احادیث

ادب

ادب

)وَ اِذا حُیِیّتُم بِتَحِبَّةٍ فَحَیُّوا بِأحسَنَ مِنها([1]

و چون به شما درود گفته شد، شما به صورتی بهتر از آن درود گویید.

پیامبر گرامی6:

أنَا أدیبُ الله وَ عَليٌّ أدیبی، اَمَرَنی رَبّي بالسَّخاءِ وَالْبِرِّ وَ نَهاني عَن الْبُخْلِ وَالْجَفاءِ وَ ما شَيءٌ اَبْغَضُ إلَي اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلْقِ، وَ إنَّهُ لَیُفْسِدُ العَمَلَ کَما یُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛[2]

من ادب آموخته خدا هستم و علی، ادب آموخته من است. پروردگارم مرا به سخاوت و نیکی کردن فرمان داد و از بخل و سختگیری بازَم داشت. در نزد خداوند عزّ و جلّ چیزی منفورتر از بخل و بداخلاقی نیست. بداخلاقی، عمل را ضایع می‌کند، آن‌سان که سرکه عسل را.

امام علی7:

إنَّ النّاسَ إلی صالِحِ الاَدَبِ اَحْوَجُ مِنْهُمْ إلَي الْفِضَّةِ وَالذَّهَبِ؛[3]

مردم، به ادب (فرهنگ و تربیتِ) درست، نیازمندترند، تا به طلا و نقره.

عَلَیْکُمْ بالاَدَبِ، فَاِنْ کُنْتُمْ مُلوکاً بَرَزْتُمْ وَ إنْ کُنْتُمْ وَسَطاً فُقْتُمْ، وَ إنْ اَعْوَزَتْکُمُ المَعیشَةُ عِشْتُمْ بِاَدَبِکُمْ؛[4]

ادب بیاموزید، زیرا که [در این صورت] اگر پادشاه باشید، برجسته می‌شوید، اگر میانه باشید، سرآمد می‌شوید و اگر تنگ‌دست باشید، با ادبتان گذران زندگی می‌کنید.

اَلنَّفْسُ مَجْبولَةٌ عَلی سوءِ الأدَبِ وَالْعَبْدُ مَأمورٌ بَمُلازَمَةِ حُسْن الأدَبِ وَ‌النَّفْسُ تَجری [بطَبعِها] فی مَیَدانِ المُخالَفَةِ وَ الْعَبدُ یَجْعَدُ بِرَدِّها عَنْ سوءِ الْمُطالَبَةِ فَمَتی اَطْلَقَ عِنانَها فَهُوَ شَریکٌ فی فَسادِها وَ مَنْ اَعانَ نَفْسَهُ فی هَوی نَفسِهِ فَقَدْ اَشْرَکَ نَفْسَهُ فی قَتْلِ نَفْسِهِ؛[5]

نفس آدمی بر بی‌ادبی سرشته شده است و بنده فرمان دارد که پایبند ادب نیکو باشد. نفس آدمی با طینت خود در میدان مخالفت می‌تازد و بنده می‌کوشد آن را از خواسته ناروایش برگرداند، پس هر گاه عنان نفس را رها سازد، شریک تبهکاری اوست و هر کس نفس خود را در خواهش‌هایش یاری رساند، در قتل خود همدستِ نفس شده است.

لاغِنی کَالعَقلِ، و لافَقرَ کالجَهلِ، و لامیراثَ کَالاَدَبِ وَلا ظَهیرَ کالمُشاوَرَةِ؛[6]

هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.

العِلمُ وَراثَةٌ کَریمَةٌ، وَالأدابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ، وَالفِکرُ مِرآةٌ صافِیَةٌ؛[7]

علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه‌ای است صاف.

امام حسن عسکری7:

لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارُ الفَرَحِ عِندَ المَحزونِ؛[8]

اظهار شادی نزد غمدیده، از بی‌ادبی است.

کَفاکَ أدباً تَجَنُّبُکَ ما تَکرَهُ مِن غَیرِکَ؛[9]

در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی‌پسندی، خود را از آن دور کنی.

[1] . سوره نساء، آیه 86.

[2] . مکارم‌الاخلاق، ص17.

[3] . نصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص247، ح5080.

[4] . شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ح۲۰، ص304، ح483.

[5] . مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج11، ص138 ـ مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص247.

[6] . نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، ص478.

[7] . نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، ص469.

[8] . تحف العقول، ص489.

[9] . درة الباهره، ص45 ـ بحارالانوار (ط ـ بیروت) ج۴۴، ص407، ح115.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا