علائم حتمی ظهور
علائم حتمی ظهور
)اِنَّ اَمرُ القائِمِ حَتمٌ مِنَ اللهِ وَ اَمرٌ السُّفیانِی حَتمٌ مِنَ اللهِ وَ لایَکُونُ قائِمِ اِلاّ بِسُفیانِی([1]
ظهور قائم، از ناحیه خداوند، قطعی و خروج سفیانی نیز، از جانب خداوند قطعی است و قائمی جز با سفیانی وجود ندارد.
امام باقر7:
قُلتُ لِابی جَعفَر خُروجُ السُّفیانی مِن المَحتومِ؟ قالَ نَعَم وَالنِداءُ مِنَ المَحتومِ وَ طُلوعُ الشَّمسِ مِن مَغرِبِها مِنَ المَحتُومِ وَ اختِلافُ بَنی العَبّاسِ فِی الدُّولَةِ مِنَ المَحتُومِ وَ قَتَلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ مَحتومٌ وَ خُروُجُ القائِمِ مِن آلِ مُحَمَّدٍ مَحتومُ؛[2]
به امام باقر7 گفتند: آیا خروج سفیانی حتمی است؟ فرمودند آری، صیحه آسمانی نیز از علایم حتمی است و طلوع خورشید از مغرب حتمی است. اختلاف بین بنیعباس در رابطه با حکومت، حتمی است. کشته شدن نفس زکیه حتمی است، قیام قائم آل محمد صلیالله علیه و آله حتمی است.
فَیَدعُو رَجُلاً مِن أصحَابِهِ فَیَقُولُ لَهُ امضِ إلَی أهلِ مَکَّةَ فَقُل یَا أهلَ مَکَّةَ أنَا رَسُولُ فُلانِ إلَیکُم وَ هُوَ یَقُولُ لَکُم إنَّا أهلُ بَیتِ الرَّحمَةِ وَ مَعدِنُ الرِّسالَةِ وَ الخِلاَفَةِ فَإذَا تَکَلَّمَ هَذَا الفَتَی بِهَذا الکَلاَمِ أتَوا إلَیهِ فَذَبَحُوهُ بَینَ الرُّکنِ وَ المَقَامِ وَ هِیَ النَّفسُ الزَّکِیَّة…؛[3]
امام مهدی، مردی از یارانش را فرا میخواند و میفرماید: به سوی اهل مکه برو و به آنان بگو: «ای مردم مکه! من فرستاده فلان هستم و پیام او چنین است: «ما خاندان رحمت و جایگاه رسالت و خلافت هستیم…» وقتی سخن این جوان تمام میشود، به او هجوم میآورند و او را در میان رکن و مقام سر میبرند؛ و او همان نفس زکیه است.
تَنزِلُ الرّایاتُ السُّودُ الَّتی تَخرُجُ مِن خُراسان اِلیَ الکُوفَةِ، فَاِذا ظَهَرَ المَهدیُّ بَعَثَ اِلَیه بِالبَیعَةِ!؛[4]
پرچمهای سیاهی از ناحیه خراسان بیرون میآید و به جانب کوفه به حرکت درمیآید. پس چون مهدی(عج) ظاهر شود، اینان وی را دعوت به بیعت میکنند.
إذا خَرَجَ أسنَدَ ظَهرهُ اِلَی الکَعبةِ وَ اجتَمع لَهُ ثلاثُمأةِ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رجَلاً. فَأوَّلُ ما یَنطِقُ بِهِ هذِهِ الإیة «بَقیةُ الله خیرٌ لَّکُم اِن کُنتُم مُؤمِنینَ.»؛[5]
زمانی که حضرت ظهور میکند به خانه کعبه تکیه میدهد و در خدمتش سیصد و سیزده نفر (یاران به تعداد لشکریان بدر) حضور پیدا میکنند. اول سخن حضرت آیه شریفه است: «بقیَّةَ اللهِ خیرٌ لکُم اِنَّ کُنتُم مُؤمِنین».
امام صادق7:
إنَّ القائِمَ یُنادَی باسمُهُ لَیلَةَ ثَلاَثٍ وَ عِشرینَ وَ یَقُومُ یَومَ عاشُوراءَ یَومَ قُتِلَ فِیهِ الحُسَینُ بنُ عَلِی؛[6]
قائم در شب 23 ماه رمضان به نامش، ندا داده میشود و در روز عاشورا قیام میکنند.
خُرُوجُ الثَّلاثَةِ، اَلخُراسانِی وَالسُّفیانِی وَالیَمانِی فِی سَنَةٍ واحِدَةٍ فِی شَهرٍ واحِدِ، فِی یَومٍ واحِدٍ وَ لَیسَ فیها رایةً بَأهدی مِن رایةِ الیَمانی یَهدی اِلَی الحَقٌ؛[7]
خروج سه کس: قیام خراسانی و سفیانی و یمانی، در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود و در این میان، هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی، به حق و هدایت دعوت نمیکند.
علائم قبل و بعد از ظهور
)وَ قُل جَاءَ الحَقِّ وَ زَهَقَ الباطِلِ إنَّ الباطِلَ کَانَ زَهُوقاً ([8]
بگو حق آمد و باطل از بین رفت، همانا باطل نابود شدنی است.
پیامبر گرامی6:
مِن ذُرُّیَتی المهدی اِذا خَرجَ نَزَل عیسَیبنُ مریمَ(علیهالسلام) لِنُصرتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صلّی خَلفَهُ؛[9]
مهدی علیهالسلام از فرزندان من است، زمانی که قیام میکند عیسیبن مریم(علیهالسلام) جهت نصرت و یاری او (از آسمان) فرود میآید و حضرتش را برای نماز مقدّم میدارد و به او اقتدا مینماید.
امام علی7:
فَإنَّ عَلامَةَ ذلِکَ اِذا اَماتُ النّاسَ الصَّلاةَ وَ أضَاعَوا الاَمانَةَ وَاستَحلّوُا الکَذِبَ وَاَکلُوا الرِبا و اُخِذُوا الرَّشا وَ شَیِدُوا البَنیانِ وَ باعُوا الدّیدنِ بِالدُّنیا وَاستَعمَلوا السُفهاءِ وَشاوَروُا النِّساءِ وَ قَطَّعوا الاَرحامَ وَاتَّبَعوا الاهَواءِ وَاستَخِفّوا بِالدِّماءِ…؛[10]
علامت (خروج و قیام دجال) زمانی است که مردم نماز را ترک کنند [و در میان مردم بمیرند]، امانتها را ضایع کنند؛ دروغ گفتن را حلال شمارند؛ ربا بخورند؛ رشوه بگیرند؛ ساختمانها را محکم سازند و دین را به دنیا فروشند؛ مردمان کم عقل را بر کارها گمارند؛ زنان را در کارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار دهند؛ قطع صله ارحام کنند؛ از هوا و هوس پیروی کنند و [کشتار و] خونریزی را کوچک شمارند.
امام صادق7:
لَیسَ بَینَ قِیامِ قائِمِ آلِ مُحمدٍ(علیهالسلام) وَ بینَ قَتلِ النّفسِ الزّکِیّةِ الاّ خَمسَ عَشَرَةَ لیلةً؛[11]
فاصله میان قیام قائم آل محمد(علیهالسلام) و شهادت «نفس زکیّه» تنها پانزده روز خواهد بود.
قَبلَ قیامِ القائمِ (علیهالسلام) خَمسُ علاماتٍ مَحتُوماتٍ. اَلیمانی وَالسُّفیانی والصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِیَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداً؛[12]
پیش از ظهور حضرت قائم(علیهالسلام) وقوع این پنج علامت حتمی است: ظهور یمانی (از یمن)، سفیانی (از شام)، صیحه و فریاد آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه (سیدی بزرگوار در مسجدالحرام) و فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء (بیابان میان مکه و مدینه).
قُدّامُ القائِمِ مَوتَتان: مَوتٌ احمرُ وَ موتٌ اَبیضُ حتّی یَذَهَبَ مِن کُلِّ سبعةٍ خمسةٌ اَلموتُ الأحمَرُ السَّیفُ والمُوتُ الإبیَضُ الطّاعونُ؛[13]
پیش از قیام حضرت، دو نوع مرگ و میر خواهد بود: یکی مرگ سرخ و دیگر مرگ سفید آنچنان (سهمگین و هولناک) که از هر هفت نفر پنج نفر از بین خواهند رفت! مرگ سرخ با شمشیر (اسلحه) و مرگ سفید بیماری (همهگیر) طاعون است.
دارُ مُلکِهِ الکوفةُ و مَجلِسُ حُکمِهِ جامِعُها وَ بیتُ سَکَنِهِ و بَیتُ مالِهِ مسجدُ السَّهلةِ؛[14]
مقرّ خلافت و حکومت حضرت شهر کوفه است و مجلس حُکم و قضاوتش مسجد اعظم آن، و بیتالمال و محلّ سکونت ایشان مسجد سهله خواهد بود.
إذا قامَ القائمُ لایبقی ارضٌ اِلاّ نُودِیَ فیها شَهادَةُ «إن لاالهَ اِلاّ اللهُ وَ أنَّ مُحمداً رسولُ الله صلی الله علیهِ وَ آله و سلّم»؛[15]
زمانی که حضرت قیام میکند سرزمینی باقی نمیماند جز اینکه ندای (رسای) شهادتین «لا اله الا الله محمد رسولالله (صلیالله علیه و سلّم)» از آن برخواهد خواست.
علم و جهان پس از ظهور
)وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنَّ الأرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ([16]
در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانی سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما به ارث میبرند.
