وظایف حاکم
وظایف حاکم
)اِنّا أنزَلنا اِلَیکَ الکِتابَ بِالحَقِّ لِتَحکُمَ بَینَ النّاسِ بِما أراکَ اللهُ([1]
قرآن و شریعت را بر تو فرستادیم، تا طبق آیین الهی در میان مردم حکومت کنی.
پیامبر گرامی6:
أیَّمَا إمریءٍ وَلِیَ مِن أمرِ المُسلِمینَ وَ لَم یَحُطهُم بِما یَحوطُ بِهِ نَفسَهُ لَم یَرَح رایحَةَ الجَنَّةِ؛[2]
هر کس بخشی از کار مسلمانان را بر عهده گیرد و در کار آنها مانند کار خود دلسوزی نکند، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.
أصلِح وَزیرَکَ فَاِنَّهُ الَّذی یَقُودُکَ اِلَی الجَنَّةِ اَوِ النّارِ؛[3]
وزیر خود را صالح گردان، زیرا همانا او کسی است که تو را به بهشت یا جهنم میبرد.
اَما لایَکُن حَظُّکَ فی وِلایَتِکَ مالاً تَستَفیدُهُ وَ لاغَیظاً تَشتَفیهِ وَلکِن إماتَةُ باطِلٍ وَ اِحیاءُ حَقٍ؛[4]
مبادا هدف تو از فرمانروایی، سودجویی و جمع مال، یا خنک کردن خشمی باشد. بلکه باید هدف تو از بین بردن باطل و احیای حق باشد.
امام علی7:
وَ لاَ تَکُونَنَّ عَلَیهِم سَبُعاً ضَارِیاً تَغتَنِمُ أکلَهُم فَإنَّهُم صِنفَانِ إمَّا أخٌ لَکَ فِی الدِّین وَ إمَّا نَظیرٌ لَکَ فِی الخَلق یَفطُرطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعرضُ لَهُمُ العِلَلُ وَ یُؤتَی عَلَی أیدِیهِم فِی العَمدِ الخَطإ فَأعطِهِم مِن عَفوکَ وَ صَفحِکَ مِثلَ الَّذِی تُحِبُّ وَ تَرضَی أن یُعطِیَکَ اللهُ مِن عَفوِهِ وَ صَفحِهِ؛[5]
رفتارت با مردم، هرگز چونان حیوانی وحشی و شکاری نباشد که خوردن آنها را غنیمت بشماری، چرا که مردم دو دستهاند، با برادران دینی تو هستند و یا در خلقت شبیه تو میباشند. پس اگر گناهی از آنان سر میزند یا مشکلاتی بر آنان عارض میگردد، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی مرتکب میشوند، آنان را ببخشای و بر آنها آسان گیر، آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد.
وَ جلِس لَهُمُ العَصرَینِ وَ اَفتِ مُستَفتٍ وَ عَلِّمِ الجاهِلَ وَ ذاکِرِ العالِمَ وَ لایَکُن لَکَ اِلَی النّاسِ سَفیرٌ اِلاّ لِسانُکَ وَ لا حاجِبٌ الاّ وَجهُکَ وَلاتَحجُبَنَّ ذا حاجَةٍ عَن لِقائِکَ بِها؛[6]
عصرها بین مردم بنشین، به سؤالات شرعی آنان پاسخ ده و به نادانان بیاموز و با دانشمندان سخن بگو. نباشد سفیری بین تو و مردم جز زبانت، و نیز حاجبی میان تو و آنان جز چهره خودت نباشد، و هیچ صاحب حاجتی را از ملاقات با خودت محروم نساز.
وَ اَمّا بَعدُ فَلا تُطَوِّ لَنَّ اِحتِجابَکَ عَن رَعِیِّتِکَ فَاِنَّ احتِجابَ الوُلاةِ عَنِ الرَّعِیهِ شُعبَةٌ مِنَ الضّیقِ وَ قِلَّةُ عِلمٍ بِالاُمُورِ؛[7]
و اما بعد، فاصلهات را از مردم طولانی نکن، زیرا جدایی حاکمان از مردم باعث میشود حاکمان در تنگنا قرار بگیرند و به بسیاری از مسائل و امور آگاه نشوند.
اُنظُر فِی اُمورِ عُمّالِکَ فَاستَعمَلَهُم اِختَباراً، وَ لا تَوَلَّهُم مُحاباةٍ وَ أثَرَهٍ، فَاِنَّهُم جِماعُ مَن شَعَبِ الجَورِ وَ الخِیانَةِ، وَ تَوَخّ مِنهُم أهلِ التَّجرُبَةِ وَ الحَیاءِ، مِن أهلِ البُیوتاتِ الصّالِحَةِ وَالقَدَمِ فِی الاِسلامِ المُتَّقَدَّمَة؛[8]
سپس در امور کارگزارانت نظر کن: آنان را با آزمایش (و تحقیق و کشف صلاحیت) به کار بگمار، نه از روی بخشش بیعلت و استبداد، زیرا آنان مجموعهای از شعبههای ظلم و خیانتاند. از میان مردم کسانی را برای کارگزاری انتخاب کن که تجربه و حیا دارند از خاندانهای صالح و صاحب قدمهای مفید در اسلاماند.
[1] . سوره نساء، آیه 105.
[2] . کنزالعمال، ج6، ص20، ح14654.
[3] . بحارالانوار، ج74، ص166.
[4] . مناقب، ج2، ص101.
[5] . نهجالبلاغه (صبحی صالحی)، نامه 53، ص427ـ428.
[6] . مستدرک الوسائل، ج9، ص358.
[7] . نهجالبلاغه، نامه 53.
[8] . نهجالبلاغه، نامه 53.