دسته‌بندی نشده

خشم

خشم

)والکاظِلمینَ الغَیظَ(

و کسانی که خشم خود را فرو می‌برند.[1]

پیامبر گرامی6:

اَلا اِنَّ خَیرَ الرِّجالِ مَن کانَ بَطیءَ الغَضَبِ وَ سَریعَ الرِّضا؛[2]

بدانید که بهترین انسان‌ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند.

ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَةً اَفضَلَ عِنْدَ اللهِ مِنْ جُرعَةِ غَیْظٍ کَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ الله؛[3]

انسان هیچ جرعه‌ای ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضا خدا فرو خورد بهتر باشد.

اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّیطانِ وَ اِنَّ الشَّیطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُکُم فَلیَتَوَضَّاْ؛[4]

خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می‌شود، پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.

مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ کَفَّ اللهُ عَنْهُ عَذابَهُ؛[5]

هر کس خشم خود را نگه دارد خداوند عذابش را از او باز می‌دارد.

مَن کَظَمَ غَیظاً وَ هُوَ قادِرٌ عَلی اَن یُنفِذَهُ مَلأهُ اللهُ أمناً وَایمانا؛[6]

هر کس در حالی که می‌تواند خشم خود را عملی کند، آن را فرود برد، خداوند او را سرشار از آرامش و ایمان می‌کند.

اَلصُّرعَةُ کُلُّ الصُّرعَةٍ الَّذی یَغضِبُ فَیَشتَدُّ غَضَبُهُ وَیَحمَرُّ وَجهُهُ وَ یَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛[7]

کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره‌اش سرخ شود و موهایش بلرزد، اما بر خشم خود چیره گردد.

امام علی7:

اَلحِلمُ یُطفی نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إحراقَهُ؛[8]

بردباری آتش خشم را فرومی‌نشاند و تندی، آن را شعله‌ورتر می‌کند.

امام باقر7:

اَیُّما رَجُلٍ غَضِبَ وَ هُوَ قائِمٌ فَلْیَجْلِسْ فَاِنَّهُ سَیَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَإنْ کانَ جالِسا فَلْیَقُمْ…؛[9]

هر کس در حال ایستادن خشمگین شود، بنشیند که این کار به سرعت وسوسه شیطان را از او دور می‌کند و اگر نشسته است، برخیزد.

امام صادق7:

ما مِنْ عَبْدٍ کَظَمَ غَیْظا اِلاّ زادَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ عِزّا فِي الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛[10]

هیچ بنده‌ای نیست که خشمی را فرو خورد مگر آنکه خداوند عزّوجلّ در دنیا و آخرت بر عزت او بیفزاید.

لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِک نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛[11]

کسی که هنگام خشم خوددار نباشد از ما نیست.

[1] . سوره آل‌عمران، آیه 134.

[2] . نهج‌الفصاحه، ح469.

[3] . نهج‌الفصاحه، ح 2628.

[4] . نهج‌الفصاحه، ح660.

[5] . بحارالأنوار، ج73، ص263، ح7.

[6] . نهج‌الفصاحه، ح2778.

[7] . نهج‌الفصاحه، ح1872.

[8] . غررالحکم، ج2، ص123، ح2063.

[9] . بحارالانوار، ج73، ص264، ح9.

[10] . اصول کافی، ج۲، ص110.

[11] . کافی، ج2، ص637.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا