ویژه

ویژه گیهای حضرت مسلم(ع)

ویژه گیهای حضرت مسلم(ع)

  • ثقه ومورد اعتمادحضرت اباعبد الله(ع)
  • شجاعت
  • تقید کامل به مسائل شرعی
  • تعهد شدید به حضرت اباعبد الله (ع)
  • استقامت فوق العاده در مأموریت
  • خیر خواهی برای امام حسین(ع)

 

جناب مسلم (ع)  15 ماه مبارک رمضان از مکه حرکت وپس از ورود به مدینه  وزیارت قبر پیامبر(ص) و وداع با اهلبیت خود به سمت کوفه عازم شد  وپنجم شوال وارد کوفه گردید  ودر کوفه به خانه مختار ابن ابو عبیده ثقفی که ازسران شیعیان  ودامادحاکم وقت یعنی نعمان ابن بشیر بود شد تا گزندی به او نرسد که البته نشان از آگاهی وهوشمندی  وشناخت اجتماعی او دارد .

هیجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند  تا اینکه به خانه هانی رفت که بیعت کنندگان تا بیست وپنج هزار نفر هم افزایش یافت .

 

  • ثقه ومورد اعتمادحضرت اباعبد الله(ع)

از ویژه گیها وبرجستگیهای حضرت مسلم (ع) مورد وثوق واعتماد اباعبدالله  (ع)بودن است. یعنی سیره وسخن اومورد وثوق حضرت بود، اهل دروغ وخیانت نبود. تصمیم او ، اجرای او ، عمل او ، حکم او ، نقل واثر او مورد اعتماد بود .

مطامع دنیایی ، هوسهای زود گذر، سمتها و مقامهای ناسوتی نمی توانست در او تاثیر بگذارد  ونمی توانست او را از مدار امانت منحرف کند  و نمی توانست  او را به خیانت وا دارد و او هرگز اهل خیانت نبود .

زیرا کسی که اهل خیانت است وبه بیت المال خیانت می کند ویا به اسلام وامام زمان خودخیانت می کند نمی تواند مورد وثوق باشد.

وحضرت مسلم (ع) از هر جهت مورد اعتماد امام حسین (ع)بود و عمل او، رأی او فتوای او ، حکم او هم مورد قبول ومورد تایید است .

حضرت اباعبد الله (ع) در توصیف حضرت مسلم (ع) با بیان جمله  ” ثِقَتی مِن اَهلِبَیتی” بر آن است تا تردید را از شیعیان خود نسبت به حضرت مسلم بر دارد  و از تخریب وتوطئه دشمنان علیه حضرت مسلم (ع) جلوگیری نماید .

آری مسئول وحاکم باید امین باشد  واگر امین نبود نمی شود به او اعتماد کرد .

 

  • شجاعت

جناب مسلم (ع) انسانی شجاع ، نترس ، بی باک که یک تنه می توانست با گروهی از دشمن به جنگد .

محمد اشعث فرمانده ابن  زیاد ومامور از جانب ایشان برای دستگیری مسلم (ع) در پیامی به ابن زیاد که اعتراض کرده بود چرا از من این همه  نیرو طلب می کنی ؟ می گوید :

أتَظُنُّ  انک ارسلتنی الی بقال (تره بار فروش) من بقالی کوفه او الی جرمقانی(عجم پناهنده) من جرامقه الحیره . الم تعلم انک وجهتنی الی بطل (قهرمان) ضرغام (شیرغرنده) ولیث همام(شیرشجاع) وسیف من اسیاف رسول الله .  (مقتل ابی مخنف ، ص35)

(جرامقه جمع جرمقانی گروهی از عجم که اوائل اسلام در موصل مستقر بودند واینها از فرزندان جرموق که او نتیجه حضرت نوح است چون او فرزند آشور وآشور فرزند سام وسام فرزند حضرت نوح بود)

ویا وقتی برابن زیاد وارد می شود سلام نمی کند ودر جواب اعتراض کسی که چرا به امیر سلام نکردی ؟ می فرماید : او امیر من نیست .

ویا در رجز خود می فرماید :

أقسَمتُ  اَن لا اُقتَل اِلّا حُرّاً    وَاِن رَأیتُ المَوتَ شَیئاً نُکراً     کُلُّ امرَیءٍ یَوماً یُلاقی شَرّاً  اَخافُ اَن اُکذَب اَو اُغری(فریب خورده) قسم خوردم جز در حال آزادگی کشته نشوم ؛  هرچند مرگ در نگاهم ناخوشایند باشد . هرانسانی روزی به دیدار مرگ خواهد رفت .   فقط ترس آن دارم که مورد دروغ  یا فریب قرار گیرم.

برخی او را شجاعترین بنی هاشم پس از ائمه (ع) وبرخی او را شجاعترین بنی عقیل خوانده اند (قصه کربلا ، ص94)

 

 

 

  • تقید کامل به مسائل شرعی

به مسائل شرعی خیلی مقید است وهرگز نمی  خواهد مرتکب خلاف شرع شود ودین مردمی بر عهده او بماند که به چند نمونه اشاره می شود.

الف:  وصیت می کند تا با فروش سلاح او قرض او پرداخت شود تا دین کسی بر عهده او نباشد .

