خوشبختی و بدبختی
خوشبختی و بدبختی
)فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لایَشْقي وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکْري فَإنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقیامَةِ أعْمي([1]
هر کس از هدایت من پیروی کند نه گمراه میشود و نه بدبخت میگردد و هر کس از یاد من روی بگرداند، در حقیقت زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.
پیامبر گرامی6:
إنّی قَد قَضَیتُ لِکُلِّ قَومٍ هادیا أهدی بِهِ السُّعَداءَ وَ یکونُ حُجَّةً عَلَي الأشْقیاءِ؛[2]
من برای هر قومی راهنمایی قرار دادم، که خوشبختان را به وسیله آن هدایت میکنم و حجتی برای بدبختان است.
مِنْ سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ الله و رضاهُ بما قَضَي الله و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَرکُهُ اسْتِخارَةَ الله و سَخَطُهُ بِما قَضَی الله؛[3]
از خوشبختی انسان درخواست خیر از خداوند و خشنودی به خواست اوست و از بدبختی انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد.
إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلیّا فی حَیاتِهِ و بَعدَ مَوتِهِ و إنَّ الشَّقِیَّ کُلَّ الشَّقیِّ حَقَّ الشَّقیِّ مَن أبغَضَ عَلیّا فی حَیاتِهِ و بَعدَ وَفاتِهِ؛[4]
خوشبخت کامل و واقعی کسی است که علی7 را در زندگی و بعد از مرگش دوست بدارد و بدبخت کامل و واقعی کسی است که دشمن علی7 در زندگی و بعد از مرگش باشد.
امام علی7:
لایَسعَدُ امْرُؤٌ إلاّ بِطاعَةِ الله سُبحانَهُ وَ لایَشقَي امْرُوٌ إلاّ بَمَعصیَةِ الله؛[5]
هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمیشود و جز با معصیت خدا بدبخت نمیگردد.
إنَّ أسعَدَ الناسِ فی الدنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضُرَّهُ، و إنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هّواهُ؛[6]
خوشبختترین مردم در دنیا، کسی است که از آنچه میداند برایش زیانآور است دوری کند و بدبختترین آنان کسی است، که از هوای نفس خود پیروی کند.
امام صادق7:
اَلسَّعیدُ مَنِ اتَّبَعَنا وَ الشَّقیُّ مَن عادانا وَ خالَفَنا؛[7]
خوشبخت کسی است که از ما پیروی کند و بدبخت کسی است که با ما دشمنی و مخالفت نماید.
امام رضا7:
جَفَّ الْقَلَمُ بِحَقیقَةِ الکِتابِ مِنَ اللهِ بِالسَّعادَةِ لِمَن آمَنَ وَاتَّقي والشَّقاوَةِ مِنَ اللهِ تَبارَکَ و تَعالی لِمَن کَذَّبَ وَ عَصی؛[8]
قلم تقدیر خداوند بر خوشبختی کسی رقم خورَدْ که ایمان آورد و تقوا پیشه کند. و بر بدبختی کسی رقم خورَدْ که ایمان نیاورد و نافرمانی کند.
[1] . سوره طه، آیه 123و 124.
[2] . علل الشرایع، ج۱، ص196 {شبیه این حدیث در الکافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۸، ص285، ح430}.
[3] . تحفالعقول، ص55.
[4] . الأمالی، صدوق، ص249، ح۸.
[5] . تنصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص183، ح 3469.
[6] . وقعه صفین (نصر بن مزاحم)، ص108.
[7] . دلائل الإمامة، ص233.
[8] . قرب الإسناد، ص355، ح1270.
