طلاق
طلاق
)الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإمساک بِمَعرُوفٍ أو تَسریح بِإحسانٍ([1]
طلاق دوبار است (و برای بار سوم قابل رجوع و آشتی نیست، بنابراین) یا باید زن را به گونهای که معروف و متعارف است، نگاهداری کرد، یا او را به احسان و نیکوکاری رها نمود.
پیامبر گرامی6:
ما أحَلَّ اللهُ شیئاً أبغَضَ إلَیهِ مِن الطَّلاقِ؛[2]
خداوند چیزی را که نزد او منفورتر از طلاق باشد، حلال نکرده است.
إنّش اللهَ یُبغِضُ الطلاقَ و یُحِبُّ العَتاقَ؛[3]
خداوند طلاق دادن را دشمن و آزاد کردن بنده را دوست دارد.
اُوصانِی جَبرَئیلُ عَلَیهالسَّلامِ بِالمَرأةِ، حَتّی ظَنَنتُ أنَّهُ لایَنبَغی طَلاقُها اِلاّ مِن فاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ؛[4]
جبرئیل علیهالسلام پیوسته مرا درباره زن سفارش میکرد، چندان که گمان کردم طلاق دادن او جز در صورت ارتکاب فحشای آشکار روا نیست.
اَلا و اِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَ رَسُولَهُ بَریئانِ مِمَّن اَضَرَّ بِاَمرَاَةٍ حَتّی تَختَلِعَ مِنهُ؛[5]
آگاه باشید که خدای عزّ و جلّ و پیامبر او از کسی که به زنی آزار برساند تا اینکه آن زن از او طلاق خُلع بگیرد، بیزارند.
إنَّ اللهَ لایُحِبُّ الذَّوّاقِینَ ولا الذَّوّاقاتِ؛[6]
خداوند مردان و زنانی را که مرتّباً تغییر همسر میدهند دوست ندارد.
امام باقر7:
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ؛[7]
خداوند عزّ و جلّ از مردانی که زن زیاد طلاق میدهند و هر از چند گاهی زنی اختیار میکنند، نفرت دارد.
امام صادق7:
ما مِن شَیءٍ مِمّا أحَلَّهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أبغَضَ إلَیهِ مِن الطلاقِ، وَ إنَّ اللهَ یُبغِضُ المِطلاقَ الذَّوّاقَ؛[8]
از چیزهایی که خداوند عزّ و جلّ حلال فرموده هیچ چیز نزد او منفورتر از طلاق نیست. خداوندی مردی را که زن زیاد طلاق میدهد و پیوسته تغییر همسر میدهد دشمن دارد.
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ البیتَ الَّذی فیهِ العُروسُ، و یُبغِضُ البیتَ الَّذی فیهِ الطلاقُ، و ما مِن شَیءٍ أبغَضَ إلی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِن الطلاقِ؛[9]
خداوند عزّ و جلّ خانهای را که در آن عروسی باشد دوست دارد و خانهای را که در آن طلاق باشد، دشمن دارد و نزد خداوند عزّ و جلّ چیزی منفورتر از طلاق نیست.
امام رضا7:
و عِلَّةُ الطلاقِ ثلاثا لِما فیهِ مِن المُهلَةِ فیما بینَ الواحِدَةِ إلی الثلاثِ: لرَغبَةٍ تَحدُثُ أو سُکونِ غَضَبٍ إن کانَ؛[10]
علت مقرر شدن سه بار طلاق این است که از طلاق اوّل تا سوم فرصتی است برای آنکه میل و رغبتی به از سر گرفتن زندگی زناشویی پیش آید یا اگر عصبانیت و خشمی در کار بوده فروکش کند.
[1] . سوره بقره، آیه 229.
[2] . کنزالعمّال: 27871.
[3] . کنزالعمّال: 27870.
[4] . کافی، ج5، ص512، ح6.
[5] . بحارالانوار، ج76.
[6] . کنزالعمّال: 27876.
[7] . الکافی: 4/55/6.
[8] . الکافی: 2/54/6.
[9] . الکافی: 3/54/6.
[10] . عللالشرائع: 1/507.