ب : آب آلوده به خون را نمی آشامد چون نجس است .وقتی تقاضای آب کرد وبرایش آوردند اما خواست تا بنوشد یک قطره از خون صورتش چکید در آب واب نجس شد واو نخورد وسر انجام بالب تشنه جان داد .

ج :  وقتی طوعه اظهار نارضایتی از نشستن اودم در خانه اش می کند بلند می شود تا تصرف در ملک غصبی نداشته باشد .

د : وقتی فهمید خانواده هانی از کشته شدن ابن زیاد مهمان  در خانه شان ناراضی اند اقدام به قتل نمی کند .

ه : عدم  قتل ابن زیاد در خانه هانی را به حدیثی از پیامبرنسبت می دهد که  پیامبر (ع) فرمود مومن فریب نمی دهد .(الایمان قید الفَتکِ فلا یفتک المومن)

 

چند اقدام حضرت مسلم در کوفه:

  • گرفتن بیعت از مردم برای امام حسین (ع)
  • جمع آری یاران در خفا تا کم کم علنی شد.
  • نوشتن نامه به حضرت اباعبدالله (ع) برای آمدن به کوفه.
  • مبارزه با نیروی ابن زیاد.
  • استقامت در برابر ابن زیاد تا شهادت .

 

روضه حضرت مسلم

اولین فدایی اباعبدالله (ع)  چنانکه حضرت زهرا اولین فدایی حضرت علی (ع) شد

سلام خدا برتو ، سلام فرشتگان وپیامبران  وامامان  وبندگان صالح وهمه شهداء وصدیقین بر تو .  ای شهید مظلوم گواهی می دهم که نماز به پا داشتی  و زکات می دادی وامر به معروف ونهی از منکر می  نمودی  ، اهل جهاد بودی و حق جهاد را ادا کردی  وبرمنهاج مجاهدین جهاد نمودی وخدا از تو راضی  بود  ، وفای به عهد کردی  وجان خود را در یاری حجت خدا دادی .

لعنت خدا  برقاتل تو  وآنکه امربه قتل تو نمود  وآنکه به تو افتراء بست   وآنکه حق ترا پوشاند  وآنکه حرمت ترا سبک شمرد  وآنکه  فریب داد  وآنکه ترا یاری نکرد و ترا تسلیم نمود

سلام بر آن بدن بی سر  و بر آن بدن آغشته به خونت  وسلام بر آن نماز آخرتو .

اما ای مسلم عزیز اگرچه با لب تشنه  شهید شدی  واگرچه سرت از بدن جدا شد  واز بالای دارالاماره به زمین پرت شد  اما سرت بالا ی نیزه نرفته  وبدنت زیرسم اسب ها قرار نگرفته است . لا یوم کیومک یا اباعبد الله السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و…

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله‌‌، او و پدرش را ستوده است. در سخنى که از عقیل و پدرش یاد می‌‌کند، از مسلم هم ستایش می‌‌کند و خطاب به امام على علیه السلام می‌‌فرماید: «فرزند او (مسلم) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشک می‌‌ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می‌‌فرستند».(عبدالله مامقانى، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۱۴.)

 

آن حضرت طى سخنانى و از جمله درباره مسلم بن عقیل، این شهید سرافراز، چنین فرمود: «خدا مسلم را رحمت کند، او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تکلیفش را ادا کرد و آن چه بر دوش ماست، باقى مانده است» ( شبر، جلاءالعیون، ج ۲، ص ۵۲.)

 

امام حسین علیه السّلام در پاسخ به دعوتنامه هاى مکرّر شیعیان و سران کوفه، مسلم را فرا خواند و در نامه‌اى براى مردم کوفه چنین نوشت: «من برادر، پسر عمو و مطمئن‌ترین فرد خانواده‌ام را به سوى شما فرستادم و به وى دستور دادم تا نظر برگزیدگان و خردمندان شما را براى من بنویسد. پس، با پسر عموى من بیعت کنید و او را تنها نگذارید». سپس نامه را به مسلم داد و فرمود: «من تو را به کوفه مى‌فرستم، خداوند هر آنچه را که مورد رضا و علاقۀ اوست براى تو مقدّر خواهد کرد و من امیدوارم که با تو در مرتبۀ شهدا قرار گیریم، پس بر تقدیر پروردگار خشنود باش.» نیز فرمود: «هر گاه به کوفه رسیدى نزد مطمئن‌ترین فرد منزل کن، از خاندان ابوسفیان بر حذر باش و مردم را به اطاعت من فرا خوان. اگر مردم را بر بیعت با من ثابت قدم یافتى بى‌درنگ مرا آگاه ساز تا طبق آن عمل کنم. در غیر این صورت با سرعت باز گرد.» همچنین او را به تقوا، مدارا با مردم و کتمان مأموریت خود سفارش فرمود. پس او را در آغوش گرفت و هر دو گریستند و یکدیگر را وداع گفتند.

 

نکته

 

اینکه او پس از رسیدن به کوفه خانه مختار را انتخاب کرد نشان اطلاعات او به موقعیت اجتماعی است چون اولا مختار شیعه وطرفدار محکم اهلبیت بود وثانیا داماد نعمان ابن بشیر حاکم مدینه بود که این هم کمک خوبی برای صیانت مسلم بود . (قصه کربلا ، ص95)

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا