دسته‌بندی نشده

نعمت

نعمت

)وَ اذکُرُوا نِعمَةَ اَللهِ عَلَیکُم([1]

و بیاد آورید نعمتی را که خداوند بر شما ارزانی داشته است.

پیامبر گرامی6:

إنَّ الله یُحِبُّ أن یَری أثَرَ نِعمَتِهِ علی عَبدِهِ؛[2]

خداوند دوست دارد که اثر نعمت خود را در بنده‌اش ببیند.

امام علی7:

صِلَةُ الرَّحِم تُدِرُّ النِّعَمَ وَ تَدفَعُ النِّقَمَ؛[3]

صله رحم، نعمت‌ها را فراوان می‌کند و سختی‌ها را از بین می‌برد.

اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛[4]

سلامتی بهترین نعمت است.

شُکُرکَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ یَقتَضی نِعمَةً أنِفَةً؛[5]

شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه‌ساز نعمت آینده است.

امام صادق7:

ما اَنعَم اللهُ عَلی عَبدٍ مِن نِعمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلبِهِ وَ حَمِدَ اللهَ ظاهِراً بِلِسانِهِ فَتَمَّ کَلامُهُ حَتّی یُؤمَرَ لَهُ بِالمَزیدِ؛[6]

چون خداوند به بنده‌ای نعمت بدهد و او آن را قلباً قدر بشناسد و به زبان سپاس بگوید، هنوز سخنش به پایان نرسیده، فرمان افزایش نعمت برای وی صادر می‌شود.

اَبصَرَ رسول‌الله صلّی‌الله عَلَیهِ وَ آلهِ وَ سَلَّم رَجُلاً شَعثاً شَعرُ رَأسِهِ، وَ سِخَةٌ ثیابُهُ، سَیّئَةُ حالُهُ فَقالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی‌اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: مِنَ الّدینِ المُتعَةُ وَ اِظهارُ النِّعمَةِ؛[7]

پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم مردی را دیدند که موهای ژولیده و جامه‌ای چرکین و سر و وضع نامرتّبی داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمت‌های خدا و آشکار ساختن نعمت جزء دین است.

امام رضا7:

یَا اَیُّهَا النَّاسُ اِتَّقُوا اللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم فَلا تَنفِرُوهَا عَنکُم بِمَعَاصِیهِ؛[8]

ای مردم تقوا را درباره‌ی نعمت‌های الهی رعایت کنید و نعمت‌ها را با گناه و معصیت از خود مرانید.

امام جواد7:

نِعمَةٌ لاتُشکَرُ کَسَیِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛[9]

نعمتی که سپاسگزاری نشود مانند گناهی است که آمرزیده نشود.

ألقُوا النِّعَمَ بِحُسنِ مَجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ؛[10]

نعمت‌ها را به خوبی در اختیار دیگران قرار دهید و با شکرگزاری از آنها، نعمت‌ها را افزایش دهید.

[1] . سوره مائده، آیه7.

[2] . میزان الحکمة، ح20468.

[3] . غررالحکم، ح5836.

[4] . غررالحکم، ح1050.

[5] . نهج‌البلاغه، خطبه 184.

[6] . غررالحکم، احادیث 7688 و 7692.

[7] . کافی، ج6، ص439، ح5.

[8] . عیون اخبار الرضا7/ ج2/ ص169.

[9] . غررالحکم، ج6، ص441، ح10926

[10] . مستدرک الوسائل، ج12، ص369.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا