:

الغِناءُ مِمّا وَعَدَاللهُ علیهِ النارَ و تَلاهِذهِ الآیة: وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشتَری لَهوَ الحدیثِ لِیُضِلَّ عن سَبیل‌الله (سوره لقمان، آیه6)؛[6]

غنا و آوازه‌خوانی از جمله گناهانی است که خداوند برای آن وعده آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «برخی از مردم کسانی هستند که سخن بیهوده را می‌خرند تا دیگران را از روی نادانی از راه خدا گمراه کنند.»

امام صادق7:

بَیتُ الغِناءِ بیتٌ لاتُؤمَنُ فیهِ الفجیعَةُ وَ لاتُجابُ فیهِ الدَّعوةُ وَ لاتَدخُلُهُ المَلائِکَةُ؛[7]

خانه‌ای که در آن غناء و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبت‌ها و بلاهای دردناک در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی‌گردد و فرشتگان به آن خانه وارد نمی‌شوند.

فی قَولِ اللهِ تَعالی: «وَ اجتَنِبُوا قَولَ الزُّورِ» (حج، 30)، قال: قَولُ الزُّورِ الغِناءُ؛[8]

درباره سخن خداوند که می‌فرماید: «از گفتار باطل بپرهیزید» فرمود: گفتار باطل همان غناء است.

اَلمُغَنِّیةُ ملعونةٌ وَ مَنْ آواها و أکَلَ کَسبَها ملعونٌ؛[9]

زن آوازه‌خوان ملعون است و کسی که او را جای دهد و از درآمد آوازه‌خوانی او بخورد (روزی خود را بگذراند) نیز ملعون است.

[1] . سوره حج، آیه ۳۰.

[2] . بحارالانوار، ج۷۹، ص250.

[3] . وسائل‌الشیعه، ج۱۲، ص231.

[4] . دعائم الاسلام، ج۲، ص210.

[5] . مستدرک‌الوسائل، ج۱۳، ص219.

[6] . خصال، ص568.

[7] . دعائم الاسلام، ج۲، ص280.

[8] . وسائل‌الشیعه، ج۱۲، ص227.

[9] . بحارالانوار، ج۷۹، ص211.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا