احادیث

آزادی

آزادی

)یَضَعُ عَنهُم إصرَهُم وَالأغلالَ اللَّتی کانَت عَلَیهِم([1]

بارها و زنجیرهائی که بر گردن‌شان بود، برمی‌دارد.

امام علی7:

لاتَکُنْ عَبدَ غَیرِکَ وَ قَد جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً؛[2]

بنده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید.

مِن تَوفیقِ الحُرِّ اِکتِسابُهُ المالَ مِن حِلِّهِ؛[3]

از موفقیت آزاده این است که مال را از راه حلال به دست آورد.

اَلحُرِّیَّةُ مُنَزَّهَةٌ مِنَ الغِلِّ وَالمَکرِ؛[4]

آزادگی از کینه‌توزی و مکر منزّه است.

لا یَستَرِقَنَّکَ الطَّمَعُ وَ قَد جَعَلَکَ اللهُ حُرّا؛[5]

طمع تو را به بندگی نگیرد که خداوند ترا آزاد آفریده است.

مَن قامَ بِشَرائِطِ العُبودیَّةِ أهلٌ لِلعِتقِ وَ مَن قَصَّرَ عَن اَحکامِ الحُرِّیَّةِ اُعیدَ اِلیَ الرِّقِّ؛[6]

هر کس شرایط بندگی خدا را به جا آورد سزاوار آزادی می‌شود و هر کس در عمل به شرایط آزادی کوتاهی کند، به بندگی(غیرخدا) مبتلا می‌شود.

اَلنّاسُ کُلُّهُمْ اَحْرارٌ وَلکِنَّ اللهَ خَوَّلَ بَعْضَکُمْ بَعْضا؛[7]

مردم همگی آزادند، ولی خداوند بعضی را سرپرست بعضی دیگر قرار داده است.

امام حسین7:

إن لَمْ یَکُنْ لَکُم دینٌ وَ کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا أحرارا في دُنیاکُم؛[8]

اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید، لااقل در دنیای خود آزادمرد باشید.

امام صادق7:

إنَّ الحُرَّ حُرٌّ علی جمیع أحوالِهِ: إن نابَتهُ نائِبَةٌ صَبَرَ لَها، وَ إن تَداکَّت علَیهِ المَصائِبُ لَم تُکسِرهُ وَ إن اُسِرَ وَ قُهِرَ وَ استُبدِلَ بالیُسرِ عُسراً، کَما کانَ یُوسُفُ الصِّدّیقُ الأمینُ صَلَواتُ الله عَلَیهِ: لَم یَضُرر حُرِّیَّتَهُ أنِ استُعبِدَ وَ قُهِرَ وَ اُسِرَ؛[9]

آزاده در همه حال آزاده است: اگر بلا و سختی به او رسد شکیبایی ورزد و اگر مصیبت‌ها بر سرش فرو ریزد او را نشکند هر چند به اسیری افتد و مقهور شود و آسایش را از دست داده و به سختی و تنگدستی افتد. چنان که یوسف صدیق امین، صلوات‌الله علیه، به بندگی گرفته شد و مقهور و اسیر گشت اما این همه به آزادی او آسیب نرساند.

خَمسُ خِصالٍ مَن لَم تَکُن فیهِ خَصلَةٌ مِنها فَلَیسَ فیهِ کَثیرُ مُستَمتَعٍ أوَّلُهَا: اَلوَفاءُ وَالثّانیَةُ التَّدبیرُ وَالثّالِثَةُ الحَیاءُ وَالرّابِعَةُ حُسنُ الخُلقِ وَالخامِسةُ وَ هِیَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصالَ، الحُرِیَّةُ؛[10]

پنج خصلت است که در هر کس یکی از آنها نباشد خیر و بهره زیادی در او نیست: اول: وفاداری دوم: تدبیر سوم: حیا چهارم: خوش‌اخلاقی و پنجم: که چهار خصلت دیگر را نیز در خود دارد آزادی است.

[1] . سوره اعراف، آیه157.

[2] . نهج‌البلاغه، نامه 31.

[3] . غرر الحکم، ج۶، ص36، ح 393.

[4] . غررالحکم، ج1، ص385، ح1485.

[5] . غررالحکم، ح10371.

[6] . غررالحکم، ج1، ص113، ح413.

[7] . کافی، ج4، ص89، ح6.

[8] . بحارالانوار، ط بیروت، ج45، ص51.

[9] . کافی، ج۴، ص89، ح6.

[10] . خصال، ص284، ح33.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا