احادیث

بداخلاقی

بداخلاقی

)وَ لا تَستَوِی الحَسَنَةُ وَ لاَ اَلسَّیَّةُ اِدفَع بِالَّتِی هِیَ اَحسَنُ([1]

و نیکی با بدی یکسان نیست(بدی را) به آنچه خود بهتر است دفع کن.

پیامبر گرامی6:

اَبَي اللهُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّیَّيءِ بِالتَّوبَةِ. فَقیلَ: یا رَسول الله، وَ کَیْفَ ذلِکَ؟ قالَ: لِأنَّهُ إذا تابَ مِنْ ذَنْبٍ وَقَعَ في اَعْظَمَ مِنَ الذَّنْبِ الّذي تابَ مِنْهُ؛[2]

خداوند از آدم بداخلاق توبه نمی‌پذیرد. عرض شد: ای رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هر گاه از گناهی توبه کند در ورطه گناهی بدتر از آن که توبه کرده است می‌افتد.

اِنَّ العَبدَ لَیَبلُغُ مِن سُوءِ خُلقِهِ أسفَلَ دَرَکِ جَهَنَّمَ؛[3]

همانا بنده به سبب بدخلقی خود به پائین‌ترین درجه جهنم می‌رسد.

اِنَّ اللهَ یُحِبُّ مَعالِیَ الأخلاقِ وَ یُکرِهُ سَفسَافَها؛[4]

خداوند خوی‌های والا را دوست می‌دارد و خوی‌های پست‌ را ناخوش می‌دارد.

مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ وَ مَن کَبُرَ هَمُّهُ سَقُمَ بَدَنُهُ؛[5]

هر کس بداخلاق باشد، خودش را عذاب می‌دهد و هر کس غم و غصه‌اش زیاد شود تنش رنجور می‌گردد.

شَرُّ ما اُعطِیَ الرَّجُلُ قَلبُ سُوءٍ فی صُورَةٍ حَسَنَةٍ؛[6]

بدترین چیزی که به انسان داده شده دلی بد در چهره‌ای زیباست.

سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لایُغَفرُ وَ سُوءُ الظَّنِّ خَطیئَةٌ تَفُؤحُ؛[7]

بدخوئی گناهی نابخشودنی، و بدگمانی خطائی انتشارپذیر است.

امام علی7:

اَلسَّیِّيءُ الْخُلُقُ کَثیرُ الطَّیْشِ مُنَغَّصُ الْعَیشِ؛[8]

آدم بداخلاق بسیار خطا می‌کند و زندگی‌اش تلخ می‌شود.

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ؛[9]

هر کس بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او دلتنگ و خسته می‌شوند.

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ صْاقَ رِزْقُهُ؛[10]

هر کس بداخلاق باشد، روزی‌اش تنگ می‌شود.

اَشَّدُ المَصائِبِ سُوءُ الخُلقِ؛[11]

شدیدترین مصیبت‌ها سوء خلق است.

امام صادق7:

اِنَّ سُوءَ الخُلقِ لَیُفسِدُ الایمانَ کَما یُفسِدُ الخَّلُ العَسَلَ؛[12]

بدرستیکه بدخلقی ایمان را تباه می‌سازد، همچنان که سرکه عسل را تباه می‌کند.

اِنَّ الشَّبابَ الشَحیعَ الخُلقِ مِغلاقٌ لِلخَیرِ وَ مِفتاحٌ لِلشَّرِ؛[13]

حقیقتاً جوان بداخلاق قفل خیر و کلید شرّ است.

[1] . سوره فصلّت، آیه34.

[2] . بحارالأنوار، ج73، ص299، ح12.

[3] . میزان‌الحکمه، ج3، ص154.

[4] . میزان الحکمه، ج3، ص146.

[5] . نهج‌الفصاحه، ج 3002.

[6] . کنزالعمال، ح5170.

[7] . المحجة البیضاء، 5/93.

[8] . غررالحم، ح1604.

[9] . تحت العقول، ص214.

[10] . غررالحکم، ح8023.

[11] . عیون‌الاخبار الرضا7، ج2، ص37 به نقل از پرورش روح، جلد 1، ص83.

[12] . اصول کافی ترجمه رسولی، ج4، ص11.

[13] . امالی طوسی، ص302.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا