آراستگی ظاهردینی
آراستگی ظاهردینی
انسان مومن که باطن ایمانی دارد لازم است ظاهر ایمانی هم داشته باشد وآراستگی ظاهری او هم مثل آراستگی باطنی لازم است یعنی اینکه چنانکه دستور دین در امور باطنی لازم الرعایه است در امور ظاهری هم لازم الرعایه است .
وبه عبارتی همان دین که می گوید قلب خود را از حقد،حسد ، عجب ،کبر، بدخواهی و امثال آن حفظ کن همانطور می گوید ظاهر خود را اعم از چشم و گوش و زبان و صورت حفظ کن .گوش را از صدای ممنوع و چشم را از نگاه حرام و زبان را از سخن ناروا و صورت را از تیغ و تراش غیر مجاز مصون دار.
اگر چه آراستگی ظاهری ،شامل بهداشت ظاهری و لباس و امثال آن می شود ولکن مقصود ما از این عنوان بیشتر رعایت واجبات و ترک محرمات در شاکله به ویژه محاسن و ریش است .اگر انسان مسلمان همه امور یادشده را داشته باشد اما محاسن را مراعات نکند و ریش خود را از بیخ بزند و تازه سبیل آنچنانی هم بر آن بیفزاید در عرف مسلمان ناپسند و جامعه دینی او را منکر می داند به ویژه متدینین نسبت به او تا پای امر به معروف و نهی از منکر هم پیش می روند .
مسئله رعایت ظاهر اسلامی برای انسان مثل سجده در نماز است . در سجده هفت جای بدن باید روی زمین باشد و همه هم لازم اند و هر کدام نباشد برای سجده نقص است ولکن پیشانی از همه مهمتر بلکه منحصر به فرد است چرا که اگر آن شش جزء دیگر در زمین باشد ولی پیشانی نباشد حتی سهوا هم نباشد سجده اش کأن لم یکن و نماز باطل است .
حقیقت این است که انسان مسلمان اگر آن ظاهر یادشده را داشته باشد یعنی از بهداشت سیما و لباس و حتی مشی ومرام دینی برخوردار باشد ولکن در تراش ریش رعایت و جوب و حرام نکند علاوه بر آنکه در نگاه شرع معصیت کار و در نزد علماء ظاهر الفسق است در نزد متشرعه و مردم هم منکر و ناپسند است و این ناپسندی و انکار مردم برای انسان مومن یک نقیصه است.
به راستی ، چهره آلوده به گناه یعنی محاسن تراشیده ،سبیل باقی گذاشته بلند ،در عرف دینی جامعه از یک نوع کراهت و اشمأزاز برخوردار است و مردم مومن آن را نمی پسندند و از آن روی گردانند و به نحوی آن را ناخوش دارند و آن چهره را کریه و غیر دینی می انگارند .
مثلا اگر در جمعی اعلام شود آماده باشید تا انسان مومن و صالح وارد می شود اما ناگهان به بینند که کسی وارد شد با صورت صاف شده از تیغ و سبیل کلفت تعجب نموده ، اعراض می نمایند بلکه اعتراض نموده زبان به انکار می گشایند .
و حتی فقهای عظام نه تنها تراش ریش را حرام و ترک آن را احتیاط واجب می شمارند بل هر کس که تخلف کند و عامدانه اقدام به تراش ریش نماید ،حکم به فسق او نموده و احیانا نماز خواندن پشت سر او را برخی دچار اشکال می دانند .
در منابع دین از مومن انتظار “سیمای صالحان” می رود یعنی مومن علاوه بر آنکه سیره صالحان دارد،باید سیمای صالحان هم داشته باشد.
اگر روایات مربوط به تراش ریش و بقاء شارب در بحار الانوار و وسائل الشیعه و علل الشرایع وامثال آن ملاحظه شود ،دیده خواهد شد که نهی تراش ریش پیش از انکه به مضرات و زیانهای ناشی از تراش ریش به پردازد به چگونگی سیما و صورت می پردازد .
