هشت نفری که جزخود را ملامت نکنند
- هشت نفری که جزخود را ملامت نکنند
پیامبر اکرم (ص):
يَا عَلِيُّ ثَمَانِيَةٌ إِنْ أُهِينُوا فَلاَ يَلُومُوا إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ اَلذَّاهِبُ إِلَى مَائِدَةٍ لَمْ يُدْعَ إِلَيْهَا وَ اَلْمُتَأَمِّرُ عَلَى رَبِّ اَلْبَيْتِ وَ طَالِبُ اَلْخَيْرِ مِنْ أَعْدَائِهِ وَ طَالِبُ اَلْفَضْلِ مِنَ اَللِّئَامِ وَ اَلدَّاخِلُ بَيْنَ اِثْنَيْنِ فِي سِرٍّ لَهُمْ لَمْ يُدْخِلاَهُ فِيهِ وَ اَلْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلْطَانِ وَ اَلْجَالِسُ فِي مَجْلِسٍ لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ وَ اَلْمُقْبِلُ بِالْحَدِيثِ عَلَى مَنْ لاَ يَسْمَعُ مِنْهُ.
هشت نفرند كه اگر مورد اهـانت قرار گرفتند، جز خودشان كس ديگرى را سرزنش نكنند:
۱ ـ كسى كه به مهمانى و سفره اى وارد شودكه دعوت نشده است.
۲ ـ مهمانى كه به صاحب خانه دستور دهد.
۳ ـ كسى كه از دشمنانش خير و نيكى طلب کند
۴ ـ كسى كه از فرومايگان انتظار فضل و نيكى داشته باشد.
۵ ـ كسى كه در يك كار سرّى ميان دو نفر وارد شود كه او را وارد آن راز نكرده اند.
۶ ـ كسى كه حاکم وسلطان را سبك بشمارد.
۷ ـ كسى كه جايى نشيند كه شايسته آنجا نيست.
۸ ـ كسى كه سخن خود را به كسى بگويد كه او مایل به شنیدن نیست.
۱ ـ اَلذَّاهِبُ إِلَى مَائِدَةٍ لَمْ يُدْعَ إِلَيْهَا
کسى كه به مهمانى و سفره اى وارد شود كه دعوت نشده است.
(چون صاحب سفره برای خود وبرای مدعوین خودش سفره پهن نموده و برای غیر مدعو پیش بینی نکرده ویا دوست ندارد که او شریک سفره شود در نتیجه با مهمان تحمیلی که باری برصاحب سفره بار می کند ممکن است بی اعتنایی کند ویا احیانا بی حرمتی کند وباعث دلخوری او شود وزبان به ملامت بگشاید اما نمی تواند دیگران را ملامت کند بل خودش را باید ملامت کند چون رفتار نا مناسب نشان داد .)
۲ ـ وَ اَلْمُتَأَمِّرُ عَلَى رَبِّ اَلْبَيْتِ
مهمانى كه به صاحب خانه دستور دهد.
(چون اینجا جای دستور نیست زیرا کسی دستور می دهد که ولایت داشته باشد ومهمان نه ولایتی بر خانه دارد ونه بر صاحب خانه تازه اداره خانه با سلیقه وتدبیر صاحب خانه می چرخد نه با سلیقه تحمیلی دیگران پس اگر مهمان دستور بدهد صاحب خانه ممکن است نپسندد ودر نتیجه اعتاء نکند ومهمان خجالت بکشد وتحقیر بشود پس در این صورت باید خودش را ملامت کند چون با دخالت بیجای خود مایه سرافنکدگی خود شد ودیگران مقصر نیستند . )
۳ ـ وَ طَالِبُ اَلْخَيْرِ مِنْ أَعْدَائِهِ
كسى كه از دشمنانش خير و نيكى بطلبد.
( این هم روشن است ونیازی به توضیح ندارد چون دشمن نه تنها خیر نمی رساند بل همواره در صدد است تا به انسان زیان برساند بدیهی است از چنین انسانی که جز به شر فکر نمی کند انتظار خیر داشتن چه رسد به درخواست خیر از او خلاتف عقل وخرد است وبدیهی است که دشمن به طالب خیر بی اعتنایی کند وانسان را تحقیر کند وانسان از سر ناراحتی بخواهد ملامتی داشته باشد که در این صورت باید خودش ره ملامت کند چون انتظار ودر خواست بیجایی داشت )
۴ ـ وَ طَالِبُ اَلْفَضْلِ مِنَ اَللِّئَامِ
كسى كه از فرومايگان انتظار فضل و نيكى داشته باشد.
( چون فضل وکرم واحسان از انسان با فضیلت وکرامت سر می زند وآنکه ندارد چگونه به بخشد و به عبارتی ذات نایافته از هستی بخش کی تواندکه شود هستی بخش وکف دست که موندارد تو چطور بخواهی از آن موبکنی ؟ حال اگر کسی از فاقد فضیلت ، فضیلت بخواهد کار غیر خردمندانه نموده است وچنین انسانی اگر بخوا هد ویا انتظاری داشته باشد ناکام خواهد ماند وبه ناچار باید خود را ملامت کند که کار نابجایی انجام داد )
۵ ـ وَ اَلدَّاخِلُ بَيْنَ اِثْنَيْنِ فِي سِرٍّ لَهُمْ لَمْ يُدْخِلاَهُ فِيهِ
كسى كه در يك كار سرّى ميان دو نفر وارد شود كه او را وارد آن راز نكرده اند.
( چون راز باید راز بماند وحد اکثر صاحب راز باید بداند واگر صلاح دید به احدی از خواصش بگوید حال یک کسی که اجنبی از راز هست واز صاحب راز اجازه هم نگرفته واز قضا صاحب راز راضی به ورود بیگانه هم نیست پس در چنین شرائطی ورود پیدا کند ومورد اهانت وبی مهری قرار گیر د کسی جز خودش را نباید ملامت کند)
۶ ـ وَ اَلْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلْطَانِ
كسى كه حكومت را سبك بشمارد.
(حکومت باید از یک وزانت و وقار واستحکامی بر خوردار باشد ، یعنی باید مقتدر وصاحب هیبت وهیمنه باشد چون می خواهد حکمرانی کند ، امر ونهی نماید ، الزام وابرام نماید ، قهر وغلبه داشته باشد ، سطوت وشوکت داشته باشد ؛ حال اگر کسی این هیبت وسطوت را بشکند وآن را خوار وخفیف کند بدیهی است حکومت او را تنبیه کند وخوار خفیف نماید ؛ در این صورت که خوار وخفیف شد نباید دیگران را ملامت کند بل خودش را ملامت کند که کار غلط انجام داد )
۷ ـ وَ اَلْجَالِسُ فِي مَجْلِسٍ لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ
كسى كه جايى نشيند كه شايسته آنجا نيست .
(اصولا در مجلس مکانها تعریف شده است عالمان نزدیک هم می نشینند ، حاکمان در معیت هم قرار می گیرند ، خویشان گرد هم می آیند ؛ حال یک کسی بدون رعایت سلسله مراتب وتناسب مجلس خود را قاطی آنان کند وبر چسب ناچسب شود ومثل اجنبی بین محارم گردد بدیهی است که او را بر نتابند وحرمت او را بشکنند که در این صورت جز خودش را نباید ملامت کند چون کار به دور از قاعده وقواره انجام داد)
۸ ـ وَ اَلْمُقْبِلُ بِالْحَدِيثِ عَلَى مَنْ لاَ يَسْمَعُ مِنْهُ.
كسى كه سخن خود را به كسى بگويد كه از او حرف شنوايى ندارد.
(چون با کسی حرف می زند که او خریدار حرفش نیست ، او به هر دلیلی آمادگی شنیدن ندارد و اصولا حرف را برای شنیدن کسی می زنند حال اگر کسی شنونده ندارد وبه زور می خواهد او را بشنواند ممکن است او برگردد به او تو هین کند ویا همین نشنیدن خودش بیحرمتی وبی توجهی به او باشد پس اگر مورد بی توجهی قرار گرفت کسی جز خودش را ملامت نکند )