پیامبر گرامی6:
وَ یَذهَبُ الزِّنی وَ شَربُ الخَمرِ وَ یَذهَبُ الرِّبا وَ یُقبِلُ النّاسُ عَلَی العِباداتَ وَتُؤَدِّی الأماناتِ، وَ تَهلُکُ الأشرارُ وَتَبقی الأخیارُ؛[17]
(در دوران حکومت مهدی(عج)) زنا، شرابخواری و رباخواری از بین میرود. مردم به عبادت و اطاعت روی میآورند. امانتها را به خوبی رعایت میکنند. اشرار مردم نابود میشوند و افراد صالح باقی میمانند.
امام باقر7:
اِذا قامَ قائِمَنا وَضَعَ یَدَهُ عَلی رُؤوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولُهُم وَ کَمُلَت بِها اَحلامُهُم؛[18]
هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگانِ گذارد، تا خِرَدهای آنها بیشتر شده و فکرشان کامل گردد.
امام صادق7:
العِلمُ سَبعَةٌ وَ عِشرونَ حَرفاً فَجَمیعُ مَا جَاءَت بِهِ الرَّسُلُ حَرفَانِ، فَلَم یَعرِفِ النَّاسُ حَتَّی الیَومِ غَیرَ الحَرفَینِ، فَإذا قَامَ القَائِمُ(ع) أخرَجَ الخَمسَةَ وَ العَشرینَ حَرفاً فَبَثَّهَا فِی النّاسِ، وَ ضَمَّ إلَیها الحَرفَینِ حَتَّی یَبُثَّها سَبعَةً وَ عَشرینَ حَرفاً؛[19]
علم، بیست و هفت حرف است. همه آنچه تا به امروز رسولان الهی آوردهاند، تنها دو حرف است و مردم بیش از این دو حرف نمیدانند. هر گاه قائم ـ عجلالله تعالی فرجه الشریف ـ قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را به اضافه آن دو حرف ارائه و در میان مردم اشاعه و آموزش میدهد.
اِنَّ المُؤمِنَ فی زمانِ القائِمَ، وَ هُوَ المَشرِقِ، لِیَری اَخاهُ الَّذی هُوَ فِی المَغرِبِ، وَ کَذَا الَّذی فِی مَغرِبٍ یَرَی اَخَاهُ فِی المَشرِقِ؛[20]
شخص مؤمن در زمان قائم عجلالله تعالی فرجه الشریف اگر در مشرق باشد و برادر او در مغرب، از مشرق او را در مغرب میبیند و اگر در مغرب باشد و برادرش در مشرق، او را میبیند.
اِذا قامَ القائِمُ بَعَثَ فی اَقالیمِ أرضٍ فی کُلِّ اِقلیمٍ رَجُلاً یَقُولُ عَهدُکَ فی کَفِّکَ فَاِذا اَوارِدَ عَلَیکَ مالا تَفهَمَهُ وَ لاَ تَعَرِفُ اَلقَضاءَ فیهِ فَانظُر اِلی کَفِّکَ وَاعمَل بِما فیها؛[21]
وقتی امام زمان عجلالله تعالی فرجه شریف به حکومت رسید برای هر ناحیهای فردی میگمارد و آن را به آنجا میفرستد و میگوید عهدنامه تو در کف دست توست وقتی به یک مسألهای برخورد کردی که نمیدانی حکمش چیست و نمیتوانی آن را بررسی کنی و دستور و راهحل آنرا بلد نیستی به کف دستت نگاه کن و به آنچه که در آن است عمل کن.
امام زمان7:
فَیَومَئِذٍ لا یَبقی عَلی وَجِهِ الأرضِ اِلاّ مُومِنٌ قَد اَخلَصَ قَلبَهُ لِلأیمانِ؛[22]
آن روز (پس از ظهور) روی زمین به جز مؤمنی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده است، کسی نمیماند.
[1] . امام سجاد7: بحارالانوار، ج52، ص82.
[2] . ارشاد مفید، ج3، ص347.
[3] . بحارالانوار، ج52، ص307.
[4] . بحارالانوار، ج 52، ص 217.
[5] . اعلام الوری، ص 433.
[6] . بحارالانوار، ج52، ص290.
[7] . غیب نعمانی، ص252.
[8] . سوره اسراء، آیه81.
[9] . امالی صدوق، ص181.
[10] . بحارالانوار، ج52، ص193.
[11] . وسائلالشیعه، ج2، ص5، ح1300.
[12] . الزام الناصب، ج2، ص136 ـ بحار، ج52، ص204.
[13] . نهجالفصاحه، ح1975.
[14] . بحار، ج53، ص11.
[15] . مکارمالاخلاق، ص50 ـ بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج73، ص137.
[16] . سوره توبه، آیه 73.
[17] . علی ابن طاووس، الملاحم و الفتن، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ص54.
[18] . کمالالدین و تمام النعمه، مؤسسه نشر اسلامی، ج2، ص675.
[19] . مختصر البصائر، ص320.
[20] . بحارالانوار، ج52، ص391.
[21] . بحارالانوار، ج52، ص365.
[22] . محمدباقر مجلسی، پیشین، ج53.