یعنی بر حذر می دارد از تشبه به یهود ، مجوس و اعداءدین و به تعبیری می خواهد بگوید چهره ئی از خود به نمایش نگذارید که چهره اعداء دین باشد بلکه چهره اسلامی می باشد و چهره ئی باشد که از حضرت ابراهیم به یادگار مانده و اسلام هم آن را تائید نموده است.
به عنوان مثال مرحوم صاحب وسائل در جلد 1 صفحه 424 پایان باب (عدم جواز حلق اللحیه)می فرماید:
” اقول و تقدم ما یدل علی ذالک و یاتی ما یدل علیه وعلی تحریم مشاکلة اعداء الدین و سلوک طریقتهم و تشبه الرجال بالنساء…”
می گویم در گذشته هم حدیثی داشتیم که دلالت بر حرمت می کرد ودر اینده هم حدیثی ذکر خواهیم کرد که دال بر حرمت است و همچنین آن حدیثهایی که دلالت می کنند بر تحریم هم قیافه شدن با دشمنان دین و هم سلوک شدن با آنان و نیز تشبه مردان به زنان و…
امام صادق (ع) ذیل آیه « وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَـتٍ » فرمود:
… ثُمَّ أنزَلَ عَلَيهِ الحَنيفِيَّةَ، وهِيَ الطَّهارَةُ، وهِيَ عَشَرَةُ أشياءَ: خَمسَةٌ مِنها فِي الرَّأسِ ، وخَمسَةٌ مِنها فِي البَدَنِ؛
فَأَمَّا الَّتي فِي الرَّأسِ: فَأَخذُ الشّارِبِ، وإعفاءُ اللِّحى، وطَمُّ الشَّعرِ، وَالسِّواكُ، وَالخِلالُ.
وأمَّا الَّتي فِي البَدَنِ ؛ فَحَلقُ الشَّعرِ مِنَ البَدَنِ ، وَالخِتانُ ، وتَقليمُ الأَظفارِ ، وَالغُسلُ مِنَ الجَنابَةِ ، وَالطَّهورُ بِالماءِ.
فَهذِهِ الحَنيفِيَّةُ الطّاهِرَةُ الَّتي جاءَ بِها إبراهيمُ ، فَلَم تُنسَخ ولا تُنسَخُ إلى يَومِ القِيامَةِ ، وهُوَ قَولُهُ : « وَاتَّبِع مِلَّةَ إِبْرَ هِيمَ حَنِيفًا».
سپس بر او سنت حنیف وپاک دهگانه فرستاد که پنج مورد از آن در سر، و پنج مورد ديگر در تن است .
امّا آن پنج مورد كه در سر است، عبارتند از: گرفتن سبيل، وانهادن ريش، كوتاه كردن موها، مسواك زدن، و خلال كردن.
آن پنج مورد كه در تن است نيز عبارتند از: تراشيدن موهاى بدن، ختنه كردن، كوتاه كردن ناخنها، غسل جنابت، و طهارت گرفتن با آب.
اين سنت دهگانه ، همان آيين حنيفِ پاكى است كه ابراهيم آورد که نه تا کنون نسخ شده است و نه تا روز قيامت نسخ خواهد شد. اين معناى كلام خداوند است كه فرمود: “از آيين حنيف ابراهيم، پيروى كن.” (وسائلالشيعه،ج ۲،ص۱۱۷- بحار،ج۱۲ ،ص۵۶- دانش نامه احاديث پزشكي ،ج۱،ص۵۳۴)
حاصل آنکه ظاهر دینی ، قیافه اسلامی و باقی گذاشتن ریش در حد مناسب عقلا ئی و پرهیز از تراش آن ،سیمائی است که می توان از آن تعبیر به سیمای صالحان نمود و افراد مومن باید به آن متعهد باشند.
