عیادت مریض
عیادت مریض
) عائِدُ المَریضِ یَخوضُ فِي الرَّحمَةِ ([1]
عیادت کننده از بیمار، در رحمت خدا غوطهور میشود.
پیامبر گرامی6:
إنَّ اللهَ تَعالی یَقولُ یَومَ القیامَةِ: یَا بنَ آدَمَ مَرِضتُ فَلَم تَعُدني! قالَ: یا رَبِّ کَیفَ أعودُکَ وَ أنتَ رَبُ العالَمینَ؟! قالَ: أما عَلِمتَ أنَّ عَبدی فُلانا مَرِضَ فَلَم تَعُدهُ؟! أما عَلِمتَ أنَّکَ لَو عُدتَهُ لَوَجَدتَني عِندَه؟!؛[2]
خداوند متعال روز قیامت میفرماید: فرزند آدم! بیمار شدم به عیادتم نیامدی عرض میکند پروردگارم! چطور ترا عیادت کنم در حالیکه تو پروردگار عالم هستی؟ خداوند میفرماید آیا نمیدانی بندهام فلانی بیمار شد و تو به عیادتش نرفتی؟ و آیا نمیدانی که اگر به عیادتش میرفتی مرا در آنجا مییافتی؟
عائِدُ المَریضِ فی مَخرَفَةِ الجَّنَةِ حَتّی یَرجِعَ؛[3]
عیادت کننده از بیمار در بستانی بهشتی است تا زمانی که باز گردد.
قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَن مَرِضَ ثَلاثاً فَلَم یَشکُ إلَي أحَدٍ مِن عُوّادِهِ أبدَلتُهُ لَحماً خَیراً مِن لَحمِهِ وَ دَماً خَیراً مِن دَمِه؛[4]
خداوند عز و جل فرمود هر که سه روز بیمار شود و به هیچ یک از عیادت کنندگانش شکایت نکند گوشتی و خونی بهتر از آنچه دارد جایگزینش میکنم.
عُودوا المَریضَ واتَّبِعوا الجَنازَةَ یُذَکِّرکُمُ الآخِرَةَ؛[5]
به عیادت بیمار بروید و در تشییع جنازه شرکت کنید، که شما را به یاد آخرت میاندازد.
عائِدُ الْمَریضٍ یَخوضُ فِی الْبَرَکَةِ فَإذَا جَلَسَ انْغَمَسَ فیها؛[6]
عیادت کننده بیمار، در برکت فرو میرود و چون نزد بیمار بنشیند، در آن غوطهور میشود.
امام صادق7:
مَن عَادَ مَریضاً شَیَّعَهُ سَبعونَ ألفَ مَلَکٍ یَستَغفِرونَ لَهُ حَتّي یَرجِعَ إلی مَنزِلِهِ؛[7]
هر کس به عیادت بیمار برود، هفتاد هزار فرشته او را مشایعت میکنند و برایش آمرزش میطلبند تا آنگاه که به منزل خود برگردد.
مَولی لِجَعفَربن مُحَمَّدِ عَلیهِمَا السَّلامُ مَرِضَ بَعضُ مَوالیهِ فَخَرَجنا إلَیهِ نَعودُهُ وَ نَحنُ عِدَّةٌ مِن مَوالی جَعفَر فَاستَقبَلَنا جَعفَرٌ عَلیهِالسَّلامُ فِی بَعضِ الطَّریق فَقالَ لَنا أینَ تُریدونَ؟ فَقُلنا: نُریدُ فُلانا نَعودُهُ فَقالَ لَنا: قِفوُا، فَوَقَفنا، فَقالَ: مَعَ أحَدِکُمْ تُفّاحَةٌ أو سَفَر جَلَةٌ أو اُترُجَّةٌ أو لُعقَةٌ مِن طیبٍ أو قِطعَةٌ مِن عُودِ بُخورٍ؟ فَقُلنا: ما مَعَنا شَيْءٌ: مِنْ هذا،فَقالَ: أما تَعلَمونَ أنَّ المَریضَ یَستَریحُ إلي کُلّ ما أدخِلَ بهِ عَلَیهِ؛[8]
یکی از وابستگان امام صادق علیهالسلام گوید: یک نفر از یاران حضرت بیمار شد و با عدهای از یاران امام برای عیادت او بیرون رفتیم، در راه با حضرت صادق7 روبرو شدیم. از ما پرسیدند: کجا میروید؟ عرض کردیم به عیادت فلانی میرویم. فرمودند: بایستید. ما ایستادیم. حضرت فرمودند: آیا سیبی، بهی، ترنجی، کمی عطر یا قطعهای عود با یکی از شما هست؟ عرض کردیم از این چیزها با خود نداریم، حضرت فرمودند؛ مگر نمیدانید که بیمار از این که چیزی برایش ببرند، آرامش مییابد.
[1] . رسول اکرم6 ـ نهجالفصاحه، ص562، ح1927.
[2] . نهجالفصاحه، ص311، ح775.
[3] . لسان العرب، ج9، ص64.
[4] . کافی (ط ـ دارالسلامیه)، ج3، ص115، ح1.
[5] . کنزالعمّال: 25143 ـ منتخب میزان الحکمة: 512.
[6] . کنزالفوائد، ج1، ص178.
[7] . کافی (ط ـ الاسلامی)، ج3، ص120، ح2.
[8] . کافی (ط ـ دارالحدیث)، ج۵، ص317.

