دسته‌بندی نشده

شفاعت

شفاعت

)مَا مِن شَفِیعٍ إلاَّ مِنْ بَعْدِ إذْنِهِ([1]

هیچ شفاعتگری نیست مگر پس از اذان او.

 

فَمَا تَنفَعُهُ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ؛[2]

و شفاعت شفاعت کنندگان آنها را سود نبخشد.

پیامبر گرامی 6:

لایَنالُ شَفاعَتي مَن اَخَّرَ الصَّلوةَ بَعدَ وَقتِها؛[3]

کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید.

یَشفَعُ الشَّهیدُ فی سَبعینَ مِن اَهلِهِ؛[4]

شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می‌کند.

اَلشَّفاعَةُ لاتَکُونُ لِاَهلِ الشَّکِ وَالشِّرکِ وَ لا لِاَهلِ الکُفرِ وَالجُحُودِ بَل یَکُونُ لِلمؤمِنینَ مِن اَهلِ التَّوحیدِ؛[5]

شفاعت برای تردیدکنندگان و مشرکان و کافران نیست بلکه برای مؤمن موحّد است.

فاطمه زهرا سلام‌الله علیها:

إذا حُشِرتُ یَومَ القیامةَ أرفَعُ هذا إلی یَدي وَ أشفَعُ في عُصاةِ أُمَّةِ أبی؛[6]

آن‌گاه که در روز قیامت برانگیخته شوم، دستم را بلند می‌کنم گناهکاران امّت پدرم را شفاعت خواهم کرد.

امام باقر7:

لاشَفیعَ لِلمَرأةِ أنجَحُ عِندَ رَبّها مِن رِضا زَوجِها؛[7]

هیچ شفیعی برای زن نزد پروردگارش نجات‌بخش‌تر از رضایت شوهرش نیست.

امام صادق7:

لایَنالُ شَفاعَتُنا مَنِ استَخَفَّ بِالصَّلاةِ؛[8]

هر کس نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما دست نخواهد یافت.

لاتَستَخِفُّوُا بِفُقَراء شیعَةِ عَلِّیٍ فَاِنَّ الرَّجُلَ مِنهُم یَشفَعُ فی مِثلِ رَبیعَةِ وَ مُضِرٍ؛[9]

فقیران از شیعیان علی7 را خوار و سبک نشمارید که همانا یک نفر از آنها به اندازه قبیله ربیعه و مضر را شفاعت خواهد نمود.

مَا اَحَدٌ مِنَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ اِلاَّ وَ هُوَ یَحتاجُ اِلی شَفاعَةِ مُحمَّدٍ6 یَومَ القیامَةِ؛[10]

هیچ کس از اولین و آخرین (مخلوقات) نیست مگر اینکه به شفاعت محمد6 در روز قیامت نیاز دارد.

وَالشَّفاعَةُ جائزَةٌ لَهُم اِذَا ارتَضَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ دینَهُم؛[11]

شفاعت جایزه‌هائی است برای مؤمنین گنه‌کاری که دین آنها مورد رضایت خداوند است.

فرازی از زیارت عاشورا:

اَللّهُمَّ ارزُقنی شَفَاعَةَ الحُسَینِ یَومَ الوُرُودِ؛

خدا شفاعت حسین7 را در روز ورود (به قیامت) نصیبم کن.

[1] . سوره یونس، آیه3.

[2] . سوره مدثر، آیه48.

[3] . محاسن، ج۱، ص80 ـ وسایل الشیعه، ج۴، ص114.

[4] . کنزالعمال، ح 11119.

[5] . میزان‌الحکمه، ج5، ص117.

[6] . عوالم العلوم و المعارف، ج۱۱، ص451.

[7] . وسایل الشیعه، ج۲۰، ص222 ـ خصال، ج2، ص588.

[8] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۳، ص270.

[9] . مشکاة الانوار، ص556.

[10] . المحاسن، ج1، ص293.

[11] . بحارالانوار، ح8، ص40.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا