مشورت
مشورت
)وَ شَاوِرهُم فِی الاَمرِ([1]
و در کارهایتان با آنان مشورت کن
پیامبر گرامی6:
ما یَستَغنی رَجُلٌ عَن مَشوَرَةٍ؛[2]
هیچ کس از مشورت بینیاز نیست.
مَن استَشارَهُ أخوهُ المُؤمِنُ فَلَم یَمحَضهُ النَّصیحَةَ سَلَبَهُ الله لُبَّهُ؛[3]
هر کس برادر مؤمنش با او مشورت کند و او صادقانه راهنمائیش نکند، خداوند عقلش را از او بگیرد.
یا عَلیُّ لاَ تُشَاوِر جَبَاناً فَإنَّهُ یُضَیِّقُ عَلَیکَ المَخرَجَ وَ لاَتُشاوِر البَخِیلَ فَإنَّهُ یَقصُرُ بِکَ عَن غَایَتِکَوَ لاَتُشَاوِر حَریصاً فَإنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ شَرَهاً؛[4]
ای علی با ترسو مشورت مکن، زیرا او راه بیرون آمدن از مشکل را بر تو تنگ میکند و با بخیل مشورت مکن، زیرا او تو را از هدفت باز میدارد و با حریص مشورت مکن، زیرا او حریص بودن را در نظرت زیبا جلوه میدهد.
امام علی7:
خَیرُ مَن شاوَرتَ ذَوُوا النُّهی وَالعِلمِ وَاُولُوا التَّجارُبِ وَالحَزمِ؛[5]
بهترین کسی که با او مشورت کنی کسی است که صاحب عقل و علم و تجربهها و دوراندیشی باشد.
مَنِ استَبَدَّ بِرَأیهِ هَلَکَ وَ مَن شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا؛[6]
هر کس خودرأی شد هلاک میشود و هر کس با افراد صاحبنظر مشورت کند در عقل آنان شریک میشود.
لاتَستَشِرِ الکَذّابَ فَإنَّهُ کَالسَّرابِ یُقَرِّبُ عَلَیکَ البَعیدَ و یُبَعِّدُ عَلَیکَ القَریبَ؛[7]
با دروغگو مشورت نکن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزدیک نشان میدهد و نزدیک را دور.
المُستَشیرُ مُتَحَصِّنٌ مِنَ السَّقَطِ؛[8]
مشورت کننده مصون از خطا است.
ثَلاثً مَن کُنَّ فِیهِ لَم یَندَم: تَرکُ العَجَلةِ، وَالمَشوَرَةُ، وَ التَوَکُّلُ عِندَ العَزمِ عَلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[9]
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشیمان نگردد: 1ـ اجتناب از عجله، 2ـ مشورت کردن، 3ـ و توکل بر خدا در هنگام تصمیمگیری.
المَشورَةُ تَجلِبُ لَکَ صوابَ غَیرِک؛[10]
شور و مشورت، نظریات صحیح دیگران را در اختیار تو میگذارد.
امام سجاد7:
حَقُّ المُستَشِیر إن عَلِمتَ أنَّ لَهُ رَأیاً أشَرتَ عَلَیهِ وَ إن لَم تَعلَم أرشَدتَهُ إلَی مَن یَعلَمُ؛[11]
حقّ مشورت کننده این است، که اگر برای راهنمایی او نظر داری، راهنمائیش کنی و اگر اطلاعی نداشته باشی او را به کسی که (در آن زمینه) آگاهی دارد راهنمایی کنی.)
[1] . سوره آل عمران، آیه 159.
[2] . نهجالفصاحه، ص497، ح1637.
[3] . وسائلالشیعه، ج17، ص208.
[4] . عللالشرایع، ج2، ص559، ح1.
[5] . شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم و دررالکلم، ج3، ص428، ح4990.
[6] . نهجالبلاغه (صبحی صالح)، ص500، قصار 161.
[7] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص442، ح10092.
[8] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص442، ح10068.
[9] . بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج75، ص81، ح74.
[10] . فهرست غرر، ص183.
[11] . خصال، ص570.

