ثروت
ثروت
)وَالَّذینَ في اَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحرُومِ([1]
و همان کسانی که در اموالشان حقی معلوم است برای سائل و محروم.
پیامبر گرامی6:
لاتَزولُ قَدَما عَبدٍ یَومَ القیامَةِ حَتّي یُسألَ عَن اَربَعٍ عَنْ عُمرِهِ فیما اَفناهُ وَ عَن شَبابِهِ فیما اَبلاهُ وَ عَن مالِهِ مِن اَینَ اکْتَسَبَهُ وَ فِیمَا أنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أهْلَ الْبَیْتِ؛[2]
انسان، در روز قیامت، قدم از قدم برنمیدارد، مگر آنکه از چهار چیز پرسیده میشود: از عمرش که چگونه گذرانده است، از جوانیاش که چگونه سپری کرده، از ثروتش که از کجا به دست آورده و چگونه خرج کرده است و از دوستی ما اهل بیت [پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم].
إنَّ الدینارَ وَالدِّرهَمَ اَهلَکا مَن کانَ قَبلَکُم وَ هُما مُهلِکاکُم؛[3]
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساندند و همین دو نیز هلاکتکننده شمایند.
اِنَّ اَحسابَ اَهلِ الدُّنیا هَذا المالُ؛[4]
حَسَب و افتخارات اهل دنیا تنها در همین مال و منالها خلاصه میشود!
عَلیٌّ یَعسوبُ المُؤمِنینَ وَ المالُ یَعسوبُ المُنافِقینَ؛[5]
علی پیشوای مؤمنان و ثروت پیشوای منافقان است.
اَلمُروُءَةُ اِصلاحُ المالِ؛[6]
مردانگی، اصلاح ثروت است.
امام علی7:
إنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی أموالِ الأغنیاءِ أقواتَ الفُقَراءِ فَما جاعَ فَقیرُ إلاّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ وَاللهُ تَعالَي سائِلُهُمْ عَن ذَلِکَ؛[7]
خداوند سبحان خوراک تهیدستان را در اموال توانگران قرار داده، هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به واسطه اینکه ثروتمندی از حق او بهرهمند شده و خدای تعالی در این باره از آنان بازخواست میکند.
لایُکرمُ المَرءُ نَفسَهُ حَتّی یُهینَ مالَهُ؛[8]
انسان تا وقتی که مال خود را حقیر و ناچیز نشمارد به کرامت نفس و بزرگواری دست نخواهد یافت.
اَلمالُ عارِیَةٌ؛[9]
مال و ثروت در دست انسان یک عاریه و امانت است.
کَثَرةُ المالِ تُفسِدُ القُلوبَ وَ تُنشِیءُ الذُّنوبَ؛[10]
مال زیاد، دلها را فاسد میکند و بر گناهان انسان میافزاید.
امام موسی کاظم7:
اِنَّ اَعظَمَ النّاسِ قَدراً اَلَّذی لایَرَیَ الدُّنیا لِنَفسِهِ خَطَراً؛[11]
بالاترین قدر و منزلت را کسی دارا است که دنیا و مادیات در نظر او قدر و منزلتی نداشته باشد.
[1] . سوره معارج، آیات 24 و25.
[2] . خصال، ص253، ح125.
[3] . کافی (طـ الاسلامیه)، ج۲، ص316، ح6.
[4] . شهابالاخبار، ص258.
[5] . الأمالی (طوسی)، ص355، ح735.
[6] . تحفالعقول، ص46.
[7] . منهاج البراعه فی شرح نهجالبلاغه (خویی)، ج21، ص415.
[8] . فهرست غرر، ص377.
[9] . فهرست غرر، ص374.
[10] . فهرست غرر، ص376.
[11] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج2، ص497، ح7.
